امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

یادداشت وارده/

نسخه شفابخش قرآن برای اهدای آرامش به زندگی مشترک

%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9

گروه جامعه: کلمه «قَوَّامُون» ضمن طرح برتری ماهوی مردان بر زنان در زندگی مشترک به مظاهر تکاملی جامعه و تغییرات روزافزون قوانین حاکم بر زندگی مشترک زن و مرد هم اشاره دارد.

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ…؛ مردان بر زنان سرپرست و تکیه‌گاه هستند بخاطر اینکه خدا بعضی را بر بعضی برتری داده و نیز بدلیل اینکه مردان از اموال خویش خرج می‌کنند. پس زنان درستکار فرمانبردارند و…»(نساء/۳۴)

%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9

اولین نکته‌ای که در این آیه باید به آن اشاره نمود کلمه «قَوّامونَ»  است که تنها یک بار در قرآن بکار رفته و این نشان از اهمیت این کلمه منفرد دارد. بنابر این موضوع اصلی در این یادداشت، بیشتر حول این کلمه است و سعی می‌شود تا ابعاد متفاوتی که کمتر به آن پرداخته شده، بررسی شود. در تفاسیر داریم که بعضی برتری‌های مرد مانند قدرت بدنی در انجام کارهای سخت و مسئولیت آنها در پرداخت نفقه و مهریه باعث شده است که مقام سرپرستی خانواده را خداوند به مرد اختصاص دهند. اما باید روی کلمه «قوامون» بیشتر تدبر شود؛ چرا که نکاتی در این کلمه وجود دارد که می‌تواند تحولی شگرف در امور خانواده ایجاد نماید. کلمه قوامون به برتری ماهوی مردان بر زنان در زندگی مشترک اشاره دارد همچنین نکاتی را درباره مظاهر تکاملی جامعه و تغییرات روزافزون قوانین حاکم بر زندگی مشترک زن و مرد بیان می‌کند. تحقیقات میدانی از خانواده‌های مختلف در همه اقشار از روستایی گرفته تا شهرنشینان با مشاغل مختلف و حتی در کشورهای غیر مسلمان داشته‌ام که به نتایجی رسیده‌ام که عظمت این کلمه منفرد و شاهکار وحی در قرآن را به خوبی نشان می‌دهد. نکته دوم در عبارت زیبا و بی‌بدیل «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء» خداوند، صفتی برای مردان و زنان قائل نشده‌اند، یعنی عبارت فوق شامل همه مردان و زنان عالم می‌شود. در این مطلب، عظمت قرآن در شناخت ماهیت زن و مرد و جامعه و مسائل روحی، روانی زندگی مشترک اثبات شده و بخوبی تبیین می‌شود که این عبارت زیبا و کامل در همه اقشار مردم دنیا کاربرد داشته و مشکل‌گشاست. نکته مهم دیگر در این آیه، پرداخت مخارج امور مشترک زندگی، توسط مرد است. یعنی اینکه مرد باید به فکر امور مالی خانواده بوده و این عمل، خاص مردان است نه زنان!! از آن طرف مفهوم دیگر این بیان شیوای قرآن این است که زندگی مشترک نباید هیچ وابستگی مالی به زن داشته باشد. نفقه و مخارج روزمره زندگی توسط مرد به همسر اعطاء شده و همسر مدیریت امور منزل را بعهده داشته و در تأمین مخارج زندگی هیچ مسئولیتی ندارد. %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9نکته ظریفی که قرآن در این آیه اشاره شده است، اطاعت و فرمانبرداری زنان شایسته در زندگی مشترک از مردان است. اطاعت زنان از مردان یک اصل است و قرآن این صفت را برای زنان شایسته در نظر گرفته‌اند. زنانی که همین عملشان کافیست که در زمره بهشتیان قرار گیرند؛ چرا که اطاعت زنان از مردانشان نشانه عمل صالح ایشان است. از طرفی می‌توان استنباط نمود که خداوند، تکیه‌گاه زندگی مشترک را مرد معرفی نموده و او و همسرش باید این قاعده را درک کنند. بدین صورت که مرد می‌بایست همسر خود را براساس این اصل انتخاب نماید و مطمئن باشد که همسرش نیز مطیع او خواهد بود. زن هم همینطور توجه داشته باشد که به مردی جواب مثبت بدهد که بتواند از هر لحاظ از او اطاعت نماید. شاید به نظر کمی دشوار باشد اما وقتی به زندگی‌های موفقی که بدون اطلاع از این دستور الهی شکل گرفته‌اند، می‌نگریم، خواهیم دید که ارزشش را دارد که بر اساس این قانون الهی به امر تشکیل خانواده اهتمام ورزیم. البته اگر از همان ابتدا این نقشه راه زندگی مشترک را مربوط به خداوند دانسته و به او توکل نماییم در عمل هم خواهیم دید که کار، بسیار راحت‌تر از آنچه فکر می‌کردیم به سرانجام می‌رسد. و در پایان، نکته بسیار مهم دیگری که از آیه فوق می‌توان دریافت نمود، اشاره به وظیفه اغناء کردن مالی خانواده، توسط مرد است. برای مردی که توانایی تأمین مالی خانواده‌اش را نداشته باشد، تضمین زندگی با آرامش وجود نخواهد داشت. خلاصه نکات فوق این است که مرد، علاوه بر داشتن توانایی‌های لازم برای تکیه‌گاه بودن، باید توانایی مالی در حد خواست همسر آینده‌اش را هم داشته باشد. از طرفی خداوند در مقابل، اطاعت زن شایسته از مرد را مطرح فرموده‌اند پس باید به این نکته ظریف قرآن توجه شود که اگر قرار است زن و مردی در زندگی مشترک خوشبخت شوند باید این صفات ذاتی و اکتسابی را در خود داشته باشند. یعنی همانگونه که از نظر ژنتیک زن و مرد با هم تفاوت دارند و مرد تکیه‌گاه است، از نظر اجتماعی هم این دو باید شرایط فوق را برای زندگی مشترک ایجاد کنند. اگر زنان و مردان عالم به نکات ظریف در این آیه دقت