امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

یک روز با پیشکسوت قرآنی/ وقتی‌ صوت عبدالباسط انگیزه قاری شدن را ایجاد می‌کند                             %db%8c%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c%e2%80%8c-%d8%b5%d9%88%d8%aa-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b7-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af

گروه فعالیت‌های قرآنی: عزت‌الله گوشه‌ای از پیشکسوتان، اساتید، داوران و قاریان قرآن استان لرستان است که بیش از ۳۰ سال از عمر خود را در خدمت به قرآن و جامعه قرآنی گذرانده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، عزت‌الله گوشه‌ای، از پیشکسوتان، اساتید، مداحان و قاریان برجسته قرآنی استان لرستان است که بیش از ۳۰ سال از عمر خود را در راه خدمت به قرآن و جامعه قرآنی سپری کرده است. وی از سن ۱۷ سالگی شروع به تدریس و آموزش قرآن‌ کریم کرده و اکنون که در سن ۵۰ سالگی به سر می‌برد با تربیت حافظان و قاریان فراوانی، فعالان قرآنی بسیاری را به جامعه قرآنی تحویل داده است و امروز در هر گوشه شهر صدای دلنشین قاریان جوان و نوجوانی به گوش می‌رسد که صوت ملکوتی قرائت قرآن آن‌ها زینت‌بخش محافل و جلسات شده و از میان جمعیت صداهایی به گوش می‌رسد که «این قاری، شاگرد حاج‌آقا گوشه‌ای است».

اولین مشوق

عزت‌الله گوشه‌ای برادر بزرگ‌ترش حاج اکبر را اولین مشوق خود برای ورود به عرصه فعالیت‌های قرآنی می‌داند و می‌گوید: در زمان طاغوت برادرم مرا همراه خود به محافل و جلسات قرآنی می‌برد و همین امر مقدمه‌ای برای آشنایی با برنامه‌ها و اشخاص قرآنی شد و اگر امروز موفقیتی حاصل شده آن را بعد از لطف خداوند متعال مرهون رزق حلال پدر کارگرم و دعای خیر مادرم و به‌طور کلی خانواده مقید و متدین خود می‌دانم.

علاقه به تلاوت عبدالباسط؛ عامل روی‌آوردن به رشته قرائت قرآن

وی بیان می‌کند: در سن ۱۲ سالگی بودم که نوار قرائت سوره مبارکه حشر از مرحوم عبدالباسط را گوش کردم که شیفته تلاوت ایشان شدم و انقلاب معنوی در درونم شکل گرفت و تصمیم گرفتم از قاریان قرآن کریم باشم و خوشبختانه تا امروز نیز با عشق و علاقه آن را دنبال کرده‌ام. گوشه‌ای در حال حاضر علاوه بر این‌که از قاریان، داوران مسابقات کشوری و مربیان قرآن‌ کریم است، نماینده شورای عالی قرآن در لرستان، مدیر مؤسسه یوسف النبی(ع) خرم‌آباد، مسئول جامعه قرآنی پیشکسوتان نیروهای مسلح و مجری نمازهای جمعه خرم‌آباد نیز هست. هم‌چنین او تابستان سال ۷۶ که در مسابقات قرآن شرکت می‌کرد موفق به کسب مقام اول رشته قرائت قرآن‌ کریم در غرب کشور، رتبه اول نیروی زمینی ارتش، نفر اول مسابقات کشوری نیروهای مسلح (زمینی- دریایی- هوایی) و ده‌ها مقام برتر استانی شده است.

%db%8c%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c%e2%80%8c-%d8%b5%d9%88%d8%aa-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b7-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af

کمبود اعتبارات در بخش فعالیت‌های قرآنی

عزت‌الله گوشه‌ای در رابطه با چالش‌های پیش‌روی جامعه قرآنی می‌گوید: ای کاش مسئولان عدالت اداری را رعایت می‌کردند، عدالت بدین معنی که هر چیزی را سرجای خود قرار می‌دادند و در اختصاص اعتبارت تمام بخش‌های فرهنگی را لحاظ می‌کردند بعد با نظارت بر عملکرد آن‌ها ضامن اجرایی شدن آن‌ها می‌شدند، متأسفانه امروز برخورد مسئولان با قرآن، شعاری و تشریفاتی است و در عمل آن‌طور که شایسته مملکت اسلامی است، قرآن در رأس امور قرار نگرفته است.

در مهجوریت قرآن همین بس که…

وی ادامه داد: مهجوریت قرآن وقتی به چشم می‌خورد که غیر از زمان پخش اذان، هر وقت ندای قرآن طنین‌انداز می‌شود همه یقین پیدا می‌کنند که شخصی به رحمت خدا رفته، برخلاف کشور مصر، گوش دادن به نوار قرآن در تاکسی‌های کشور ما امری معمول محسوب نمی‌شود و یا این‌که در آموزش و پرورش کتاب قرآن هم‌ردیف درسی مانند ریاضی نیست به‌طوری‌که هیچ‌گاه کسی به‌خاطر عدم تسلط به روخوانی قرآن در این درس رد نمی‌شود.

قهرمانان ورزشی را همه می‌شناسند، نخبگان قرآنی را چه‌طور؟

گوشه‌ای اضافه می‌کند: در ادارت، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی، تفریحی و ورزشی جامعه ما قرآن در حاشیه قرار دارد، وقتی یک جوان تحصیل‌ کرده مسلط به روخوانی قرآن نیست، وقتی به‌دلیل تبلیغات گسترده رسانه‌ها قهرمانان ورزشی را همه اقشار جامعه می‌شناسند و نوجوانان آن‌ها ‌را الگوی خود قرارمی‎دهند ولی از الگوها و نخبگان قرآنی غافل‌ هستند و خانواده‌ها مبالغ هنگفتی را برای کلاس‌های آموزش فرزندان خود پرداخت می‌کنند ولی حاضر نیستند همان مقدار را برای فراگیری علوم قرآنی فرزندانشان هزینه کنند، این بدین معنی است که جامعه ما با قرآن غریبه است.

باور کنیم که قرآن نجات‌بخش و بیمه‌گر جامعه است

این فعال قرآنی می‌گوید: ما باید به این باور برسیم که قرآن نجات‌بخش است و عمل‌ به دستورات آن جامعه را بیمه می‌کند، اگر آموزه‌های قرآن در جامعه عملی می‌شد امروز شاهد بسیاری از آسیب‌های اخلاقی، انحرافات اجتماعی و جرایم مختلف در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… نبودیم. به میزانی که دین‌داری افراد بیشتر باشد به همان اندازه از آمار جرم و جنایت، کاسته می‌شود.

%db%8c%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c%e2%80%8c-%d8%b5%d9%88%d8%aa-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b7-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af

نقش مؤسسات قرآنی در سالم‌سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان

گوشه‌ای عنوان می‌کند: با توجه به تهاجم روزافزون فرهنگی دشمن، ضرورت غنی‌سازی اوقات فراغت جوانان و آگاهی‌بخشی به نوجوانان امری اجتناب‌ناپذیر است و مؤسسات قرآنی محل مناسبی برای سالم‌سازی زمان فراغت جوانان محسوب می‌شوند ولی به‌علت کمبود اعتبارات و مشکلات مادی و همچنین نداشتن مکان ثابت در ارائه برنامه‌های جذاب و متنوعی که متناسب با علایق کودکان و نوجوانان باشد با محدودیت مواجه‌اند. مؤسسه قرآنی یوسف‌النبی به لطف اداره‌کل اوقاف و خیرین خداجو، مکان ثابتی را برای فعالیت‌های قرآنی خود دارد و این بخش زیادی از دغدغه ما را برطرف کرده است.

مشکلات بی‌پایان مؤسسات قرآنی

گوشه‌ای ادامه می‌دهد: از طرفی خود مربیان قرآنی مؤسسات هم از درآمد بالایی برخوردار نیستند چون هیچ‌گونه حمایتی از جانب دولت نمی‌شوند، به‌ همین دلیل بسیاری از افراد در این اوضاع نه‌چندان مطلوب اقتصادی ترجیح می‌دهند به شغلی روی‌ آورند که از پس هزینه‌های خانواده خود برآیند؛ به‌طور مثال خانواده‌ها رقم بالایی را برای شهریه دانشگاه آزاد فرزندانشان پرداخت می‌کنند تا در آینده در شمار پزشکان کشور باشند، یکی از علل این کار این است که شغل‌های پزشکی و پیراپزشکی از درآمد و منزلت بالایی در جامعه برخوردار هستند و هزینه‌کرد خانواده‌ها در طول اشتغال فرزندانشان جبران می‌شود.

عدم آراسته‌بودن به اخلاق قرآنی موجب دلزدگی مردم از دیانت

وی معتقد است که آراسته بودن قاریان و حافظان به اخلاق قرآنی نقش مهمی در جذب افراد به‌ویژه قشر جوان به حوزه فعالیت‌های قرآنی  دارد و بیان می‌کند: عملکرد فعالان قرآنی زیر ذره‌بین مردم است، به‌طوری‌که عموم مردم از قاریان و حافظان قرآنی انتظار بیشتری دارند و گناه و معصیت از جانب آن‌ها را برنمی‌تابند، پس اگر الگوهای قرآنی اخلاق و رفتارشان با مبانی دینی مغایرت داشته باشد، موجب دلزدگی و فاصله گرفتن بسیاری از افراد از دین و دیانت خواهند شد؛ لذا کسی که به عرصه فعالیت‌های قرآنی ورود پیدا می‌کند، مسئولیت و رسالت سنگین‌تری در جامعه به‌عهده دارد، کسی که نماز نمی‌خواند نباید ادعا کند که قاری قرآن است.

%db%8c%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c%e2%80%8c-%d8%b5%d9%88%d8%aa-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b7-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af

برکات مادی و معنوی قرآن

گوشه‌ای در رابطه با برکات مادی و معنوی قرآن در زندگی خود اظهار می‌کند: هر چه دارم همه از برکت قرآن است، نعمت معلم قرآن بودن، همسر و فرزندان خوب، رفع مشکلات و آرامش زندگی، فرصت حج رفتن و حتی امکانات مادی زندگی خود را مرهون قرآن می‌دانم و تمام مشکلات و کمبودهای موجود در حوزه قرآن را تحمل می‌کنم چون امید دارم که اجر معنوی آن که فراتر از امور مادی است در نزد خداوند تبارک و تعالی محفوظ باشد.

وی افزود: خوبی قاری قرآن بودن به این است که با وجود تمام پست‌های مدیریتی که دنیوی هستند و با تغییر دولت‌ها و گذشت زمان از افراد گرفته می‌شوند، هیچ‌کس جز خداوند نمی‌تواند فرصت قاری بودن را از ما بگیرد، امیدوارم که  خداوند هیچ‌گاه نعمت خادم قرآن بودن را از ما سلب نکند.

این پیشکسوت قرآنی به دو قاب عکس روی دیوار اتاق محل کارش اشاره می‌کند و می‌گوید: این بزرگواران مرحوم حاج حسین غفرانی و حاج حشمت‌الله امرایی از اساتید قرآنی بنده هستند که امیدوارم روحشان شاد باشد، همچنین از محضر اساتید دیگری همچون مرحوم حاج اربابی، استاد میرزایی و قاریان مصری استاد هلباوی و شاذلی نیز بهره گرفتم که از آن‌ها تقدیر و تشکر می‌کنم و آرزوی غفران و رحمت روزافزون حق‌تعالی را برای آن‌ها دارم.

فعالان قرآنی تحصیل‌‌کرده؛ گزینه مناسبی برای مدیریت اسلامی

گوشه‌ای در پایان گفت: مدیریت اسلامی مستلزم همراهی تخصص و تدین است و چه بسیارند قاریان و حافظانی که از تحصیلات عالیه‌ای برخوردارند و می‌توانند افراد شایسته‌ای برای خدمتگزاری صادقانه به مردم باشند؛ لذا امید است که مسئولان واگذاری پست‌های مدیریتی را منوط به شایسته‌سالاری قرار بدهند نه وابستگی به احزاب و جناح‌های مختلف.