نموده و براساس این نکات کلیدی در امر زندگی مشترک اقدام نمایند کمتر شاهد جدایی، اختلاف و طلاق خواهیم بود. در ادامه بحث، با توجه به تفاوت‌های نسبی فیزیکی، احساسی و اجتماعی مرد و زن که از طراحی عظیم خالق سرچشمه می‌گیرد، با طرح چند پرسش از نگاه زن به تحلیل نکات بسیار مهم فوق دراین آیه می‌پردازیم: آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان بلندتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند تحصیلات همسرشان از خودشان بیشتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند طبقه خانوادگی همسرشان از خودشان بالاتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان مدیرتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان باجرأت تر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند، در شداید زندگی همسرشان از خودشان محکم‌تر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان مسن‌تر باشد؟ و سؤالات بسیاری از این قبیل … که اگر منصفانه و از نگاه زندگی‌های موفق به آن‌ها بنگریم به این نتیجه خواهیم رسید که در روند طبیعی زندگی اگر مرد توانایی بیشتری نسبت به همسرش داشته باشد و زن و مرد به راهکارهای دینی در زندگی مشترک عمل نمایند، آن زندگی به ندرت، دچار مشکل می‌شود. %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9اگر در یک زندگی نمونه، همه برتری‌های نسبی و خدادادی مرد وجود داشته و در ضمن، مرد خانه توانایی مالی تأمین همسر خود را داشته باشد، نه تنها زندگی دچار بلندپروازی‌های مالی و تجمل‌گرایی نمی‌شود، بلکه دچار فقر نیز نمی‌گردد. فراموش نکنیم که باز هم طبق فرموده قرآن در هر خانواده اگرحتی ازدواج براساس عشق و مودت صورت پذیرفته و خیلی از موارد توانایی‌های نسبی مرد به زن هم وجود داشته باشد، اما اداره مالی خانواده در توان مرد نباشد، ممکن است همه ابعاد مثبت دیگر و حتی اطاعت زن، تحت‌الشعاع این مورد قرار گیرد. برای اثبات اهمیت توانایی مالی مرد در تشکیل خانواده در جوامع مختلف به یک مطلب مبتلابه اشاره می‌نماییم. یکی از معضلات ثروت زیاد در جامعه مصرف‌گرا و اقتصادمحور امروز، ازدواج‌های ناموفق و یا در سنین بالاست. خیلی از خانواده‌های با قدرت مالی زیاد، همیشه منتظر خواستگاری برای دخترشان هستند با توانایی مالی در حد خود و یا بیشتر. در چنین دیدگاه‌هایی، موفقیت در امر یک ازدواج خداپسندانه و منطبق بر تکیه‌گاه بودن مرد از نظر مالی در زندگی مشترک، کمتر اتفاق می‌افتد. البته کم نیستند زنان شایسته و با ایمانی که مردشان نسبت به ایشان دارای موقعیت مالی، شغلی، تحصیلی و …. کمتری است اما زن بدون در نظر گرفتن این شرایط و تنها براساس گفته پروردگار، باز هم از مردش اطاعت می‌کند. در اینصورت باز هم هیچ مشکلی در روند زندگی بوجود نمی‌آید و این همان نقش یقین و اطاعت کامل از فرامین پروردگار است که مهمترین رکن در زندگی اجتماعی موفق انسان است. براساس نکات بسیار مهم در این آیه می‌توان سن ازدواج را بسیار کاهش داد. در این طرح زیبای قرآن برای همه جوامع، مردان جوان، ضمن داشتن زندگی بسیار ساده و کم‌توقع به گناه آلوده نشده و مرحله بسیار مهم و خطیر جوانی را در کنار یک همراه بی آلایش و قانع، آغاز می‌نمایند. کلام خدا را می‌توان اینگونه بیان نمود که مرد مانند کوه است و زن مانند جنگل و هر دو متکامل هم. مرد زندگی، ضمن دارا بودن صفات ذاتی و اکتسابی یک تکیه‌گاه مطمئن، بمحض اینکه احساس می‌کند قادر است مخارج زندگی مشترک در حد انتظار همسرش را تأمین نماید پاپیش می‌گذارد و در کنار خانمی که توانایی‌های او را پذیرفته، به آرامش می‌رسند. البته اهمیت دادن به نکات فوق در این آیه، در عمل باید در اجتماع ما که ادعای پیروی از قرآن را داریم هم وجود داشته باشد. اولین وظیفه در این مورد به خانواده‌ها و اجتماع برمی‌گردد و دومین وظیفه برای عملیاتی کردن این نسخه شفابخش، حمایت دولت از زوج‌های جوانیست که براساس این تعالیم و دستورات شفابخش اقدام به زندگی مشترک نموده‌اند. در جامعه اسلامی، زندگی با یک، یاالله گفتن و نترسیدن از تأمین مخارج زندگی، در سنین جوانی شروع می‌شود. کمک بزرگ‌ترها و مسئولان هم می‌تواند به جوانان امید و دلگرمی دهد تا زندگی ساده و با معنویت خود را قبل از آلوده شدن به گناه آغاز نمایند. یادمان نرود که اکثر مشکلات جامعه با ازدواج بموقع جوانان سروسامان می‌یابد. پس ای کاش مسئولان بجای شعار دادن وارد عمل شده و شرایطی را مانند مسکن ارزان و استاندارد، تحصیل رایگان، تخصیص بودجه برای اشتغال سرپرست و تکیه‌گاه زندگی، فراهم آورند که دیگر این همه هزینه‌های مالی، جانی و روانی تحمیل شده از طرف جوانان مجرد و بیکار، گریبانگیر جامعه ما نشود. در پایان عرض می‌کنم که بهترین الگو برای همه بشریت و منطبق با آموزه‌های وحی، ازدواج ساده دخت پیامبر اسلام حضرت فاطمه(س) با حضرت علی(ع) است که باید تلاش مسئولان بخصوص صدا و سیما در جهت معرفی ابعاد مختلف و ترویج این ازدواج ساده و با معنویت باشد تا معضلات جامعه جوان ما از بین رود.