سخنان مقام معظم رهبری درباره مصطفی اسماعیل/ویژگی تلاوت‌های مصطفی اسماعیل/تحلیل تلاوت‌های استاد به راستی که تلاوت شیوا و ممتاز قاری بر جسته ای چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل که تؤام با دلپذیرترین نغمات آسمانی و کلام روح بخش آیات الهی می باشد جان را طراوت و آرامش می بخشد. وی استادی است بی بدیل که در فن قرائت سبکی بسیار ممتاز دارد. مردی است که تمامی قاریان جهان در آستان پر از معنویتش سر تعظیم فرود می آورند و همه به او عشق می ورزند و این چنین است که رسول خدا (ص) می فرماید: «صدای نیکو زینتی است برای قّراء». قاریان مبرز و اهل فن بر این عقیده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل دارای صفا و پختگی و جذبه ای روحانی که به دلهای مستمعین می نشیند و از گیرائی خاصی برخوردار است. مرحوم مصطفی اسماعیل از مشاهیر و نوابغ علم قرائات در جهان اسلام به شمار می رود که کلام آسمانی را با الحان بسیار لطیف و دلنشین و منطبق با مفاهیم آیات الهی تلاوت نمود بطوری که تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به اندیشیدن در آیات الهی قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغیب می کند. بجاست در این زمینه به سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که در جمع کارکنان رادیو قرآن ایراد فرموده اند توجه کنید: «هنر قاری قرآن این است که هر چه بیشتر معانی قرآن را در ذهن مستمع مجسّم بکند، به این نکته توجه کنید: اینکه می بینید یک تلاوت گری یکدفعه گل می کند و اهل بصیرت او را قبول می کنند بی جهت نیست یک علتی دارد. شیخ مصطفی اسماعیل یا عبدالفتاح و اساتیدی از این قبیل کسانی هستند که وقتی قرآن می خوانند شما می بینید مفاهیم قرآن در ذهنشان مجسم است، احساس می کنید او دارد مفاهیم را به شما می دهد نه حرف را، علت (شهرتشان) این است، لذا است که اینها در همان منطقه خودشان هم معروف می شوند و دیگران و شاگردهایشان مقلد اینها می شوند و شما نگاه کنید بین این قراء بزرگ، مثلاً شیخ مصطفی اسماعیل که من دقت کردم و شاید دیگران هم همین طور باشند من ندیدم جایی در وقف مطلق مصطفی نایستد معمولاً می ایستد شما هم بایستید این ایستادن صدا را زیباتر و دلنشین تر می کند و هم معنی را و این هم یک نکته بود.» شیوه ای را که مرحوم مصطفی اسماعیل در علم قرائات مبتکر آن بوده است، شاهکاری برجسته است که در آن قاری قرآن همزمان با تلاوت و بیان علم تجوید، قادر است تا مفاهیم آیات الهی را به مستمعین برساند و تجسم عینی مفاهیم عمیق قرآنی را ایجاد نماید و این چنین است که جوهر و بطن قرآن کریم در لحن زیبای قاری گرانقدر و ارجمندی چون مرحوم مصطفی اسماعیل می درخشد. مرحوم استاد به کلیه قرائات سبعه و راویان قرّاء تسلط و چیرگی خاصی داشت و با قرائت گوناگون قرآن کریم را تلاوت می نمود، اما اکثراً به قرائت روش مصری به تلاوت آیات مبادرت می ورزید. همچنین او به تمامی مقامات و الحان قرآنی مهارت و استادی وافری داشت بطوری که اهل فن او را یگانه مقری قرآن می دانند. مرحوم مصطفی اسماعیل در ناحیه طنطاء مصر دیده به جهان گشود و از همان اوان کودکی تحت آموزشهای اولیه استاد سید البَدَوی قرائت قرآن را فرا گرفت و سپس در مؤسسه الاحمدی طنطا در نزد استاد ابراهیم سلام و به همراه مرحوم استاد خلیل الحصری تحصیل علوم قرائات را دنبال کرد. وی برای اولین بار که موفق به مسافرت به شهر قاهره شد با مرحوم استاد رفعت ملاقات نمود و برای کسب اطمینان در برابر مرحوم استاد رفعت به تلاوت قرآن کریم پرداخت که در پایان این دیدار، مرحوم استاد رفعت از صدای او و تلاوت زیبا و دلنشین او استقبال نمود و آینده ای درخشان را به او نوید داد. مرحوم استاد خلیل الحصری درباره صوت استاد مصطفی اسماعیل می گوید: او از جمله قاریان ممتازی است که در بیان الحان قرآنی تسلط و استادی خاصی داشت. مصطفی اسماعیل یکی از اساتید مسلم علم قرائت است، استادی که با آشنایی با نغمات و مقامات موسیقی و علم تجوید، بهترین و بالاترین قرائتها را آفریده است. او می گوید: «طریقه تجوید و صوت قرآن کریم بر پایۀ حدود ۱۸ مقام استوار است که برخی از آنها عبارتند از: بیات و مشتقات آن، صبا، شور، حجاز، رصد، سه گاه، عجم و نهاوند و …» از نظر مصطفی یک قاری قرآن که دارای صوتی زیباست ناگزیر است که با موسیقی آشنا باشد و نیز وقف و ابتدا را باید بداند، اما این همه در شرایطی است که قاری به اصول تلاوت خللی وارد نساخته و حق و آیات را ادا کند. صوت خوش در آیات و احادیث نیز پسندیده است و همواره مورد تأئید بوده است. حضرت رسول (ص) فرموده اند: «قرآن را با صوت زیبا، نیکو بخوانید.» از نظر مصطفی یک قاری قرآن بزرگترین و بهترین سفیر برای اسلام و کشور خود می باشد. وی در این راستا عنوان می کند که در سفری که به ترکیه داشته است استقبال بسیار زیادی از سوی مردم و مقامات کشوری صورت گرفت، تا آنجا که نخست وزیر ترکیه خود شخصاً به استقبال و دیدار با وی آمدند و به همراه وزیر فرهنگ مدت نیم ساعت با او به گفتگو نشستند، پس از آن قرآنی را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود، به او هدیه کردند. و نیز طی مسافرتهایی که به لبنان داشت به مدت ۳ سال در ایام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در این کشور پرداخت در اینجا نیز به او نشان درجه یک این کشور را اعطا کردند. شیخ مصطفی اسماعیل به کشورهای بسیار زیادی در اقصی نقاط جهان مسافرت کرده است وی می گوید: «یک قاری قرآن در قلوب مسلمین جهان جایگاه ویژه ای دارد. مردم از او استقبالی شایسته‌ی شخصیت او به عمل می‌آورند، حتی از زمانی که قدم در فرودگاه آن دیار می‌گذارد، روزنامه‌ها و مجلات پیرامون تاریخ زندگی او و تاریخ کشورش، مقالات بسیار می‌نویسند و رادیو و تلویزیون نیز در این رابطه به پخش برنامه‌هایی اهتمام می‌ورزند.» آری استاد مصطفی، از اساتید برجسته است که چون تلاوت می‌کند هر جا شنونده‌ای باشد بی‌اختیار به تحسین و تشویق او لب می‌گشاید. آنگاه که لفظ (ماء) را قرائت می‌کند، چنان می‌خواند که مستمع آب را در مقابل دیدگان مجسم می‌کند این حالت در تمامی کلمات و آیات مشهود است. از مشهورترین اماکنی که استاد در آن مکانها به تلاوت قرآن پرداخته است، مسجد جامع اموی، مسجد جامع کبیر در لبنان، مسجد امام حسین (ع) در عراق، مسجد الاقصی، مسجدالحرام و مسجد جامع کبیر در پاریس را می‌توان نام برد. این استاد بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوتهای مجلسی، تمامی قرآن کریم را نیز به شیوه تحقیق و ترتیل قرائت کرده که در اکثر کشورها، شیفتگان کلام الهی، به تلاوتهای زیبای او گوش جان سپرده، از آن بهره‌ها می‌گیرند و قاریان بسیار با استماع تلاوتهایش به مراتب اعلی در قرائت قرآن رسیده‌اند. سرانجام شیخ مصطفی اسماعیل پس از عمری پربار، در حالی که شیفتگان بیشماری از تلاوتهای دلنشین خویش بر جای گذارده بود، در سال ۱۳۵۹ ه.ش در شهر قاهره به سوی معبود شتافت و بدین سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه‌ای – که سراسر جهان به عظمتش معترف بود – سوگوار گردید. فردی که با صوت و لحن دلنشینش توانست بسیاری را فراسوی دین مبین اسلام رهنمون سازد. همان گونه که خودبارها گفته بود: «یک قاری قرآن بزرگترین سفیر قرآن عزیز است.» استاد در قرائتهای خود آن چنان دقتی در گرفتن نفس عمیق ندارد لکن با این حال آیاتی را با صوتهای بالا و با قدرت زیاد آن چنان زیبا تلاوت می کند که انسان را به حیرت وا می دارد، از نظر صوت نیز اکثراً او موفق بوده است و این در حالی است که قدرت کافی همراه با لحن و نفسی طویل را بهمراه داشته است لکن همان طور که بعضاً مشاهده می شد در اصوات بسیار بالا، صدای وی از شفافیت مطلوبی برخوردار نیست ولی چون لحن شدیدی بر صدا حاکم است آن نقیصه چندان ملاحظه نمی‌گردد. صدای استاد مصطفی اسماعیل از زنگ آن چنانی برخوردار نیست لکن گرمی و پختگی مخصوص که در صدا موجود است کار را برای کسانی که سعی کرده اند تا از او تقلید سبک نمایند بسیار مشکل ساخته است و لذا در صوتهای پائین او، اکثراً توانسته اند از او تقلید سبک نمایند (البته منهای گرمی دلنشین صوت وی) ولیکن در صوتهای بالا مقلدین سبک با مشکلات عمده ای مواجه می باشند. از دیگر محاسن قرائت استاد کنترل تلفظی کلمات در صوتهای بسیار پائین می باشد مخصوصاً زمانی که بلافاصله از صوت بالا برای زمانی کوتاه به صوت پائین نزول کرده و مجدداً به صوت بالا باز می گردد، در چنین حالتی کلمات و حروف در نزد مستمع آن چنان آشکار بیان نمی شود و مسلّماً این امر مطلوب نیست. از دیگر مزایای قرائت استاد منطبق نمودن آیات است با معانی آنها، که او این کار را در اکثر جاها با هنرمندی تمام انجام داده است و در این زمینه سوره های قمر، رحمن، حاقه و نازعات را بعنوان نمونه نام برد. از خصوصیات دیگر وی تکنیک پیشرفته او در قرائت قرآن کریم و نیز تاکتیکهای گوناگونی است که در اکثر مواقع از آنها استفاده کرده است که همگی منحصر به فرد و در واقع مخصوص خود وی بوده است و چون استاد صاحب سبک و شیوه ای خاص در قرائت می باشد لذا از قراء رده اول بشمار می رود که دیگر قاریان نیز بعضاً از او تقلید سبک می نمایند.

التماس دعا مهدی فتحی پور : سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳


زندگی نامه عبدالعزیز حصان

 

شیخ محمد عبدالعزیز حصان از سال ۱۹۶۴ به رادیو مصر پیوست. لقب او ((ملک الوقف و الإبتدا و التنغیم))است که البته لقب شایسته‌ای است. در کودکی بینایی خود را از دست داد و در ۱۰ سالگی قرآن را حفظ نمود. او از جمله قاریانی است که تقلید از آنها سخت دشوار، بلکه محال است (قاریانی مانند علی محمود، عبدالفتاح الشعشاعی و محمود علی البنا نیز چنین هستند). به قول استاد شریفیان، تلاوت ایشان قابل تقلید نیست؛ بلکه قابل تحقیق است)

استاد «محمد عبدالعزیز حصان» یکی از مشاهیر تلاوت قرآن کریم است و به لحاظ برجستگی در ادای نغمات و دقت در ظرافت‌های وقف و ابتداء او را ((ملک الوقف و الإبتدا و التنغیم)) یعنی استاد الوقف و الابتداء و تلوین النغمی لقب داده‌اند.
تبحر این استاد در وقف‌ و ابتدا تا جایی است که یکی از استادان دانشگاه به نام دکتر «عیسوی محمد نجا» رساله دکترای خود را درباره وقف و ابتداء (جمله بندی‌های صحیح در تلاوت) استاد محمد عبدالعزیز حصان نگاشته و نام رساله‌اش را نیز تصویر آهنگین قرآن گذاشت، حتی در مصر به دلیل این مهارت به او قاری فقیه می‌گفتند زیرا در این مسئله ابتکار داشت.
با پیگیری پدر محمد حصان و به دلیل نابینایی این کودک، وی تمام وقت خویش را صرف فراگیری قرآن کرد و در هفت سالگی در مکتب‌خانه و در محضر استاد «عرفه الرشیدی» موفق به حفظ کامل قرآن کریم شد.
او در تلاوت قرآن علاقه زیادی به سبک و شیوه استاد «مصطفی اسماعیل» داشت و در ابتدا نیز مقلد سبک این استاد بود ولی بعد از کسب مهارت‌های بیشتر و ازدیاد تجربه، این استاد خود صاحب سبکی مستقل در تلاوت قرآن کریم شد.

یکی دیگر از موفقیت‌های استاد محمد حصان در عرصه تلاوت قرآن کریم این بود که در یکی از مشهورترین مساجد مصر به نام مسجد «الاحمدی» شهر طنطا که در حال حاضر قاری رسمی این مسجد استاد «محمد بسیونی» است به عنوان قاری رسمی به تلاوت پرداخت


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

زندگی نامه استاد محمود شحات انور

شیخ محمود شحات انور تنها۲۹بهار را تجربه کرده اما تربیتها و آموزشهای پدر استادش او را به حدی رسانده که اکنون میتواند پا جای پدر بگذارد و به عنوان خلف صالح او یاد و خاطره تلاوتهای زیبا و ماندگار پدر را در جای جای این کره خاکی زنده نگه دارد.او چنان زیبا و نیکو- همچون پدر بزرگوارش- تلاوت می کند که اشک شوق ایرانیها را درمی آورد- این بیان را خود وی و اطرافیانش تصریح می کنند. شیخ محمود فرزند استاد شحات انور در سن ۱۲سالگی حفظ قرآن کریم را به پایان برد و توانست در همان سال مقام اول مسابقات بین المللی «لیله القدر» مصر را از آن خود کند. توفیقات وی در این راه مرهون زحمات پدرش و نیز برادر بزرگش انور می باشد.حضور وی در ایران در ایام ماه مبارک رمضان بهانه مغتنمی شد تا گپ و گفت وگوی صمیمانه ای با او داشته باشیم و هر چند او در طی مدت اقامت در ایران برنامه های بسیار فشرده ای در تهران و شهرهای مختلف در زمینه تلاوت قرآن داشت اما این مسئله مانع از آن نشد که پس از یک روز کاری فشرده و در پایان آخرین برنامه قرآنی اش در جوار حضرت شاه عبدالعظیم با نشاط و خندان و روی باز با ما به گفت وگو ننشیند و به سؤالات متعددمان پاسخ ندهد. ماحصل یک ساعت گفت وگوی ما با شیخ محمود شحات انور، تحفه ای است که ذیلا تقدیم خوانندگان قرآن دوست می شود. سوره اسراء را دوست دارم. بدلیل آنکه یک بار در عالم رؤیا یکی از صحابی برجسته رسول الله(ص) را دیدم البته نمی دانم که بود اما می دانم که صحابی جلیل القدر بود. او به نزد من آمد و گفت شیخ محمود! تلاوت سوره اسراء تو را شنیدم ماشاءالله خوب بود. من از آن زمان به این سوره علاقمند شدم و آن را زیاد می خوانم. ¤ به عنوان اولین سؤال شاید بهتر باشد در ابتدای این گفت وگو کمی درباره استاد مسلم قرآن، پدر بزرگوارتان استاد شحات انور برای ما صحبت کنید و درباره برخی ویژگیهای اخلاقی و سبک قرائت ایشان توضیح دهید؟ -پدرم جزو قراء نسل پیشتاز مصر است که بسیاری از قاریان و جوانان از سبک ایشان پیروی می کنند. بنظرم صدای دلنشین ایشان بهترین نغمه ای است که تاکنون در عمرم شنیده ام این نه بخاطر اینکه پدرم است بلکه واقعا صدای ایشان درشنوندگان و عموم مردم تأثیر می گذارد. در مورد ویژگیهای ایشان در قرائت باید بگویم بهترین ویژگی ایشان داشتن حس و حال است او قرآن را با احساس عالی تلاوت می کند. تلاوت او آرام و همراه با احساس است بطوری که بسیاری از کسانی که تلاوت ایشان را می شنوند گریه می کنند. من هم وقتی تلاوتهای ایشان را گوش می کنم دچار حالت گریه می شوم. ¤ کمی درباره خلق و خوی و رفتار ایشان در خانه برایمان صحبت کنید؟ -زندگی ما با ایشان همه اش خاطره است. ایشان بطور دائم با اهل خانه بگو و بخند و شوخی داشت و با اهل خانه با مهربانی رفتار می کرد. اصولا روش زندگی ما در خانه براساس سادگی و بی آلایشی است و ما با هم راحت بودیم. وضعیت زندگی ما کاملا ساده است و موقع غذاخوردن روی زمین می نشستیم و خبری از مبل و صندلی و غیر ذلک نبود. ایشان ما را عادت داده اند که هر صبح و شام همگی قرآن بخوانیم. ¤ مایلیم کمی درباره زندگی خودتان برای ما صحبت کنید. - من از میان سه پسر استاد شحات، سومی و کوچکترینشان هستم. برادر بزرگترم انور، قاری جهانی است. برادر دیگرم محمد قاضی دادگستری است. خواهران دیگرم هم، سنشان از من کوچکتر است. من از سن ۱۲ سالگی با راهنمایی پدرم حفظ و خواندن قرآن را شروع کردم. یادم می آید در آن سن پدرم در محفل قرآنی شب قدر در حضور رئیس جمهور مصر مرا به حاضران معرفی کرد و من به تلاوت پرداختم و اتفاقاً در رشته حفظ و هم در قرائت مقام نخست را کسب کردم. از سن ۱۸ سالگی در محافل قرآنی شرکت کردم و دراین راه برادرم انور کمک کار و یاور و مشوق من بود تا اینکه از سن ۱۹ سالگی رسماً در محافل مختلف در مصر و سایر کشورها حضور یافتم. ¤ تاکنون به چند کشور برای تلاوت سفر کرده اید؟ - من تا یک سال و نیم پیش مشغول تحصیل در دوره لیسانس دانشگاه الازهر بودم و طبعاً بخاطر خدمت وظیفه عمومی نمی توانستم به خارج ا ز کشور مسافرت کنم. پس از پایان تحصیلات و اخذ معافی دائم، برای نخستین بار به پاکستان سفر کردم و سپس به ایران آمدم و پس از آن به انگلیس و پاکستان سفر کردم. ¤ در خلال این سفرهای قرآنی، استقبال مردم از تلاوت ها و محافل قرآنی شما در کدام کشور بیشتر و پرشورتر بود؟ - واقع امر این است که در ایران بیشتر از همه جا بود. زیرا مردم ایران قرآن را دوست دارند و به آن عشق می ورزند و محافل قرآنی بخاطر کسب رضای خدا برگزار می شود نه برای انگیزه های دیگر، اما در بیشتر کشورهای دیگر، برگزاری مجالس قرآن بعضابخاطر شهرت طلبی و درآمد و پول درآوردن است. ¤ بار اول که به ایران سفر کردید. استقبال مردم را چطور دیدید؟ - در سفر اولم ایران را همچون مصر دیدم. می دانید که در مصر محافل قرآنی بسیار زیادی برگزار می شود. از طرفی من از طریق پدرم و برادرم و سی دی های قرآنی، با اوضاع قرآنی ایران تا حدودی آشنا بودم اما وقتی به ایران آمدم شور و شوق قرآنی را همچون مصر دیدم. البته امسال احساس کردم استقبال و شور مردمی بیشتر از پارسال است و عشق مردم به پدرم را در محافل و مجالس بطور ملموس مشاهده می کردم. از اینرو من همه مردم ایران را دوست دارم چون آنان پدرم را دوست دارند. استاد شحات هم مردم ایران را خیلی دوست دارد و به من و انور همیشه توصیه می کند که به ایران سفر کنید و خوب تلاوت کنید چون ایران زیباست و دوستدار قرآن است. تلاوت قرآن در اصل بر هوش و ذکاوت استوار است و تقلید فرع بر آن است. ذکاوت در قرائت یعنی اینکه قاری تشخیص دهد که کجا صدا را بلند کند یا کدام آیه را با صدای زیر بخواند یا از چه مقامات موسیقایی در کجا استفاده کند. ¤ تلاوت قرآن و انس با آن چه تأثیری بر زندگی فردی و اجتماعی شما داشته است؟ - قرآن بر شخصیت من تأثیرگذار بوده و باعث شده که از عادات و رفتارهای ناپسند دوری کنم. بعضا تأثیر قرآن سبب گردیده من بر خلاف بسیاری از جوانان دنبال لذائذ نفسانی نروم. انس با قرآن موجب شده که در وجودم ایمان، تقوا، مردانگی، جوانمردی و شهامت پدید آید و از رفتارهایی چون دروغگویی، نفاق و غیره بدور باشم. بطورکلی قرآن مرا در برابر هر اشتباه و کار خلاف واکسینه کرده و مصون نگه داشته است. ¤ تلاوت قاریان ایرانی را بطور کلی چگونه ارزیابی می کنید؟ - تلاوت آنان خوب است و روش قرائت خوبی هم دارند اما باید ۲ نکته را مدنظر قرار دهند نخست اینکه بسیار پایبند تجوید باشند و احکام آن را از قبیل غنه، اخفاء، اظهار و غیره بخوبی رعایت کنند و نکته دیگر که مهمتر است نفش کشیدن در اثنای تلاوت است. یک قاری بخصوص اگر جوان باشد باید به هنگام تلاوت برآورد کند که خواندن این مقدار آیه چقدر نفس می خواهد و براساس آن نفس کشیدن خود را تنظیم کند و اینطور نباشد که در اثنای تلاوت آیه، نفس بکشد چون این کار خطا است و یک قاری باید به اندازه نفس خود آیه را تلاوت کند. ¤ شما در جریان سفر به شهرهای مختلف ایران، استقبال مردم از تلاوتها و محافل قرآنی را چطور دیدید؟ - استقبال مردم بسیار گرم و پرشور و زیبا بود. بطوری که در اثنای تلاوت، عده ای بودند که از شدت هیجان و تحت تأثیر قرارگرفتن گریه می کردند من به خاطر دارم حتی در یک محفل با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی مشاهده کردم که ایشان گریه می کند البته کسی متوجه نشد اما من خودم آن را دیدم. ¤ توصیه شما به قاریان قرآن درایران چیست؟ - اولا یک قاری خوب باید حافظ قرآن باشد. حفظ قرآن به قلب راحتی و آرامش می دهد و از تشویش می رهاند ثانیا یک قاری باید بفهمد چه می خواند. زیرا اگر شما ندانید چه می خوانید نمی توانید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید. یک قاری باید آیات را فهم و حس کند تا آن را به شنونده انتقال دهد. این توصیه پدرم به ما بود. نکته بعدی اینکه تلاوت قرآن در اصل بر هوش و ذکاوت استوار است و تقلید فرع بر آن است. ذکاوت در قرائت یعنی اینکه قاری تشخیص دهد که کجا صدا را بلند کند یا کدام آیه را با صدای زیر بخواند یا از چه مقامات موسیقایی در کجا استفاده کند. یک قاری باید در اثنای تلاوت ارتباط حسی با شنونده برقرار کند. باید به چهره شنوندگان نگاه کند و چهره اش درهم کشیده نباشد. این ارتباط میان او و شنونده بسیار مهم است و این همان ذکاوت و هوش قرائت است. ¤ آیا در مصر فرزندان اساتید مشهور قرآن، در قرائت از پدرشان دنباله روی می کنند؟ - هرچند فرزند دربسیاری مواقع پا جای پای پدر می گذارد و راه او را ادامه می دهد اما در قرائت قرآن شرط اساسی داشتن موهبت ذاتی و استعداد درونی است. پدرم وقتی دید که ما استعداد قرائت قرآن داریم ما را به این راه تشویق کرد اگر ما از این استعداد بی بهره بودیم هیچوقت این کار را نمی کرد. در مورد مشاهیر قراء باید بگویم فرزندان مشاهیری همچون استاد لیثی، استاد منشاوی و غلوش از آنان دنباله روی می کنند اما باز تأکید می کنم که نمی توان بخاطر شهرت پدر وارد عرصه تلاوت شد. شهرت پدر پنجاه درصد نقش دارد پنجاه درصد بقیه مربوط به استعداد ذاتی فرد است. درست است که فرزندان برخی از مشاهیر مصر تلاوت قرآن می کنند اما چون استعداد ندارند مشهور نشده اند. ¤ چرا در شرایط کنونی مصر از ستارگان نسل گذشته در تلاوت همچون عبدالباسط، منشاوی، مصطفی اسماعیل و غیره خبری نیست؟ - در مصر جوانان با استعداد و قاریان خوش صدای زیادی وجود دارد و محافل قرآنی بسیاری برگزار می شود اما نکته مهم داشتن مقبولیت مردمی است. قراء زیادی در مصر وجود دارند اما مشهور نشده اند و ازطرف عامه مقبول واقع نگردیده اند. چرا؟ برای اینکه عده ای از آنان هستند که در قرائت خلوص ندارند و هدف و انگیزه شان یا نام است یا نان و من و برادرم انور به همه آنان توصیه می کنیم با این صوت خوبی که دارید حیف است بخاطر مسائل بی ارزش دنیایی تلاوت کنید بلکه باید برای خدا تلاوت کنید تا مردم دوستتان داشته باشند. ¤ آیا قبول دارید که عصر طلایی قرائت قرآن در مصر به سر رسیده؟ - این یک واقعیت است که هیچ عصری تمام نمی شود مگر آنکه پس از آن عصر جدیدی شروع می شود. من پیش بینی ام این است که قاریان برجسته ای در مصر ظهور خواهند کرد. الان بسیاری از نونهالان مصری با صوت زیبا تلاوت می کنند اینها پس از ۲۰ سال قاریان برجسته ای خواهندشد. ¤ کمی در مورد محافل قرآنی مصر برای خوانندگان ما صحبت کنید؟ - ما در مصر برای هر چیزی محفل قرآنی برگزار می کنیم در منطقه صعید در جنوب مصر در شادیها، در عزاداریها، درجشنها، ولیمه های حجاج و یا تولد نوزادان مراسم و محافل قرآنی بر پا می شود. در باقی استانها هم در هر مناسبتی مثلا ولادت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) یا مناسبتهای دینی دیگر محافل قرآنی عظیم برپا می شود و قراء مشهور در آنها به تلاوت می پردازند. اما بیشتر در مناسبتهای سوگ و عزا محافل قابل توجه قرآنی برپا می شود و در یک محفل چه بسا ۱۵-۱۰ قاری به تلاوت بپردازند. ¤ روند انتخاب و پذیرش رسمی یک قاری مصری در کشور شما چگونه است؟ -در مصر سندیکای قراء وظیفه امور قاریان را برعهده دارد. قاری قرآن توسط یک هیئت بیست نفره از قاریان برجسته مورد آزمایش و امتحان قرارمی گیرد و پس از دریافت گواهینامه رسمی، امکان می یابد به عنوان یک قاری در مصر و خارج آن به تلاوت بپردازد. اعضای این هیئت را استادانی چون ابوالعینین شعیشع، شیخ طبلاوی، احمد نعینع، انورشحات، فتحی ملیجی، فرج الله شاذلی و نیز بنده تشکیل می دهند. ¤ حرکت ایران به سمت قرآن پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟ -انقلاب اسلامی در ایران حرکتی بسیار عظیم بود و پیشرفتهای حاصل شده پس از انقلاب حاکی از عظمت این حرکت است. بنظر من ایران بهترین کشور در جهان اسلام است که قرآن را دوست دارد و از آن محافظت می کند. حتی از مصر هم بالاتر است. در مصر این عشق و علاقه وجود دارد اما متأسفانه با رویکردی مادی همراه است. در مصر اگر استاد شحات انور را برای مجلسی دعوت کنند، بعید نیست که برای تفاخر و پز دادن باشد. در نزد ما رویکرد عام به قراء و قرائت قرآن رویکردی مادی و پولی است اما در ایران رویکرد مردم، رویکرد عشق و علاقه به قرآن است. حضور آنان در مجالس قرآنی برای بهره بردن و استفاده معنوی از قرآن است. ¤ مردم مصر چه دیدگاهی در مورد ایران و انقلاب اسلامی دارند؟ -مردم مصر ایرانیها را دوست دارند. دلیل آن هم این است که مردم ایران را مردمی پاک و بی آلایش می دانند. ما دوست داریم تلویزیون ایران را ببینیم. و از ایران بشنویم مردم ما احمدی نژاد را دوست دارند چون او در راه صحیح قدم برمی دارد. مصریها انسانهای شجاع و مرد را دوست دارند. مصریها دریافته اند که احمدی نژاد تنها رئیس جمهوری است که در دنیا با شجاعت و عقل و درایت و حکمت عمل می کند و گام برمی دارد. ¤کدام سوره قرآن را بیشتر زمزمه می کنید و چرا؟ -سوره اسراء را دوست دارم. بدلیل آنکه یک بار در عالم رؤیا یکی از صحابی برجسته رسول الله(ص) را دیدم البته نمی دانم که بود اما می دانم که صحابی جلیل القدر بود. او به نزد من آمد و گفت شیخ محمود! تلاوت سوره اسراء تو را شنیدم ماشاءالله خوب بود. من از آن زمان به این سوره علاقمند شدم و آن را زیاد می خوانم. ¤ در پایان اگر سخنی با خوانندگان ما دارید بفرمائید: -توصیه من به قاریان قرآن و خوانندگان عزیز این است که تقوای خدا را داشته باشند و در مسئله تلاوت، مادیات و پول را مدنظر قرارندهند. قرآن را حفظ کنند و در رعایت تجوید قرآن کمال دقت را داشته باشند.