یادداشت از جهانبخش فرجی؛ مدرس و قاری بین‌‌المللی قرآن


بنام خدا

یکی از مهم ترین کارها برای یک قاری قرآن سکوت و کم حرف زدن است. بعضی از دوستان به قاریان پیشنهاد میدهند که برای برداشتن فشار از حنجره و برطرف کردن گرفتگی و خستگی صدا ، زمزمه کنند یا حرف جیم یا راء را آرام تکرار کنند که به نظر حقیر این اعمال سبب تحریک بیشتر تارهای صوتی شده و بهبود آنها را به تاخیر می اندازد. معلمین عزیز بخاطر تکلم زیاد اغلب، دچار افت در صدای تلاوت میشوند که باید در ارائه درس از وسائل کمک آموزشی استفاده نموده و تا جایی که ممکن است از صحبت زیاد آنهم با صدای بلند بپرهیزند، و بعد از تدریس به صدا استراحت دهند.

در حالت سرما خوردگی بهتر است تلاوت نداشته باشیم و در اینحالت  حنجره را با نوشیدن آب ولرم و گرفتن بخور آب خالص مرطوب نگهداریم. همانند مصریها شالی در دسترس داشته باشیم تا بعد از هر برنامه حنجره را با آن بپوشانیم بخصوص در فصل سرما یا در جاهایی که کولر روشن است. مکانهای بسیار سرد و خشک و دود آلود، مناسب تلاوت نبوده و باعث آسیب به حنجره میشوند.

خوردن مخلوط یک لیوان شیر ولرم با یک قاشق کوچک عسل بعد از برنامه تلاوت برای تسکین حنجره و رفع فشار بسیار مفید است.

غذاهای سرخ‌کردنی،ترشیجات،نوشابه های گازدار ، چای و قهوه ، شکلات و مواد دارای کافئین، خوردنیها و نوشیدنیهای ممنوع هستند. موادی مثل چای که دارای کافئین هستند باعث خشکی گلو و در نتیجه تارهای صوتی میشوند. بهترین نوشیدنی آب است آنهم نه آب سرد بلکه آب با دمای معمولی یا ولرم. البته آب باید قبل از خوردن غذا استفاده شود. از خوردن آب حین تلاوت خودداری فرموده و از ۱ ساعت قبل از تلاوت آب ننوشید.

خوردن سوپ های بدون ادویه یکی از بهترین غذاها برای برطرف کردن فشار بر حنجره آنهم بعد از اجراهای طولانی است.

قبل از برنامه تلاوت، از خوابیدن اجتناب نمایید، خواب باعث ضخیم کردن تارها میشود. برای تلاوت حداقل دو ساعت باید از خواب گذشته باشد.

هر نوع محرکی مثل سیگار ، برای حنجره و تارهای صوتی مضر است.

صاف کردن صدا به هر شکلی ممنوع است. علت این عمل اغلب، خشکی گلو و حنجره و وجود خلط در این فضا در اثر استرس است.

غرغره کردن آب مخلوط با نمک ممنوع است. نمک باعث تحریک بیشتر تارها و همچنین خشکی آنها میشود.

خوردن هلو و سیب بسیار برای تقویت و آرامش تارها مفید است.

خوردن لعاب مخلوط دانه به و چهار دانه در آب جوش بسیار عالیست. البته بعد از ولرم شدن آن.