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

زندگینامه استاد سید متولی عبدالعال          

 

آن زمان که او تعلیم و آموزش علوم و فنون این کتاب مقدس را آغاز کرد، کودکی بیش نبود. شاید در آن ایام بر ذهن احدی خطور نمی کرد که روزی این کودک بتواند تلاوت هایی چنین زیبا اجرا کند. هنوز هفت سال بیشتر نداشت که سه جز از این کلام مقدس را حفظ بود و این خود پیشرفتی عظیم در این راستا بود. او چون سایر قاریان در آغاز کار به تقلید از اساتید برجسته قرائت قرآن پرداخت. شاید تلاوت های این قاری برجسته در کشور جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه نمی توانست در ذهن مستمعین این تصور را پدید آورد که استاد، روزی مقلّد قاریان دیگر بوده است. در سال ۱۳۷۰ که این استاد و قاری ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به کشورمان سفر کردند، جذبه تلاوت هایشان بسیاری را شیفته ساخت. تا به آنجا که خود استاد تحت تاثیر واقع شدند. آری، استاد سید متولی عبدالعال یکی دیگر از قاریان برجسته کلام مقدس خدایند و همانند بسیاری از پیشکسوتان این راه، عمری را در این مسیر صرف کرده اند. تولد وی در خانواده ای متعهد و پایبند به مسائل عرفانی و دینی بود. مادرش که محب عرفا و صوفیه بود از همان آغاز، نام سید را که به یکی از عرفا و صوفیه بزرگ، سید احمد البدوی متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نیز جز در این راه گام ننهد. پدر وی متولی نام داشت. استاد از همان اوان کودکی برای تحصیل به مکتب رفته و در آنجا با وجود سن اندک ۳ جز از قرآن را حفظ نموده و در این راه پیشرفت شایانی کرد. وی همانند بسیاری از مبتدیان این طریقت، برحسب کوشش و طاقت صوت خویش، به تقلید از استاد عبدالباسط و استاد مصطفی اسماعیل می پردازد. آن زمان که او بیش از ۱۲ سال سن ندارد به عنوان حافظ کل قرآن مطرح می شود و در همین ایام نیز شیوه و احکام تجوید قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام می ورزد. استاد عبدالعال در ۱۳ سالگی طریقه و روش خاصی برای خویش اتّخاذ نموده و سبک خویش را بر می گزیند زیرا بر این عقیده است که : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنین و آوای خاصی نهاده است و بر این اساس هیچ گاه نمی تواند صوتی را به صوتی تشبیه نمود. آن زمان که یک قاری پس از ممارست و پشتکار فراوان می تواند قاری برجسته ای شود، بهتر آن است که طریقه ای خاص خویش برگزیده و به این ترتیب بر این سبک که نمایانگر شخصیت حقیقی اوست استوار بماند؛ زیرا الگو ساختن تلاوت خاصی در اوان کودکی و آغاز کار و تقلید از آن شیوه نیکویی است که قاری می تواند به این طریق با پیشرفت خویش، سبک خاص خود را انتخاب کند. تلاوت به سبکی تقلیدی از یک استاد، در واقع سبب معروفیت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقلید کننده و من باز توصیه می کنم که هر فردی برای خویش سبکی خاص داشته باشد. استاد متولی در پاسخ به این سؤال که فراگیری علم نغمات صوتی و مقامات الحان چگونه می باشد بدین گونه پاسخ دادند: طبعاً برای دانستن و آموختن هر علمی باید آن را یافت و جست و جو کرد. همان طور که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» یعنی: و از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امّت) اگر نمی دانید سؤال کنید و بدیهی است که مقامات الحان خود دارای علمی پیچیده است و علمایی خاص خویش دارد که برای یادگیری این علوم و فنون باید از اهل آن و علمای آن تفحص نمود. تا به این طریق بتوان از عهده تلاوت و عملی نمودن مقامات برآمده و به اجرای آنها پرداخت. به عنوان مثال: نغمات رست صبا و سه گاه چیست و چگونه باید آن ها را در تلاوت اجرا نمود؟ به این ترتیب می توان هر دستگاهی را مرتب اجرا کرد. گذشته از این ها باید الحان را توام با احساس قلبی و منطبق بر معانی و مفاهیم قرآن کریم پیاده کرده تا در جان و قلب مستمع نفوذ کند و در او اثر نماید و قرآن را بیشتر درک کرده و لذت وافری از این امر ببرد در غیر این صورت دانستن موسیقی صرفاً به جهت زیبا ساختن صوت هیچ سودی نخواهد داشت. استاد متولی عبدالعال در سال ۱۳۷۰ به کشور جمهوری اسلامی ایران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمین دوره مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد جریان داشت عهده دار داوری مسابقات شدند. سپس با مسافرت های متعدد خویش به شهرهای قم ، مشهد ، کرمان و یزد، شور و شوقی وصف ناپذیر در محافل قرآنی به پا کرده و توانستند با تلاوت های زیبای خویش خیل بیشماری را شیفته این کلام مقدس سازند. تا بدانجا که خود ایشان در خاطرات شان همواره به این نکته اشاره دارند که این شور و عشق به قرآن و قاریان قرآن، در هیچ جا نمی توان بدین گونه شاهد بود. وی به حقیقت اینها را بالاترین اشتیاق به کلام مقدس خداوند می داند که این عشق، پیر و جوان، زن و مرد نمی شناسد؛ عشقی که از دل هایی پاک برخواسته وانسان را متعجب می سازد. ایشان در سال ۱۳۷۰ به دعوت کانون قرآن کریم دانشگاه تهران در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه به تلاوت قرآن کریم پرداخت که خاطره آن تلاوت در میان انبوه عاشقان کلام خداوند هرگز از اذهان فراموش نخواهد شد. طی مصاحبه ای که رادیو قرآن با استاد داشتند، ایشان ضمن توصیه هایی در باب قرائت قرآن و اهتمام به آن، علاقه خویش را برای مسافرت مجدد به ایران اعلام کردند. وی خواهان آن بودند تا در فرصتی مناسب سفری دیگر به ایران داشته باشند چرا که خاطرات مسافرت به ایران را از بهترین خاطرات خود می دانند. استاد «سید متولی عبدالعال» از جمله قاریان بنام و مشهور کشور مصر می باشد که در دهه اخیر به اوج شهرت خویش دست یافت و این امر بواسطه تلاوتهای بسیار زیبای این استاد است که توام با نغمات حزین و صدای گرم و نوای هیجان برانگیز و ملکوتی وی می باشد . او در نزد قاریان کشور ایران و علاقمندان و شیفتگان کلام نورانی وحی هم اکنون از محبوبیت و شهرت بسیاری برخوردار است و نوای دلنشین و موزون تلاوت این استاد در کشور اسلامیمان طرفداران بسیاری دارد.


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

استاد شحات  محمد انور در شهر «متغامر» در استان « دکحلیه » از کشور مصر چشم به جهان گشود.زمانی  که استاد در سنین ۳ سالگی به سر می برد، پدرخود را از دست داد.آنگاه تعلیم و تربیت  وی به دایی ایشان واگذار گردید . محیط قرآنی پیرامون استاد باعث شد که او در سن  ۳سالگی حفظ قرآن را آغاز کرده و در۹سالگی حافظ قرآن شود. استاد وارد دانشگاه الازهر  شد و مدت ۲سال در آنجا به تحصیل مشغول شد. درهمین زمان از دانشگاه خارج شده ،خود به  کار قرائت پرداخت. استاد در اکثر مساجد مشهور مصر همچون: مسجد امام حسین، مسجد حضرت  زینب ،مسجد الازهر ،مسجد وفاعی، مسجد سید بدوی و … به تلاوت قرآن پرداخته است وی  هم اکنون در ناحیه «متغامر»مسجدی دارد که متعلق به ایشان می باشد وی در روزهای جمعه  در آنجا به تلاوت قرآن می پرداخت. از جمله اساتید ایشان می توان استاد مرحوم  شیخ«حلمی محمد مصطفی» را نام برد که در واقع معلم و مربی اوست و پایه های اصلی  تعالیم قرآنی را به استاد آموخت. ازدیگراساتید وی می توان به شیخ «علی سید احمد  الفرغچی» اشاره کرد که استاد، علم تجوید را نزد ایشان آموختند. قرائت حفص و ورش را  بر این استاد تلاوت نموده است.پس از ایشان نیز در محضرشیخ «حصنی منصور» در مسائل  حفظ و قرائت شاگردی کرده است ایشان مقامات را درمدت دو سال فراگرفته اند و این  مقامات همچون «سگاء»،«نهاوند» ، «حجاز»، «بیات» وغیره را در حد شناخت مهارت  دارند.
به عقیده ایشان تلاوت قرآن چیز دیگریست و ربطی به مقامات ندارد  ومرتبه بالاتر نسبت به تواشیح دارد. استاد شحات محمد انور در رابطه با اینکه، چرا  قاریان قرآن کریم واساتید آن عمدتا ازکشور مصر هستند می گوید: «در مصر دانشگاه  الازهر در خدمت قرآن می باشد . در مصر فرد عالم (که هم مرتبه حجت الاسلام در ایران  است) لازم است که  حتما حافظ قرآن باشد. محلهایی نیز جهت تعلیم قرآن در تمام  استان ها واماکن مصر وجود دارد واین معاهد در کشور مصر بسیار است. حتی ممکن است  فردی در این دانشگاهها مدارک بالایی را نیز اخذ نماید. زمانی نیز مشاهده شده است که  افراد در سنین بالا وارد این دانشگاهها شده ودر آن به فراگیری علوم قرآنی پر داخته  اند».

استاد می گوید: « شرط اساسی برای قاری قرآن شدن حافظ بودن است وبا این شرط در واقع انسان اهلیت قاری بودن رامی یابد در این صورت لازم است از  سنین ۳ یا ۴سالگی به حفظ قرآن پرداخت.گرچه این کار مستلزم ممارست و پشت کار فراوان  است ».

همچنین ایشان بر امر ورزش در زمینه تمارین قرآن تاکید می کنند و این  توصیه که قاریان قرآن باید از برخی غذاها پرهیز کنند. ایشان به کشورهای زیادی  ازجمله کشورهای قطر،ابوظبی، مالدیو،اوگاندا، نیجریه، ایران، و… مسافرت کرده اند.  استاد از میان سفرهایش به خاطره ای از کشور نیجریه اشاره می کند: « در واقع  انسان،هنگامی که مردمی را می بیند که به خاطر قرآن جمع شده ،حتی با وجودی که زبان  عربی نمیدانند ولی با این وجود اشتیاق و علاقه شدید به قرآن دارند ،شدیدا متاثر می  شود فی المثل در کشور نیجریه ، با اینکه قرآن را نمی فهمند اما با گفتن الله قاری  را تشویق می کنند وبدین وسیله برای قرآن ارزش قائلند… ».

او از اساتید دهه اول  چون شیخ رفعت ،مصطفی اسماعیل ،شیخ عبد الباسط ، شیخ علی البنا ومنشاوی بعنوان  اساتید برجسته یاد می کند. ایشان از جمله مدرسین معهدالقرائات هستند . استاد شحات  انوراز جمله اساتیدی است که به سبب آنکه ۲سال در معهد الموسیقی تحصیل کرده است، به  مقامات و نغمات به خوبی آشنا و مسلط است.

«بهترین اسلوب در تلاوت قرآن رعایت  تقوای الهی است»استاد شحات انور»


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

علاقه روزافزون محمد به تلاوت قرآن کریم سب شد تا وی در سن شش سالگی فنون مربوط به تلاوت قرآن کریم را نیز به طور کامل و تحت تعلیم پدرش فرا بگیرد، همچنین با مراجعه به بعضی از قاریان بزرگ در آن زمان توانست علم اختلاف قرائات را نیز بیاموزد و از آن پس بود که وی تلاوت قرآن را در محافل و مراسم های مختلفی که داخل روستا برگزار می شد آغازکرد.
بیش از ۱۵ بهار از زندگی محمد نوجوان نگذشته بود که شهرت او و تلاوت های زیبایش به روستاها و شهرهای مجاور نیز رسید و تقریباً در استان شرقی مصر در امر تلاوت قرآن کریم صاحب شهرت و منزلت شد.
مردم از صدای زیبا و نفس طولانی محمد در تلاوت قرآن کریم شگفت زده شده و باور نمی کردند که جوانی مانند او بتواند از قاریان بزرگی مانند استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد، استاد مصطفی اسماعیل، استاد محمد رفعت، استاد کامل یوسف بهتیمی و استاد سعید عبدالصمد الزناتی، آن هم با آن دقت و ظرافت تقلید کند.
محمد الیثی در سال ۱۹۸۴ میلادی توانست مجوز تلاوت در رادیو مصر را دریافت کند و از آن پس بودکه شهرتش به سراسر مصر رسید و همه نیز او را به عنوان قاری ممتاز شناختند.
پس از ورود به رادیو وی به عنوان قاری برتر استان شرقی مصر انتخاب شد و در مساجد بزرگی مانند مسجد امام حسین (ع)، مسجد حضرت زینب (س)، مسجد نور و مسجد شافعی به تلاوت قرآن پرداخت و تلاوت هایش نیز به صورت زنده از رادیو قاهره پخش می شد.
محمد الیثی به کشورهای زیادی برای تلاوت قرآن کریم سفر کرد از جمله آن ها می توان به هند، پاکستان، جنوب آفریقا، آلمان و آمریکا اشاره کرد.
وی در سال ۱۳۷۹ هجری شمسی به همراه استاد احمد نعینع به جمهوری اسلامی ایران نیز سفر کرد و با تلاوت های زیبای خود شوق و شور وصف ناشدنی را در بین دوستداران قرآن کریم در ایران به راه انداخت.

پس از مراجعت از سفر ایران وی احساس کرد که حنجره اش دیگر توان قرائت قرآن همانند گذشته را ندارد، به همین منظور به پزشک مراجعه کرد اما درمان موفق حاصل نشد و وی پس از اینکه شش سال تحت مداوا بود در روز یکشنبه ۵ مارس سال ۲۰۰۶ میلادی مطابق با ۱۴ اسفند سال۱۳۸۴ هجری شمسی به دیدار معبود شتافت. روحش شاد و یادش گرامی باد.


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

زندگینامه استاد عبدالباسط

من” عبدالباسط محمد عبدالصمد” از قریه ارمنت که حالا مبدل به شهر شده از توابع استان قنا در جنوب مصراست؛ فاصله ارمنت با قاهره تقریباً ۷۰۰ کیلومترمی باشد. من در سال ۱۳۴۹ هجری قمری،( ۱۳۰۷ هجری شمسی) به دنیا آمد.

 

در ده سالگی قرآن را حفظ نمودم. عاشق قرآن بودم و از خدا آرزو می کردم که یک قاری مشهور بشوم. من برای شنیدن قرآن، مسافت زیادی را پیاده طی می کردم؛ چون در آن زمان در خانه ها رادیو وجود نداشت و فقط قهوه خانه ها رادیو داشتند  .

شیخ رفعت و شیخ شعشاعی- دو نفری که در آن زمان مشهور بودند- در رادیو قرائت قرآن داشتند. شیخ رفعت دو بار در هفته روزهای دوشنبه و جمعه  تلاوت داشت. و ما سه کیلومتر راه را پیاده طی می کردیم تا به صدای شیخ رفعت گوش بسپاریم و برای استفاده از سایر قاریان در جلسات شبانه قرآن شرکت می کردیم . من در مکتبخانه های همان روستا قرآن را حفظ کردم . در آن زمان هنوز روستای ما مبدل به شهر نشده بود.

من به پدرم گفتم که می خواهم علم قرائات را فرا گیرم و قاری مشهور بشوم. پدرم مرا تشویق کرد. اما برادران بزرگترم به دانشگاه الأزهر رفتند و در علوم دیگری تحصیل کردند.

پدرم می خواست مرا به ” طنطا” که ناحیه ای مشهور در علوم قرائات و تعلیم علوم قرآنی بود ببرد، اما شیخی از ناحیه شمال به روستای ما آمد و برای تعلیم علوم قرآنی و قرائات، مردم از او استقبال کردند، که من هم نزد او رفتم و قرائات سبع را یاد گرفتم. او احساس می کرد که من علاقمند هستم و توانایی دارم که قرائات سبع را یاد بگیرم، پس مرا در این امر تشویق می کرد . او قصد آموزش ده قرائت را داشت اما من به فراگیری هفت قرائت قانع بودم . معلم مرا با خود در جلسات شبانه قرآن همراه می برد و تقریباً مرا مثل فرزند خود حساب می کرد.

من قرآن را در ده سالگی و قرائات سبعه را در ۱۲ سالگی و عشره را در ۱۴ سالگی، یعنی همه قرائت های دهگانه را- الحمدلله- آموختم . 

ما علاوه بر حفظ قرآن، در کتاب ها معانی را هم فرا می گرفتیم. چون علم به معانی در رعایت وقف و دیگر قواعد لازم است.

گرچه در مصر دانشکده قرائات قرآنی ایجاد شده ولی هنوز هم چند مکتبخانه در مصر موجود است ولی مسئولین دوباره تشویق  شده اند تا مکتبخانه ها به وضع سابق خود برگردد.

البته مدرسه قرائات هم هست ولی این مخصوص کسانی است که قرآن را حفظ کرده اند و می خواهند قرائت ها را بیاموزند و این مدرسه وابسته دانشکده زبان ادبیات و عرب به دانشگاه الأزهر است. و قرائت های هفتگانه، دهگانه، چهارده گانه، قواعد قرآن و زبان عربی و به طور کلی علوم قرآنی و علوم وابسته به آن در آنجا تدریس می شود.

من تمام وقت خود را صرف قرآن کرده ام و تمام زندگی ام صرف تعلیم قرآن و جلسات دینی شده است. گرایش من بیشتر به قرائت قرآن و برگزاری لیالی قرآنی و دعوت های شخصی از کشورهای اسلامی و ضبط رادیویی و تلویزیونی و… است.

هنگامی که ۱۹ سال داشتم در سال ۱۹۵۱ برای اولین بار به قاهره رفتم. و حافظ قرآن بودم و در منطقه”صعید” شهرتی داشتم.  به مناسبت میلاد پیامبر جشنی برپا بود. بعضی ها مرا می شناختند و تمایل داشتند من در بعضی از این مناسبت ها قرآن بخوانم. اما من به علت غربت، و حضور قاریان معروف تردید داشتم. یکی از علما که مرا می شناخت از من درخواست کرد که ده دقیقه قرآن بخوانم. من پذیرفتم که ده دقیقه قرآن بخوانم اما یک ساعت و نیم طول کشید. سبحان الله . توفیقی از جانب خداوند بود و مسجد پر شد از جمعیت، مرتباً از من می خواستند که باز هم بیشتر بخوانم و من همچنان تلاوت می کردم .

 

روز بعد باز از من خواستند بخوانم و من هم حاضر شدم. بعضی از مسئولین هم بودند که البته آنها را نمی شناختم. مرا خواستند و گفتند:” اهل کجا هستی”؟

گفتم:” اهل صعید هستم، از روستایی به نام ارمنت.”

به من گفتند:” چرا به رادیو نمی آیی شهرت پیدا کنی؟”

گفتم:” من در صعید مشهور هستم.”

گفتند:” به جای آن که در یک منطقه مشهور باشی، در همه دنیا شهرت پیدا می کنی.”

گفتم که باید با دیگران و از جمله پدر مشورت کنم.

به من گفتند: لازم نیست، توکل بر خدا کن و به رادیو بیا. من نیز چون حس کردم که پیشرفتی برای من  در این کار هست، پذیرفتم . در آن زمان، شیخ الضباع مسئول جلسات قرآنی بود و کتاب هایی در زمینه قرائات و علوم قرآنی نوشته بود، او در علوم قرآنی و قرائت ها مرجع به حساب می آمد. شیخ پس از این که متوجه شد قرائات سبع را حفظ هستم؛ به من تبریک گفت و وعده داد که اوقاتی برای قرائت قرآن در رادیو برایم مشخص کند.

از آن پس هر یک ماه یا هر یک ماه و نیم یک بار، در رادیو تلاوت داشتم . نماز صبح را در مقام حضرت زینب(س) می خواندم و بیرون می رفتم و پیاده تا رادیو که در خیابان علوی بود می رفتم و ساعت ۵/۶ تا ۷ صبح تلاوت قرآن داشتم.

 

در سال ۵۲ بود که به حج مشرف شدم و برای اولین بار بود که در همین کشور تلاوت قرآن من روی نوار ضبط شد. البته در تلاوت از برخی قاریان از جمله شیخ مصطفی اسماعیل، مرحوم شیخ شعشاعی و شیخ رفعت نیز تاثیر داشته ام . این یک قاعده است که هرگاه  قرآن از دل خوانده شود، بر دل هم می نشیند و در خود خواننده هم تأثیر می گذارد. من روش خاصی در قرائت قرآن داشتم که از کسی هم اکتساب نکرده بودم. که البته شنیده ام این روش، هم اکنون در مصر، و در سایر کشورها، حتی در مالزی و اندونزی و جاهای دیگر دارای مقلدان فراوانی شده است. من خوشحالم که کسی از روش من تقلید می کند ولی در عین حال تقلید را تشویق و تأیید نمی کنم، چون عمر تقلید کوتاه است.

و  شخص تقلید کننده از تقلید سایر قاریان خسته خواهد شد.  لازم است انسان برای آن که بتواند کار قرائت قرآن را ادامه بدهد، شیوه ای برای خود انتخاب کند. 

از طرف دیگر صدا، یک موهبت است و میکروفون، تنها ابزاری است که صدا را نیرومند می کند و آن را به جاهای دور دست و به گوش شنوندگان بیشتر می رساند، اما صدا باز هم فی نفسه باید زیبا باشد و دارای ارزش خاص خودش.

قاری قرآن می تواند هم داخل یک استودیو به تلاوت بپردازد هم در برابر شنوندگان. بعضی اوقات که انسان دچار حالت معنوی خاصی می شود ممکن است که یک ساعتی، ساعت تجلی باشد. گاهی اوقات انسان منسجم است. در آن ساعات، فیوضات الهی وجود دارد. در این اوقات ممکن است در استودیو بخواند و بهتر از هنگامی که مردم حضور دارند، بشود. در بعضی اوقات برعکس، حضور مردم برای او بهتر است. بنابراین، بستگی به حالت قاری دارد. ساعاتی وجود دارد که همراه با معنویت است: فرشتگان نازل می شوند و همراه با فیوضات الهی است، گاهی انسان در مسجد تلاوت می کند و احساس می کند که یک فضای نورانی بر آنجا حاکم است. من خودم یک بار در روضه شریف نبوی قرآن می خواندم، اصلاً  احساس خستگی نکردم.

در آن زمان، مرحوم ملک محمد پنجم، پادشاه مغرب بود و من در آن سفر همراه او بودم. بعد از پایان قرائت قرآن، احمد بنّانی که از مقامات بلندپایه دربار مغرب بود، آمد و گفت: اعلیحضرت پادشاه از شما می خواهد که به مغرب بیایید و در آنجا اقامت دائمی داشته باشید و هر چه بخواهید برایتان فراهم می کنند.