مراقبت غذایی و کم خوری از مهمترین پرهیزها برای یک قاری است. گازهای برگشتی معده ،ناشی از پرخوری و بد خوری یکی از مهم ترین عوامل ایجاد خلط و ناکوکی و قفل شدن تارهاست.

طب سنتی بهترین دستورهای خوردن صحیح ، خاصیت غذاها و نساختن بعضی از آنها باهم یا سازگاری چند غذا با هم و یا غذاهای مناسب طبع های مختلف بحث های جامعی ارائه نموده است.

و در پایان باید عرض کنم که عصبانیت، هیجان، استرس و داد و فریادهای ناشی از آنها، برای حنجره بسیار مضر هستند. نشستن زیاد پشت کامپیوتر و انجام کارهای فکری و جسمانی طولانی هم برای حنجره مفید نیست. عوارض خطرناک دادهای ناشی از عصبانیت بر حنجره را شاید تا سالها نتوان جبران و ترمیم نمود.

تنفس صحیح دیافراگمی و ورزش مرتب و مناسب از بهترین راههای تقویت حنجره و عضلات درگیر در امر تلاوت است.

 با احترام جهانبخش فرجی مهر ۹۲

منتظر سوالات شما هستم


طهارت و با وضو بودن

قاری قرآن هنگام تلاوت سزاوار است که با وضو باشد، چون هر قدر پاکی و قداست بیشتر شود، درک انسان از مفاهیم قرآن و محتوای آن افزون خواهد شد

قال ابوالحسن (علیه السلام)

المصحف لاتمسّه علی غیر طهر ولا تجنباً ولا تمسّ خطّه ولا تعلّقه، انّ الله تعالی یقول: «لا یمسّه الاّ المطهّرون[۱]»[۲]

« قرآن را بدون وضو و در حال جنابت دست نزن و دست بر خط آن در این حال مگذار و آن را حمائل نکن! چرا که خداوند متعال فرموده: جز پاکان قرآن را مس نمی‌کنند.»

حضرت علی (علیه السلام)در خطبه همام، پرهیزگاران را چنین می‌ستاید:

… امّا اللّیل فصافّون اقدامهم تالین لاجزاء القرآن یرتّلونه ترتیلا، یحزّنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم، فاذا مرّوا بآیه فیها تشویق رکنوا الیها طمعا و تطّلعت نفوسهم الیها شوقا و ظنّوا انّها نصب اعینهم و اذا مرّوا بآیه فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم وظنّوا انّ زفیر جهنّم و شهیقها فی اصول آذانهم…

« و اما شب هنگام! راست بر پایند و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند و با خواندن آن اندوهبارند و در آن خواندن، داروی درد خویش را به دست می‌آورند و اگر به آیه‌ای گذشتند که تشویقی در آن است به طمع بیارمند و جانهایشان چنان از شوق برآید که گویی دیده‌هایشان بدان نگران است و اگر آیه‌ای را خواندند که در آن بیم دادنی است، گوش دل‌های خویش بدان نهند،‌آنسان که پنداری بانگ برآمدن و فرو شدن آتش دوزخ را می‌شنوند.»[۳]

استعاذه

یکی از آداب تلاوت قرآن این است که هنگام شروع تلاوت باید گفت:

اعوذ بالله من الشّیطان الرجیم

این دستوری است که خود قرآن کریم آن را فرمان داده است؛

فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم[۴]

« چون خواستی قرائت قرآن کنی پس پناه ببر از شیطان رانده شده.»

از امام صادق (علیه السلام) روایت است:

اغلقوا أبواب المعصیه بالإستعاذه و افتحوا ابواب الطّاعه بالتّسمیه

« درب‌های گناه را با (استعاذه) یعنی گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) ببندید و درب‌های اطاعت را با بسمله ( یعنی گفتن بسم الله الرحمن الرحیم) بگشائید.»[۵]

ترتیل

یکی دیگر از آداب تلاوت است، که در قرآن به آن اشاره شده است:

ورتّل القرآن ترتیلاً

« و ترتیل کن قرآن را ترتیل کردنی»[۶]

از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه ترتیل پرسیدند، فرمود: امیر المؤمنین فرموده است: یعنی قرآن را خوب بیان کن و همانند شعرا آن را به شتاب نخوان و مانند ریگ آن را پراکنده نساز![۷]

و در بیانی دیگر از امام علی (علیه السلام) آمده است:

انّ القرآن لایقرأ هذرمه ولکن یرتّل ترتیلا

« همانا قرآن نباید با شتاب خوانده شود، بلکه باید آرام و با تأنی تلاوت شود»[۸]

تزئین تلاوت با صدای نیکو

قرآن وقتی با صدای خوش خوانده شود، در دل انسان بیم و حزن و فروتنی راه می‌یابد،

قال رسول الله: زیّنوا القرآن بأصواتکم[۹]

« قرآن را با آوای خود زینت دهید»

امام صادق (علیه السلام) از نبی اکرم نقل کرده است که:

لکلّ شیءٍ حلیه و حلیه القرآن الصّوت الحسن[۱۰]

« هر چیزی زینتی دارد و صدای خوش زینت قرآن است

عده‌ای در حضور امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) سخن از صدای خوب به میان آوردند، امام فرمود: علی بن حسین (علیه السلام) قرآن می‌خواند و گاه اتفاق می‌افتاد، که عابری از زیبایی صدای او بی‌هوش می‌شد.