 

من در آنجا سوره مزمل را تلاوت می کردم و حالت عجیبی داشتم. گویا در بهشت قرآن می خواندم. به یاد حدیث پیامبر بودم که فرمود:” بین محراب و منبر من بوستانی از باغ های بهشت است.”

این مسئله را انسان باید به خدا بسپارد، بعضی اوقات هست که انسان به آن توجه ندارد و می فهمد که فیوضات الهی و معنویت عجیبی در آنجا به داد او می رسد و بعضی اوقات تصمیم می گیرد که به بهترین وجه بخواند اما بر خلاف تصورش، موفق نمی شود.

 قرائت قرآن در روزها و شب های ماه رمضان، دارای حالات دیگری است.

 

رمضان، دارای زیبایی خاصی است. قرآن در ماه رمضان نازل شده و در آن ماه همواره قرائت می گردد، لذا انسان از قرائت قرآن در ماه رمضان بیشتر لذت می برد تا در اوقات دیگر. البته تحسین قاری، توسط شنوندگان هم موثر است که البته من الفاظی را که خارج از حد باشد نمی پسندم.

“الله الله” گفتن با صدای ملایم مقبول است و اشکالی ندارد، اما صداهایی که بیش از حدّ باشد و همچنین در جای خود به کار نرود، شایسته نیست. مثلاً تحسین در بعضی آیات خوب است. اما تحسین در آیاتی که مربوط به عذاب است خیلی خوب نیست.

در آیاتی که ذکر بهشت و نعمتی می شود، تحسین خوب است اما در بعضی جاها حتی معنای آیه قرآنی را نمی فهمند و فریاد می کشند: الله . این از نظر من تحسین نیست. علاوه بر این، من هرگز بلندتر بودن صدای شنوندگان را نسبت به قاری درست نمی دانم و یک محفل آرام را برای قرائت قرآن بهتر می دانم. اگر آرامش باشد بهتر از سر و صداست.

نحوه قرائت قرآن را، هم به صورت ترتیل، هم به صورت تحقیق می پسندم. بعضی ها ترتیل را و برخی دیگر تحقیق را می پسندند و این به عهده انسان است که گوش دادن به کدام طریق را بپسندند.

فرق بین آن دو در اینست که:

ترتیل، قرائت سریع است، یعنی به حَدی که آهنگین نیست.

تحقیق، قرائت آهنگین است که با صدای خوش و زیبا خوانده می شود.

گفته می شود که قرائت دارای نت و آهنگ است و نزدیک به موسیقی است. ولی باید گفت که: خود صدای خوش فی نفسه موسیقی است.

می گویند ابن مسعود در محضر پیامبر قرآن می خواند و پیامبر همواره به او می فرمود: ابن مسعود! برای ما قرآن بخوان. اما در عین حال علاقه داشت که از دیگران هم قرآن را بشنود.

 

اصولاً قرآن اگر با صدای نه چندان خوشی هم خوانده شود، فی نفسه باز هم دوست داشتنی است.

 

سفرهای استاد

 من به همه کشورهای عربی سفر نموده ام؛ عرسبتان سعودی (۱۹۵۲)، لبنان، سوریه، مسجدالأقصی، که من دو سال ماه مبارک رمضان در آنجا بوده ام، عراق، قطر، سودان، پاکستان، هند، سنگال، مالزی و اوگاندا.

در مورد کشورهای عربی، سفر به مسجدالأقصی و احیای ماه مبارک رمضان را در آنجا هیچ گاه فراموش نمی کنم. که حدودا  در سال ۱۹۶۳ بود. تلاوت در آنجا و مسجد الأقصی بعد از نماز عصر بود. من دوست داشتم بعد از نماز عشا باشد. گفتند: نه، اینجا مردم از روستاها به شهر می آیند تا مایحتاج خود را تهیه کنند و نماز عصر را در مسجدالأقصی برگزار می کنند و این، تنها زمانی است که تعداد زیادی از مردم جمع می شوند. و گفتند شب هم می توان مجدداً آن را پخش کرد. بدین ترتیب بود که بعد از نماز عصر به مدت تقریباً نیم ساعت یا بیشتر قرآن می خواندیم و شب هم ساعت ۹ پخش می شد.

یکی از روزها به وزیر تبلیغات پیشنهاد کردم که در شب ۲۷ ماه مبارک رمضان، کشورهای عربی هم ملحق شوند و تلاوت قرآن در مسجدالأقصی، در آن کشورها هم پخش شود. در آن شب در اکثر کشورهای عربی، قرآن از رادیوها پخش شد و واقعاً شب پربرکتی بود، تلاوت موفقی بود و جمعیت فراوانی جمع شده بود.

 

یک بار هم سفری به پاکستان داشتم. کسی مرا دعوت کرده بود و میهمان جمعیتی به نام” جمعیت إقرأ” بودم. ۹ روز در مراکز پاکستان بودم. هر شب در یکی از شهرها و استان های پاکستان به تلاوت قرآن مشغول بودم. در هر شهر قرآن می خواندیم و با قطار باز می گشتیم. یعنی در همان قطار استراحت می کردیم و غذا می خوردیم و به سفر خود ادامه می دادیم. ۹ روز گذشت تا دوباره به کراچی برگشتم. این سفر هم از سفرهای فراموش نشدنی بود. در حقیقت مردم پاکستان خیلی متدین هستند و در مراسم آنها صدها هزار نفر حضور پیدا می کنند. در داخل شهرها همه وسایل نقلیه، مسلمین را برای استماع قرائت قرآن به مقصد می رسانند.

 

احساس می کردیم که یک حرکت غیرعادی وجود دارد، به خصوص هنگامی که مجلس قرائت قرآن برگزار می شد. و این خودش خیلی مهم است. در آنجا مساجد ظرفیت این جمعیت کثیر را ندارند و لذا آنها دوست دارند در میادین به تلاوت قرآن گوش دهند.

وقتی می خواهند از کسی تجلیل کنند فریاد می زنند: “زنده باد، زنده باد” که نمی دانم برای تجلیل و تکریم است یا درود و سلام. در هر حال آنها دوست دارند که این جمله را تکرار کنند.

در طول مسافرت هایم به آفریقای جنوبی هم رفتم و به ژوهانسبورگ و دماغه امیدنیک. در آنجا مسلمین فراوانی هستند. خیلی سخت بود چون مسلمین در آنجا اجتماعشان ممنوع است ولی مسلمین آنجا تلاش کردند و از دولت اجازه گرفتند و من رفتم. دو بار هم رفتم. به دماغه امیدنیک هم رفتم.

در ژوهانسبورگ متأسفانه نژادپرستی هم وجود دارد. به من گفتند: چند آیه تلاوت کنید، و من آیه:” یا ایها الناس إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا…” را تا آخر خواندم. البته آنها معنی این آیات را نمی دانستند. این آیات بیان می کند که میان عرب و عجم، سیاه و سفید تفاوتی وجود ندارد.

من به ۱۴ ایالت از ایالات آمریکا که در آنها مراکز مسلمین وجود داشت سفر کرده ام که تعداد زیادی از مسلمین در این مراکز هستند. از تفضل خدا، در همه کشورها موفق بودم . در لوس آنجلس ۶ نفر پس از شنیدن تلاوت قرآن کریم اسلام آوردند؛ در اوگاندا ۹۲ نفر. در آنجا دو مجلس داشتم: در یکی ۷۲ نفر از آنها و بقیه در مجلس دوم اسلام آوردند. حتی یک خانم گوینده تلویزیون همراه من بود که در آخرین روز خواست دستم را ببوسد و من متأثر شدم ولی نپذیرفتم . او تقاضا کرد به حج برود. به اوگاندائی ها گفتم اگر اجازه بدهید، بگذارید این خانم امسال به مسافرت حج برود. پس از آن، خواست که نامش را تغییر دهد،  من نام” آمنه” را برایش انتخاب کردم.

در این سفرها، نه تنها در کشورهای اسلامی و عربی مسلمین نسبت به مسائل قرائت قرآن کریم توجه نشان می دادند؛ بلکه حتی بیگانگان از شنیدن قرآن لذت می بردند و گاه اسلام می آورند. وظیفه ما در برابر این حالت، اعزام هیئت های قاریان قرآن و اشخاص اهل عمل هم است.

 

من در ماه مبارک رمضان، فقط در کشورهای عربی بودم و سفرهایم به سایر کشورها به مناسبت میلاد پیامبر یا سایر مناسبت ها بوده و ماه مبارک رمضان را در کشورهای غیرعربی نبوده ام.

من درهمه اوقات دوست دارم قرآن را تلاوت کنم و در طول روز هرگز از آن بی نیاز نمی شوم. چون با آن انس گرفته ام و به آن عشق می ورزم. قرآن نگهدار من و همه چیز من است. ساعاتی که صفا و معنویت بر آن حاکم است در قبل از سپیده دم بر من رخ می دهد. ” إن قرآن الفجر کان مشهوداً”.

در طول روز، حدود یک ساعت و نیم و قبل از طلوع فجر نیز حدود یک ساعت و نیم قرآن می خوانم . به فضل الهی عادت دارم یک ساعت قبل از طلوع فجر از خواب برخیزم و در حد توان نماز بخوانم و قرآن بخوانم و بعد هم استراحت کنم.

انسان باید همواره قرآن بخواند. اگر او قرآن را رها کند، قرآن هم رهایش می کند. اما اگر انسان عادت کند که همیشه قرآن را تلاوت کند، هرگز فراموش نمی کند. من حتی جای آیات را می دانم چون از نسخه معینی استفاده می کنم که اول و آخر آیه و جای آنها در اول و آخر سطور مشخص است. یعنی یک نسخه مشخصی دارم که در هر صفحه، ۱۵ سطر است و عادت کرده ام که از روی آن، قرآن را حفظ کنم. در غیر این صورت انسان دچار سردرگمی می شود. یعنی اگر نسخه او غیر از نسخه ای باشد که از روی آن حفظ کرده است و جای آیات را نداند، دچار مشکل می شود.

در برخی کشورها، مسابقاتی میان قاریان و حافظان قرآن برگزار می شود که این مسابقات به حفظ قرآن کمک می کند. حتی در مصر در مورد سربازی مقرراتی حاکم است که دیپلمه ها دو سال به خدمت اعزام می شوند ولی کسانی که دارای لیسانس یا مدارک دانشگاهی هستند، یک سال به خدمت نظام وظیفه اعزام می شوند. و حافظان قرآن هم مانند دارندگان دانشنامه ها با آنها رفتار می شود. و این کار افراد را به حفظ قرآن تشویق می کند چون آنها را در حد دارندگان دانشنامه ها به حساب می آورند.

البته مهمترین مسئله در حفظ این است که انسان، قرآن را با توجه به احکام خاصش حفظ کند و این احکام در متون خاصی آمده است که انسان می تواند آنها را فرا بگیرد و قرآن را با احکامش و به شکل صحیحش بیاموزد.

 

یک خواب عجیب

ماجراى خوابى که فرزند استاد درباره پدر بعد از وفاتش دیده قابل تامل است، شایان ذکر است که محبت و عشق مصری ها به حضرت على علیه‏السلام، و خاندان اهل‏ بیت علیهم‏السلام، با وجود سنى ‏مذهب ‏بودن‏ مصریان مشهوراست.

نقل مى‏کنند که: فرزند استاد عبدالباسط چندین بار پدر را در خواب مى‏بیند در حالى که از وى مى‏خواهد به شهر نجف برود و تذکره ولایت امیرالمؤمنین على علیه‏السلام، را براى او از مراجع آن شهر تهیه کند. پسر در عالم خواب از او مى‏پرسد که چه نیازى به این تذکره دارد و او در جواب مى‏گوید: قرآن مرا از رفتن به جهنم حفظ کرد. از این بابت نگران پدرت نباش، اما براى گذشتن از پل صراط و ورود به بهشت در حالى که در آستانه آن قرار گرفته‏ام یک چیز کم دارم و آن تذکره ولایت على علیه‏السلام است. برو و آن را برایم تهیه کن.

فرزند استاد براى اجراى ماموریت پدر راهى نجف، مدفن امام على علیه‏السلام، مى‏شود. هفته ‏نامه عراقى « بدر» چاپ قم در تاریخ ۲۷ رمضان سال ۱۴۱۸ برابر با ۲۶ ژانویه ۱۹۹۹ در مقاله‏اى به قلم « لعیبى‏» با عنوان « پدرت را نجات بده‏» این ماجرا را به نقل از برخى خطباى عراقى از جمله خطیب معروف « سید عادل‏العلوى‏» بازگو کرده است.