کان علی بن الحسین (علیه السلام) احسن الناس صوتاً بالقرآن و کان السّاقون یمرون فیقفون ببابه یستمعون قراءته و کان ابو جعفر احسن الناس صوتاً.[۱۱]

« علی بن الحسین (علیه السلام) در خواندن قرآن خوش صداترین مردم بوده آب آورها وقتی که به در خانه امام می‌رسیدند، می‌ایستادند، تا صدای امام را بشنوند، امام باقر (علیه السلام) نیز صدای خوش‌تر از دیگران داشت.»

نگاه به صفحه قرآن

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:

فضل عباده أمّتی تلاوه القرآن نظراً[۱۲]

« از رو خواندن قرآن برترین عبادت امت من است.»

در روایت دیگری نیز می‌فرماید:

لیس شیء اشدّ علی الشّیطان من القرائه فی المصحف نظراً[۱۳]

« هیچ چیزی برای شیطان سخت‌تر از قرائت قرآن از روی آن نیست.»

احترام گذاشتن به قرآن و برگه‌های آن واجب و لازم است.

سجود هنگام تلاوت و یا استماع آیات سجده

خوشبو کردن و نظافت دهان با مسواک

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

نظّفوا طریق القرآن قیل: یا رسول الله و ما طریق القرآن؟ قال: افواهکم قیل: بماذا؟ قال بالسّواک.

« راه قرآن را پاکیزه نمائید! گفتند: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) راه قرآن چیست؟ فرمود: دهانتان! گفتند: چگونه آن را پاکیزه کنیم؟ فرمود: به وسیله مسواک زدن.»

رو به قبله نشستن و پاها را جمع کردن و تکیه نکردن به احترام قرآن

تلاوت با حزن

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

انّ القرآن نزل بالحزن فاقرؤه بالحزن[۱۴]

« قرآن با اندوه نازل گردیده، پس آن را با صدای حزین قرائت کنید.»

حضور قلب و توجه به قرآن و معانی آن

یعنی یاد خدا و عظمت و بزرگی او را در ذهن خود تقویت کنیم.

تفکر و تدبر در آیات الهی

افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها[۱۵]

«چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند و یا اینکه بر دلهایشان قفل‌ها زده شده است؟»

صلوات بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و دعا کردن قبل از تلاوت قرآن، به ویژه دعاهایی که از معصومین (علیهم السلام) رسیده است.

تلاوت قرآن همراه با ترجمه و معانی آیات

استمرار قرائت قرآن در هر روز و تلاش بر عمل به آیات آن

سکوت هنگام استماع آیات

و اذا قری القرآن فاستمعوا له و أنصتوا لعلّکم ترحمون[۱۶]

« و هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهید و ساکت شوید تا بشنوید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.»

قرار دادن قرآن در جایی بلندتر از زمین (مانند رحل)

قرائت قرآن با کمال ادب و تواضع

سزاوار است قاری هنگام تلاوت قرآن خود را در محضر خداوند بداند و از خندیدن و شوخی کردن و حتی حرف زدن با دیگران تا پایان قرائت بپرهیزد.

تلاوت قرآن در مکان‌های شایسته (مانند خانه، مسجد و حرم) و پرهیز از جاهای نامناسب (مانند محل رفت و آمد مردم)

قرائت قرآن با لحن و لهجه عربی

تمیز و پاکیزه نگه داشتن قرآن و قرار دادن آن در جلد و جای مناسب

شرک موانع فهم قرآن

قاری قرآن باید در رفع موانع و حجب شیطانی بکوشد. مهمترین حجاب‌های فهم چهارتا می‌باشد.

الف) برخی از قاریان تمام تلاش خویش را صرف تلفظ صحیح کلمات قرآن می‌کنند، تا مبادا حرفی را از مخرج نادرست، ادا کنند، در چنین وضعیتی دیگر برای توجه به معانی، مجالی باقی نمی‌ماند، شکّی نیست که چنین تلاشی از وسوسه‌های شیطان است که مردم را از درک معانی کلام الهی باز دارد.

ب) اینکه تلاوت کننده در مسائل، مقلّد نظریه‌ای باشد که به تقلید آن را یاد گرفته و نسبت به آن جمود و تعصب داشته باشد،‌این چنین اعتقاد و تعصب مانع از ارتقاء است.

ج) اینکه قاری بر گناهی اصرار ورزد و یا متکبر و به طور کلی اسیر هوای نفس باشد، این گناهان سبب تاریکی دل می‌گردد و مانند غبار بر آیینه قلب نشسته، از تجلی حق جلوگیری می‌کند و این بزرگ‌ترین حجاب دل است.

د) اینکه تفسیر ظاهری آیه را بخواند و بپذیرد که کلمات قرآن در معانی خود منحصر به همانی است که از ابن عباس و مجاهد و امثال آنها نقل شده و بقیه تفسیر به رأی است و این خود از حجاب‌های بزرگ فهم قرآن است.

تخصیص

یعنی اینکه تلاوت کننده در نظر بگیرد که مقصود از هر خطاب قرآن خود اوست، پس اگر نهی یا امری را در قرآن می‌خواند یا وعده و وعیدی را می‌شنود، خود را مخاطب بداند و اگر داستان‌های انبیاء و اقوام گذشته را قرائت کند آنها را به منزله داستان‌های افسانه‌ای تلقی نکند، بلکه بداند که مقصود از آنها عبرت است، در قرآن می‌خوانیم:

و لقد یسّرنا القرآن للّذکر فهل من مدّکرٍ[۱۷]

و لقد یسّرنا القرآن للّذکر فهل من مدّکرٍ[۱۷]

یعنی ما قرآن را برای پند گرفتن آسان ساختیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟

تأثیر پذیری

قاری قرآن باید از آیات گوناگون کلام الهی متأثر شود و به حسب مضمون هر آیه حالت حزن و اندوه و یا نشاط و شادی برایش حاصل گردد چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خود از آیات الهی متأثر بود.

به بیان دیگر: هرگاه به آیات مربوط به بهشت می‌رسد، خوشحال شود و رفتن به بهشت را از خداوند بخواهد و هرگاه به آیات مربوط به جهنم می‌رسد، ناراحت و محزون گردد و به خدا پناه ببرد.

ترقی

عنی اینکه قاری در حین تلاوت قرآن چندان اوج بگیرد و احساس تقرب به درگاه باری تعالی کند تا به آنجا برسد، که آیات را از صاحب وحی بشنود.

فرق است بین کسی که تماشاگر سخن گفتن دو کس است، با کسی که مخاطب گوینده است، مشارکت ما در تلاوت قرآن، ابتدا، مشارکتی تماشاگرانه است، یعنی بازیگران صحنه، دیگران‌اند و ما به تماشا دعوت شده‌ایم، این نحوه از مشارکت می‌تواند ارتقاء یابد و به مشارکتی بازیگرانه تبدیل شود، یعنی به جایی برسد که ما احساس کنیم، مخاطب مستقیم کلام خداوند هستیم و اینجاست که بهره‌ای دیگر می‌بریم و لذتی دیگر از مرتبه‌ای والاتر!

گفتن «صدق الله العلی العظیم» (خدای بلند مرتبه بزرگ راست گفته است) در آخر تلاوت

قرائت دعاهای رسیده از پیشوایان معصوم پس از پایان تلاوت[۱۸]


[۱] . واقعه/۷۹٫ [۲] . وسائل الشیعه، ج۱، ص۲۷۰، ح۵٫ [۳] . نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، خطبه ۱۹۳، ص۲۲۵٫ [۴] . نحل/۹۸٫ [۵] . بحار الانوار، ج۹۲، ص۳۱۶٫ [۶] . مزمل/۴٫ [۷] . اصول کافی، ج۲، ص۴۱۸٫ [۸] . اصول کافی، ج۲، ص۶۱۸٫ [۹] . سنن بیهقی، ج۱۰، ص۲۲۹٫ [۱۰] . المحجه البیضاء، ج۲، ص۲۳۲٫ [۱۱] . المحجه البیضاء، ج۲، ص۲۳۲ [۱۲] . المحجه البیضاء، ج۱، ص۲۳۱٫ [۱۳] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۱۸٫ [۱۴] . اصول کافی، ج۲، ص۴۳۲٫ [۱۵] . محمد/۴۷٫ [۱۶] . اعراف/۲۰۴٫ [۱۷] . قمر/۲۲٫ [۱۸] . امیر المؤمنین موقع ختم قرآن می‌فرمود: اللهم اشرح بالقرآن صدری و استعمل بالقرآن بدنی و نوّر بالقرآن بصری و اطلق بالقرآن لسانی و اعنی علیه ما ابقیتنی فانه لا حول ولا قوه‌ الا بک: بار خدایا! سینه‌ام را به وسیله قرآن گشاده‌دار و بدنم را به دستور قرآن کارگیر، و دیده‌ام را به قرآن نور بخش و زبانم را به قرآن روان گردان و تا مرا در این دنیا باقی نگه می‌داری به وسیله قرآن یاریم کن زیرا هیچ نیرو و توانی نیست مگر به کمک تو. (بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۰۹).


تاریخ ثبت: ۲م دی, ۱۳۹۱ | باموضوع: مقالات و متون قرآنی و آموزشی | بدون نظر »

درباره آثار استماع قرآن، ابتدا لازم است، گفته شود که گاهی «استماع» ممکن است اثر مورد انتظار را در پی نداشته باشد، و این از آنجا ناشی می‌شود که «استماع» همراه با شرایط خاص خود صورت نگرفته است، بنابراین «استماعی» مورد نظر است که به همراه پذیرش قلبی باشد و چنین استماعی از قرآن آثار و برکات الهی را به دنبال دارد و مورد توصیه رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ است.