تاریخ ثبت: ۳۱م تیر, ۱۳۹۳ | باموضوع: زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

ابوالعینین شعیشع

در ابتدای راه
کودک چهار ساله با مادر خود خداحافظی کرد و به سمت خیمه بزرگی که در روستا به مناسبت درگذشت یکی از بزرگان برپا شده بود، به راه افتاد. آن روزها که هم سالان این کودک در کوی و برزن به بازی‌های کودکانه مشغول بودند، او به دنبال مجالس تلاوت بزرگان قرائت قرآن کریم بود تا ساعاتی را به شنیدن قرآن بگذراند. با جثه کوچکش وارد مجالس تلاوت می‌شد و مکانی را در نزدیکی جایگاه قاری می‌یافت و گاهی هم از ترس اینکه به او اجازه حضور در مجلس را ندهند، مخفی می‌شد و با اشتیاق به قرائت قرآن گوش می‌داد. حضور او در مجلس گاهی آن‌قدر طول می‌کشید که کودک خوابش می‌برد. چه کسی در آن روزها فکر می کرد که این کودک چهارساله، روزی شیخ القراء مصر شود.
خانواده شعیشع در روز ۱۲ آگوست سال ۱۹۲۲ میلادی، مطابق با سال ۱۳۴۳ قمری، صاحب پسری شد. در گوش او اذان گفتند و نام او را ابوالعینین نام نهادند. ابوالعینین ابوشعیشع، در روستای بیلا از توابع استان کفر شیخ مصر در خانواده‌ای که ۱۱ فرزند دختر و پسر داشت، رشد و پرورش یافت.
با وجود اینکه مادر ابوالعینین دوست داشت که پسر کوچکش را در لباس یک افسر نظامی ببیند اما مشیت الهی بر این بود که او در راه قرآن قدم بگذارد و روزی هم به عنوان شیخ القراء مصر شناخته شود؛ لقبی که به حق شایسته این بزرگ مرد عالم تلاوت قرآن کریم بود.
شاید هیچ یک از اعضای خانواده او، به اندازه برادرش احمد شعیشع، برای آموختن قرآن به وی نکوشید. برادر بزرگتر ابوالعینین با مشاهده اشتیاق او به تلاوت قرآن، مراحل ابتدایی قرائت قرآن را به او آموخت. حس فزون طلبی این کودک هم مزید بر علت شد تا علاوه بر آموزش‌های ابتدایی برادر، به بزرگان علم قرائت قرآن مراجعه کرده و به تکمیل آموخته های خود بپردازد. او در شش سالگی رهسپار مکتبخانه شد و در ۱۲ سالگی هم موفق به حفظ کل قرآن شد.

جوان‌ترین قاری رادیو
در سال ۱۹۳۹ میلادی، شعیشع جوان برای تلاوت قرآن در محفل یادبودی که برای یکی از نزدیکانش به نام «طه سلطان» برپا شده بود، به قاهره دعوت شد و در همان مجلس یکی از دست اندرکاران رادیوی مصر به نام «عبدالله عفیفی» به تلاوت زیبایش گوش داد و مبهوت هنرنمایی این قاری جوان شد. عفیفی، شعیشع را به نزد «سعید لطفی باشا» رئیس وقت رادیو فرستاد و او را برای امتحان ورودی قاریان برای تلاوت در رادیو معرفی کرد.
وقت اختصاص داده شده به هر قاری برای تلاوت در امتحان ورودی به رادیو، فقط ۱۵ دقیقه بود. نوبت که به ابوالعینین جوان رسید، شروع به تلاوت کرد اما داوران رادیو که به احتمال زیاد استاد رفعت و استاد شعشاعی بودند، از او درخواست کردند تا تلاوتش یک ساعت ادامه پیدا کند. شعیشع با کسب بیشترین امتیاز، جواز تلاوت در رادیو مصر را به دست آورد و به این ترتیب در حالی که فقط ۱۷ سال داشت به عنوان جوان‌ترین قاری رادیو شناخته شد.
قاری جوان، صبح‌های هر یکشنبه و بعد از ظهرهای هر سه شنبه در رادیو مصر به تلاوت قرآن می‌پرداخت. در این راه، استاد طه الفشنی هم به او کمک می‌کرد تا بتواند در قاهره محلی را برای اقامت پیدا کند. شعیشع در سال ۱۳۴۰ میلادی، همراه با استاد عبدالفتاح شعشاعی در شب‌های ماه مبارک رمضان، در قصر عابدین مصر به تلاوت قرآن پرداخت و تلاوت‌هایش هم به صورت زنده از رادیو پخش شد. حالا دیگر شعیشع فقط در مصر مطرح نبود. بلکه شهرت صدای زیبا و ملکوتی‌اش به سرتاسر جهان اسلام رسیده بود.

قاری جهانی
استاد شعیشع به بسیاری از قاره‌ها و کشورهای جهان سفر کرد تا صدای حقانیت قرآن را به گشوش جهانیان برساند. از جمله‌ی آن کشورها می‌توان به فرانسه، انگلیس، ترکیه، یوگسلاوی، سومالی، اردن، سوریه، کویت و ایران اشاره نمود.
استاد درباره دستاورد سفرهایش به کشورهاى مختلف مى‌گوید: در این مسافرت‌ها به این نتیجه دست یافته‌ام که آداب، سنت‌ها و رسم‌هاى اسلامى در میان همه مسلمانان جهان، همانند و یکسان است‌.
وی به دلیل تلاوت‌های زیبا و منحصر به فردش نشان افتخار الرافدین از عراق به عنوان بالاترین نشان افتخار این کشور، نشان الارز(برنج) از لبنان، نشان‌های استحقاق(شایستگی) از سوریه و فلسطین و نشان‌های افتخار دیگری از ترکیه، سومالی، پاکستان، امارات و برخی کشورهای اسلامی را دریافت کرده است.

سفر به ایران
جمهوری اسلامی ایران از جمله معدود کشورها و شاید تنها کشوری است که شعیشع علاقه زیادی برای سفر به آن و حضور در جمع مردم و قاریان قرآن آن از خود نشان داده است. علاقه فراوانی که او به مقام معظم رهبری دارد باعث شده تا در بدو ورودش در سفر به ایران، اولین سوالش این باشد که «حال آقا چطور است» و «آیا من می‌توانم در این سفر ایشان را ببینم؟»
وی همواره از ایران به عنوان وطن دوم خود یاد می‌کرد و اعتقادش بر این بود که همه ملل مسلمان باید به موضع گیری‌های ایران در مناسبت‌های جهانی اقتدا کرده و به آن افتخار کنند.
وى در پانزدهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم که در ایران برگزار شد به عنوان رئیس هیأت داوران حضور داشت‌.
از آنجا که مصریان به شدت به ائمه معصومین(ع) و به خصوص امام حسین(ع) علاقه دارند، استاد شعیشع معتقد است ایران و مصر در دو موضوع با هم رقابت می‌کنند. اول عشق به اهل بیت (ع) و دوم تلاوت قرآن کریم. او معتقد است که این نهضت بزرگ قرآنی که در ایران به وجود آمده، مرهون انقلاب اسلامی است و می‌گوید: من این شور و اشتیاق را پیش از انقلاب ندیدم و این به خاطر رهبران بزرگ ایران است که پرچم قرآنی را برافراشته‌اند.

صوت شعیشع در سینما
در سال ۱۹۴۲ میلادی اتفاقی جالب در زندگی قرآنی ابوالعینین شعیشع رخ داد. چند شرکت سینمایی مشهور مصر از او خواستند تا برای تلاوت قرآن در فیلم‌هایشان با آنها قرارداد همکاری امضا کند و پس از آن بود که شعیشع به عنوان اولین کسی که در فیلم‌های سینمایی قرآن تلاوت می‌کند، در دو فیلم «نائب العام» و «ابن عنتر» به تلاوت قرآن پرداخت که البته این کار وی مورد تایید و تشویق مقامات الازهر هم قرار گرفت.

پر مسؤولیت‌ترین قاری مصر
استاد ابوالعینین شعیشع در طول عمرش در سمت های مختلفی به فعالیت‌های قرآنی و دینی زیادی مشغول بود که «ریاست اتحادیه قراء مصر»، «عضو مجلس اعلای امور اسلامی»، «عضو کمیته عالی قرآن در وزارت اوقاف مصر»، «رئیس مرکز بین المللی قرآن کریم»، «عضو کمیته ساختمان مساجد در قاهره»، «ریاست کانون بین المللی حفظ قرآن کریم» و «قارى مسجد سیده زینب» از جمله مهم‌ترین مسوولیت‌های اجرایی او به حساب می‌آیند.

قاری با بصیرت
روزنامه روزالیوسف در مصاحبه‌ای با شعیشع درباره رهبران مصر که وی آن‌ها را دیده بود از جمله ملک فاروق، محمد نجیب، جمال عبدالناصر، انور سادات و حسنی مبارک از او می‌پرسد و شیخ پاسخ می‌دهد: «ملک فاروق در رمضان سالی که به خاطر نمی‌آورم، از من و شیخ عبدالفتاح الشعشاعی برای قرائت دعوت می‌کرد و هر شب اکثراً در کنار ما و یا پایین‌تر از ما می‌نشست و به قرائت قرآن گوش می‌داد، اما سال دومی که ما را به اسکندریه دعوت کرد، دیدیم که انحرافش شروع شده و من نیز قرائت قرآن برای او را رها کرده و به رادیو الشرق الادنی فلسطین رفتم و برای اولین بار در مسجد الاقصی قرائت کردم».

سفر به آخرت
استاد ابوالعینین شعیشع روز پنجشنبه، دوم تیرماه، در سن ۸۹ سالگی دعوت حق را لبیک گفت. مراسم تشییع پیکر استاد ابوالعینین شعیشع، سوم تیرماه، پس از نماز جمعه برگزار شد و مراسم ترحیم ایشان نیز در مسجد «الخلفاء الراشدین» شهرک نصر در نزدیکی قاهره منعقد گردید.

ابعاد فنی تلاوت‌های استاد شعیشع
تلاوت‌های استاد شعیشع از حزن و طراوت خاصی برخوردار است. بطوری که مستمع را به شنیدن ادامه تلاوت تشویق می‌کند. تا جایی که اگر کسی ابتدای تلاوت این استاد را گوش کند، تا پایان تلاوت با نغمات ملکوتی استاد شعیشع همراه خواهد شد.
تطابق آهنگ با معنای آیات از دیگر خصوصیات تلاوت‌های استاد شعیشع است و این استاد همواره سعی می‌کند شنونده را در حین استماع آیات روح‌بخش قرآن کریم، با معنا و مفهوم آیه همراه سازد تا معارف ناب الهی تا عمق وجود مخاطب رسوخ کند.
به گفته خود استاد شعیشع، وی در اوان جوانی از سبک و شیوه‌ی استاد محمد رفعت تقلید می‌نموده است. اما صدای رسا و مرتفع و پر طنین، به مرور وی را به سمت ابداع و خلق سبکی نو و بی سابقه در تلاوت پیش می‌برد. سبکی خاص برای تلاوت قرآن کریم که با ظهور وی در دهه‌ی چهلم میلادی، موجی از بحث و جدل میان علما در مورد جواز و عدم جواز آن از نظر شرعی در گرفت.
برخی شیوه‌ی جدید وی در تلاوت قرآن کریم را آواز گونه می‌دانستند و برخی دیگر رعایت اصول تلاوت از جمله تجوید را از سوی وی دال بر جواز آن می‌پنداشتند. اما با تمام این حرف و حدیث‌ها، شعیشع جای خود را در فضایی باز نمود که پیش از وی دو تن از نوابغ تلاوت، یعنی اساتید رفعت و شعشاعی به شدت عرصه را برای دیگر قاریان تنگ کرده بودند و درست در چنین فضایی او توانست به واسطه‌ی ویژگی‌های صوتی خاص و ایجاد شیوه‌های کاملا جدید، به سرعت به قاری بزرگ و ممتازی تبدیل گردد.
در تحلیل تلاوت‌های استاد شعیشع باید گفت که اولا وی، صدایی با طنین ویژه و کم نظیر همراه با قوت خوب و وسعت تقریبی بیش از دو اکتاو  یعنی ۱۴ درجه صوتی دارد که از قدرت تحریر و انعطاف پذیری خوبی نیز برخوردار است. اما صدای وی جزو محدوده‌ی اصوات زیر یا تنور (tenor) است که قدرت فوق العاده‌ای در ایجاد طبقات و پرده‌های اوج دارد.
دوما باید گفت وی از میراث گذشتگان در تلاوت خود استفاده کرده و آن را به سلیقه و روحیه‌ی معاصر و تجدد طلب زمان خود پیوند می‌زند و این بارز ترین ویژگی سبک اوست.
استفاده از تمامی مقامات اصلی عربی و وارد کردن نغمات جدیدی در تلاوت همچون صبا زمزم، راحه الارواح و زنکران که تا آن زمان مرسوم نبوده است، جزو شاخصه‌های لحنی شعیشع است.
همچنین تاکید بیشتر بر مقام کُرد در تلاوت که در مواضع مختلف، به ویژه در شروع از آن بهره می جوید و استفاده از ترکیب نغمات در تلاوت که از مشهورترین آنها می‌توان به ترکیب کُرد و رَست با نهاوند اشاره نمود.
استاد شعیشع از توانایی قابل توجه‌ای در انتقال مقامات و نغمات که بیانگر دانش والای او در این زمینه بوده است، برخوردار بوده است. همچنین استفاده از پرده‌های اوج با فرکانس بالا همراه با نفس طولانی که موجب تاثیر هر چه بیشتر تلاوت وی در جان شنوندگان آیات الهی می‌شود را می توان جزو خصوصیات فنی تلاوت های وب به حساب آورد که سبکی خاص را به نام این استاد بزرگ رقم زده است.
مکث‌های نسبتا طولانی در بین مواضع وقف که دعوتی برای تدبر مستمعین در آیات قرآن به حساب می‌آید نیز جزو مواردی است که باعث لذت بردن هرچه تمام‌تر مردم از شنیدن تلاوت‌های استاد است.