بهتر است پیش از ورود به این بحث از دیدگاه قرآن، از رهنمودهای پیشوایان و امامان دینی ـ علیهم السلام ـ استفاده نماییم. برخی از سخنان آن بزرگواران تأکید و تشویق به استماع قرآن است مانند کلام گوهر بار رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ که فرمود:

«ألا من اشتاق إلی اللّه فلیستمع کلام اللّه»[۱]

آگاه باشید، هر کس مشتاق خدا باشد، باید کلام (قرآن) او را گوش دهد.

و در برخی دیگر از روایات، سخن از آثار دنیوی و اخروی استماع قرآن به میان آمده است، از جمله آنها سخن نبی اکرم، حضرت محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ است که فرمود:

«من استمع آیه من القرآن خیرٌ له من ثبیر ذهباً، والثّبیر اسم جبل عظیم بالیمن»[۲]

گوش کردن یک آیه از قرآن، از طلایی که به اندازه کوه «ثبیر» باشد بهتر است. («ثبیر» نام کوه بزرگی در یمن است)

و نیز فرمود:

«یدفع عن قارئ القرآن بلاء الدنیا، ویدفع عن مستمع القرآن بلاء الآخره»[۳]

از قاری قرآن، بلای دنیا، و از استماع کننده آن، بلای آخرت دفع می‌گردد.

آن حضرت در جای دیگر فرمود:

«من استمع إلی آیه من کتاب اللّه کتبت له حسنه مضاعفه…»[۴]

هر کس یک آیه از قرآن را گوش دهد، برای او حسنه بسیاری نوشته می‌شود.

در قرآن نیز آیاتی است که آثار استماع قرآن را به وضوح بیان می‌کند:

۱٫ از جمله این آیات، آیات سوره «مائده» است. در این آیات، مقایسه‌ای میان یهودیان و مسیحیانی که در عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ می‌زیسته‌اند، صورت گرفته است. در آیات پیشین، یهود و مشرکان در ردیف هم قرار داشتند و مسیحیان در ردیف دیگر، لذا می‌گوید:

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری…»[۵]

طور مسلم سر سخت‌ترین دشمنان مؤمنان، یهود و مشرکان هستند، و با محبت‌ترین آنها نسبت به مؤمنان، مد‌عیان مسیحی.

البته تاریخ اسلام نیز به خوبی گواه این حقیقت است که یهودیان نسبت به مؤمنان از هر گونه کارشکنی، دشمنی و کینه‌توزی خودداری نمی‌کردند، و افراد بسیار کمی از آنان به اسلام گرایش پیدا کردند، اما در غزوات اسلامی، درگیری مسیحیان با مسلمانان کمتر بوده است، و از طرفی، افراد زیادی از آنها به صفوف مسلمانان پیوستند.

در همین آیات دلیل این تفاوت بیان شده است و آن اینکه مسیحیان معاصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ دارای امتیازاتی بوده‌اند که آن امتیازات در یهود نبوده است. از جمله آن امتیازات این بود که آنان در برابر پذیرش حق خاضع بودند، و تکبری از خود نشان نمی‌دادند، و نیز جمعی از آنان (مسیحیان) هنگامی که آیات قرآن را می‌شنیدند، اشک شوق از دیدگانشان به دلیل دست یافتن به حق، سرازیر می‌شد، و با صراحت می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، و ما را از گواهان حق و همراهان محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و یاران او قرار ده.

و اما نکاتی که در خصوص «آثار استماع قرآن» از آیات مورد بحث به دست می‌آید، عبارتند از:

الف. مسیحیان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، به هنگام شنیدن آیات قرآن، در برابر حق، متواضع و فروتن بودند.

«وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ * وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ…»[۶]

و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‌ورزند * و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی که (از شوق)، اشک می‌ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته‌اند…

جمله «وإذا سمعوا ما أُنزل إلی الرسول تری أعینهم تفیض من الدمع» که حکایت از اعتراف آنان به حقّآنیّت قرآن و حضرت رسول ـ صلی اللّه علیه و آله ـ دارد، می‌تواند دلیل و شاهدی بر جمله «أنَّهم لایستکبرون» باشد.

ب. گروهی از کشیشان و راهبان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ بر اثر شنیدن آیات قرآن گریه می‌کردند:

«مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً… وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ…»[۷]

در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند؛… وهر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی که (از شوق)، اشک می‌ریزد…

البته با توجه به اینکه ضمیر در «سمعوا» به «قسِّیسین» و «رهبان» برگردانده شود.

ج. گروهی از مسیحیان، کشیشان و راهبان عصر بعثت، در پی شنیدن آیات قرآن، پذیرای آیین اسلام شدند:

«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنا…»[۸]

و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده، بشنوند، چشم‌های آنها را می‌بینی که (از شوق)، اشک می‌ریزد، به خاطر حقیقتی که دریافته‌اند؛ آنها می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم…

د. مسیحیان زمان پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ از شنیدن آیات قرآن، به شدت متأثر می‌شدند:

«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ»[۹]

«فیض» به معنای جاری شدن است، «من» در عبارت «من الدمع» «نشویه» است. و «دمع» مصدر و به معنای اشک ریختن. و نسبت دادن «فیض» به چشم برای مبالغه در گریستن و متأثر شدن است؛ یعنی آن قدر متأثر شدند که گویا چشم‌های آنان بر اثر گریستن، جاری شد.»[۱۰]

هـ . گروهی از مسیحیان عصر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ با شنیدن آیات قرآن اشک شوق می‌ریختند:

«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْع…ِ»[۱۱]

«کلمه «دمع» می‌تواند به معنای اشک، باشد. در این صورت «تفیض» یعنی لبریز می‌شود. بنابراین جمله «ْتَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ» به این معنا است که چشمانشان از اشک لبریز شد.»[۱۲]

۲٫ آیه دیگری که سخن از آثار استماع قرآن دارد آیه ۲۰۴ سوره «اعراف» است که می‌فرماید:

«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۱۳]

«هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید. شاید مشمول رحمت خدا شوید.»

در خصوص این آیه شأن نزول مختلفی ذکر شده است، از جمله اینکه «ابن عباس» و جمع دیگری گفته‌اند: مسلمانان صدر اسلام، گاهی بین نماز صحبت می‌کردند، و شخص تازه وارد، به هنگامی که نماز را شروع می‌کرد، از دیگر نمازگزاران سوال می‌کرد، چند رکعت نماز خوانده‌اید؟ آنان هم جواب می‌دادند؛ از این رو، آیه فوق نازل شد و آنان را از این عمل نهی کرد. در نتیجه قرآن در آیه فوق دستور می‌دهد: «هنگامی که قرآن تلاوت می‌شود، با توجه گوش دهید و ساکت باشید، شاید مشمول رحمت خدا گردید

بنابراین، بحث مورد نظر ما از این آیه شریفه، آثار عمل کردن به این دستور الهی است،که در قسمت پایانی آیه بدان اشاره شده است، و برداشت ما از آیه شریفه، با توجه به تناسب موضوع مورد بحث به این شرح است:

الف. گوش سپردن کافران به آوای دلنشین قرآن، زمینه‌ساز دستیابی آنان به هدایت و رستگاری است: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۱۴]. یادآوری این نکته ضرورت دارد که چنان ‌چه خطاب این آیه شریفه، کافران هم باشند، مصداق مورد نظر از رحمت در جمله «تُرْحَمُونَ» «هدایت» خواهد بود[۱۵]

ب: گوش فرا دادن به قرآن و سکوت به هنگام شنیدن آن، زمینه‌ساز دستیابی به رحمت خداوند است.

«فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۱۶]

در اینجا مناسب است که به دو نکته دیگر از نکات مهم این آیه اشاره نماییم:

یکم. تعبیر به «لعلَّ» در عبارت «لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» «شاید مشمول رحمت خدا شوید»، مشعر این معنا است که تنها سکوت و گوش فرا دادن کافی نیست، بلکه شرایط دیگری از جمله عمل کردن به آن نیز یک شرط مهم و اساسی است.

دوم. نکته‌ دیگر اینکه خطاب آیه ـ همان‌گونه که در برداشت نخست ما نیز آمده ـ می‌تواند کافران را نیز شامل شود. و این مطلبی است که فقیه معروف، مرحوم فاضل مقداد نیز در «کنز العرفان» ذکر کرده که مراد از آیه، شنیدن آیات قرآن و درک مفاهیم آن و پی بردن به معجزه و اعجاز قرآن است[۱۷]

این تفسیر با سیاق آیات پیشین تناسب دارد؛ زیرا در آیه قبل سخن از مشرکان بود که در زمینه نزول قرآن بهانه‌جویی می‌کردند. و در مقابل، قرآن به آنان می‌گوید: «خاموش شوید و گوش فرا دهید، تا حقیقت را دریابید.


[۱] . کنز العمّال، ج۱، ص ۵۵۱، ح ۲۴۷۲٫ [۲] . بحارالأنوار، ج ۹۲، ص ۲۰٫ [۳] . کنز العمّال، ح ۴۰۳۱٫ [۴] . کنز العمّال، ح ۲۳۱۶٫ [۵] . سوره مائده، آیه ۸۲ ـ ۸۳٫ [۶] . سوره مائده، آیه ۸۲ ـ ۸۳٫ [۷] . سوره مائده، آیه ۸۲ ـ ۸۳٫ [۸] . سوره مائده، آیه ۸۳٫ [۹] . سوره مائده، آیه ۸۳٫ [۱۰] . تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۵۴۴، ش ۱٫ [۱۱] . سوره مائده، آیه ۸۳٫ [۱۲] . تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۵۴۵، ش ۱٫ [۱۳] . سوره اعراف، آیه ۲۰۴٫ [۱۴] . سوره اعراف، آیه ۲۰۴٫ [۱۵] . تفسیر راهنما، ج ۶، ص ۴۰۱، ش ۵٫ [۱۶] . سوره اعراف، آیه ۲۰۴٫ [۱۷] . کنز العرفان، ج ۱، ص ۱۹۵٫


تاریخ ثبت: ۲م دی, ۱۳۹۱ | باموضوع: مقالات و متون قرآنی و آموزشی | بدون نظر »
پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 216
  • بازدید دیروز: 222
  • کل بازدیدها: 733061
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 4
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ ۵:۴۶ ب.ظ
آرشیو ماهیانه