تاریخ ثبت: ۱۸م خرداد, ۱۳۹۳ | باموضوع: اخبار و مطالب روزانه, زندگی نامه قاریان و حافظان | بدون نظر »

 

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86گروه فعالیت‌های قرآنی: در حالی که یک روز به آغاز رقابت‌های سی و یکمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن مانده با «جعفر فردی» نماینده ایران در این دوره از مسابقات هم‌کلام شده‌ایم تا از اثرات زمزمه‌های قرآنی در زندگیش بدانیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، «جعفر فردی»، قاری بین‌المللی که رتبه نخست سی و ششمین دوره مسابقات کشوری قرآن در بخش قرائت را نیز از آن خود کرده است به عنوان نماینده کشورمان در سی و یکمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران حضور خواهد یافت تا به لطف خداوند متعال، نفر اول این دوره از رقابت‌ها شده و نام جمهوری اسلامی ایران را به عنوان کشوری که برترین قاریان را دارد، همچنان حفظ کند. در این گزارش پای صحبت این قاری بین‌المللی نشسته‌ایم تا از آغاز انس او با قرآن و روزهایی که برای رسیدن به مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران پشت سر گذاشته بشنویم.

سفر به سرزمین وحی در آغاز جوانی

«حج» را شیرین‌ترین هدیه‌ای می‌داند که تاکنون گرفته است؛ آن سال که خدمت مقام معظم رهبری نیز تلاوت داشت به او گفته بودند که برای شما دو برادر، یک سهمیه حج در نظر گرفته شده است، خودتان انتخاب کنید کدام یک بروید که «حسین» برادر بزرگ‌تر گفته بود «جعفر» برود و جعفر هم گفته بود نه حسین برود. هر دو برای سفر به سرزمین وحی انتخاب شده بودند اما مسئولان شورای عالی قرآن گفته بودند یکی از شما می‌توانید، بروید تا عکس‌العمل آنها را ببینند. قسمت شد و دو برادر با هم به سفر حج رفتند، سفری که جعفر فردی آن را بسیار لذت‌بخش توصیف می‌کند.

سفر به سرزمین وحی را سال ۸۲ و در سن ۲۲ سالگی تجربه کرده است، اما شروع فعالیت‌های قرآنی او از سال ۶۸ بود. در سال ۶۸ که هشت سال بیشتر نداشت حسین فردی، قاری بین‌المللی قرآن و رضا فردی که هر دو از او بزرگ‌تر بودند فعالیت‌های قرآنی زیادی داشته و در جلسات قرآنی متعدد شرکت می‌کردند. برادرش رضا به او گفت که دوست داری قرائت قرآن را یاد بگیری؟ او که در آن زمان، دوران کودکی خود را پشت سر می‌گذاشت و تا حدودی هم بازیگوش بود، گفته بود بله و برادر بزرگش، همانجا سوره حمد را به او یاد داد. پس از آن دست او را گرفت و برد به جلسه قرآن استاد سعیدیان که شب‌های جمعه هر هفته برگزار می‌شد؛ از همانجا بود که قرائت قرآن را آغاز کرد. جلسات قرآن استاد سعیدیان برای او بسیار روحانی و پُربار بود.

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86

بگو «صدق‌الله العلی العظیم»
برای بار اول که سوره حمد را خواند، بعد از والضالین، بلد نبود که بگوید «صدق الله العلی العظیم»، که برادرش گفت: بگو «صدق‌الله العلی العظیم»، از همان زمان استارت قرائت قرآن زده شد و به قرائت قرآن علاقه‌مند شد.

گوش سپردن به تلاوت اساتید مصری در آستانه نوجوانی
جعفر فردی درباره سال‌های آغازین فعالیت‌های قرآنی خود می‌گوید: زمانی که برای نخستین بار سوره حمد را تلاوت کردم کم‌کم علاقه‌مند شدم. پسر بااستعدادی بودم به همین دلیل کمی که تمرین کردم، دیدم صدای خوبی هم دارم؛ خدا این صدای خوب را به من داده بود و به زودی رشد کردم. به یاد دارم در سن ۹ یا ۱۰ سالگی تلاوت‌های اساتید مصری از جمله؛ عبدالباسط، مصطفی‌ اسماعیل، شحات‌ محمد انور و سعید مسلم را تقلید می‌کردم و طی چند سال اول که تلاوت قرآن را آغاز کرده بودم خیلی زود رشد کردم و در برنامه‌های قرآنی زیادی اجرا می‌کردم؛ البته کمی هم خجالتی بودم.

برادر بزرگترم مرا سر سفره قرآن نشاند
وی ادامه می‌دهد: اولین استادم که دست مرا گرفت و سر سفره قرآن نشاند برادر بزرگترم بود، بعد از آن به طور مرتب در جلسات قرآن استاد سعیدیان شرکت می‌کردم؛ یادم نمی‌آید در جلسه استاد سعیدیان خوانده باشم اما خوب به یاد دارم که تأثیرگذاری استاد سعیدیان در جذب نیروهای قرآنی بسیار زیاد بود. در دوران کودکی زمانی که استاد سعیدیان را برای نخستین‌بار در جلسه قرآنی‌اش دیدم علاقه‌مند شدم و تحت تأثیر رفتار او قرار گرفتم. استاد سعیدیان همواره طوری در کلاس‌های قرآن رفتار می‌کرد که به دلیل روح معنوی و عرفانی و چهره آرامی که داشت تأثیر زیادی روی شاگردان و قرآن‌آموزان می‌گذاشت نکته‌ای که شاید در خیلی از جلسات قرآنی به آن توجه نمی‌شود.

شما یکی از بزرگ‌ترین قاریان جهان اسلام خواهید شد
سال ۷۳ بود که استاد مرحوم شحات‌انور و مرحوم شعیشع برای اجرای برنامه به ایران آمده بودند و در مجالس مختلف قرآنی شرکت می‌کردند؛ یک روز که یک مجلس قرآنی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) با حضور این اساتید مصری برگزار شد، جعفر فردی به همراه حسین، برادر بزرگترش به این جلسه قرآنی رفتند و جعفر که در آن زمان ۱۳‌ساله بود، در مقابل اساتید حاضر در جلسات، تلاوتی را از استاد شحات‌انور اجرا کرد. استاد شحات‌انور در زمان تلاوت این قاری نوجوان چشم‌هایش را بسته بود و سرش را پایین انداخته بود. زمانی که تلاوت او تمام شد، او را نزد خود خواند و در آغوش گرفت و گفت: شما در آینده یکی از بزرگ‌ترین و بهترین قاریان جهان اسلام خواهید شد.

تلاش می‌کنم، رفته‌رفته صدایم بهتر شود
جعفر فردی که خاطره تلاوت در مجلس قاریان مصری را خاطره‌ای شیرین می‌داند و با بیان این خاطره انگار به همان روزها سفر می‌کند، می‌گوید: جمله استاد شحات‌انور که گفت: شما در آینده یکی از بزرگ‌ترین و بهترین قاریان جهان اسلام می‌شوید. برای من خیلی ارزش داشته و دارد. حالا متوجه می‌شوم که استاد شحات‌انور چه می‌گفت، البته باز هم جا دارد که بهتر از این شوم؛ تلاش می‌کنم که رفته رفته صدایم بهتر شود و این صدا به تمام کشورهای دنیا برسد. به هر حال آنچه که می‌ماند اثر خوب است.

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86

هر روز در مراسم صبحگاه مدرسه قرآن می‌خواندم
۹ ساله بود که در مدرسه متوجه شدند قرآن می‌خواند. او که کمی خجالتی بود سعی می‌کرد کمتر در مدرسه قرآن بخواند. اما مدیر مدرسه که خودش قرآنی بود از او می‌خواست که هر روز در مراسم صبحگاه، قرآن بخواند تا جایی که اگر یک روز خواب می‌ماند و دیر به مدرسه می‌رفت مدیر و ناظم مدرسه از انضباط او کم می‌کردند و می‌گفتند: چون امروز دیر آمدی و ما را از قرآن خواندن خود محروم کردی نمره‌ات کم می‌شود.

وی درباره قرآن خواندن خود در مراسم صبحگاهی مدرسه و سر صف، می‌گوید: هرچند که خجالتی بودم اما قرآن خواندن سرصف برایم خیلی لذت داشت، بعضی مواقع هم صدای قرائتم در فضای مدرسه و حیات می‌پیچید و من از این تلاوت‌هایم خیلی لذت می‌بردم؛ تلاوت‌های خیلی زیبایی داشتم. در سال ۷۰ و ۷۱ به یاد دارم زمانی که در مدرسه قرآن می‌خواندم ناخودآگاه گریه‌ام می‌گرفت، اما جلوی خودم را می‌گرفتم، خودم خیلی احساسی هستم و حس و درکم خیلی قوی است و در آن زمان هم به قدری احساسی تلاوت می‌کردم که می‌خواستم در همه تلاوت‌هایم گریه کنم. هنوز هم همینطور است گاهی اوقات در مجالس قرآنی چندین صفحه از قرآن را همراه با اشک تلاوت می‌کنم؛ انشا‌الله که این اشک‌ها برایم بماند و بهانه‌ای شود که در سرای آخرت این اشک‌ها را بخرند و کاسه ما خالی نباشد.

سیستم تلاوت و تمرین را در دوران نوجوانی کنار گذاشتم
فردی، درباره آغاز نوجوانی و تغییراتی که در صدایش ایجاد شد، می‌گوید: سال ۷۳ کم‌کم صدایم داشت عوض می‌شد، کمی زود عوض شد؛ به همین دلیل برای چندسالی سیستم تلاوت و تمرین را کاملا کنار گذاشتم. درس می‌خواندم، ورزش می‌کردم، فوتبالم هم خیلی خوب بود و با دوستانم فوتبال بازی می‌کردم، به کشتی هم خیلی علاقه‌مند بودم اما ادامه ندادم و فقط برای مدت کوتاهی کشتی می‌رفتم. فوتبال و کشتی را فقط در حدی ادامه دادم که به همراه دوستانم در مسابقات منطقه‌ای اول می‌شدیم.

قاریان نوجوان نسبت به تغییر صدایشان طبیعی رفتار کنند
وی ادامه می‌دهد: این تجربه خوبی است که دوست دارم به نوجوانانی که صدایشان عوض می‌شود و نمی‌توانند تلاوت خوبی داشته باشند منتقل کنم. وقتی صدا عوض می‌شود نوجوانان باید خیلی طبیعی رفتار کنند و آرامش داشته باشند. فکر نکنند چون جایگاه صدای آنها تغییر می‌کند کیفیت صدای آنها نیز از دست می‌رود. می‌توانند برای مدتی کنار بگذارند اما صدای آنها که شکل گرفت دوباره شروع کنند.
۱۶ سال داشت که می‌خواست یک موتور بخرد اما پدرش اجازه نداد و به او گفت که به جای موتور برایش یک ضبط صوت دوکاسته می‌خرد، در هر صورتی که بود به ضبط صوت هم راضی شد و پس از اینکه پدرش برای او ضبط صوت خرید، با شوق خاصی به سمت بازار رفت و یک میکروفن خرید تا به ضبط صوت وصل و تلاوت کند. ضبط صوت و میکروفن را به زیرزمین خانه‌شان که خالی بود و صدا هم در آن خوب می‌پیچید، برد. نوار کاست می‌گذاشت، می‌خواند و ضبط می‌کرد که این کار نیز برایش بسیار لذت‌بخش بود. اما صدایش هنوز شکل خودش را پیدا نکرده بود. تا اینکه ۱۸ ساله شد و صدایش نیز قوی‌تر و گیراتر شد.

پس از شکل‌گیری کامل صدایم با استاد حصان شروع کردم
وی می‌گوید: زمانی که صدایم شکل گرفت خدا کمک کرد که توانستم تحریرهای درجه یک، الحان سخت و انعطاف‌ خوب در تلاوتم داشته باشم. استاد «حصان» که واقعا عاشقش بودم؛ تلاوت، روح و سیستم خواندنش خاص است و در مقایسه با سایر قاریان، روحم به استاد حصان خیلی نزدیک‌تر بود و به همین دلیل پس از شکل‌گیری کامل صدایم، با استاد حصان شروع کردم و خداوند صدایی که در بچگی داشتم را دوباره به من بازگرداند. اما با این حال باز هم خجالتی بودم و تا ۲۰ سالگی سعی می‌کردم در جمع‌های قرآنی تلاوت نکنم؛ ۲۰ سالم که شد کم‌کم وارد جمع‌های قرآنی شدم.

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86

سال ۸۱ برای نخستین‌بار وارد مسابقات قرآن بزرگسالان شدم
این قاری قرآن که نماینده ایران در سی و یکمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران است درباره آغاز حضور خود در مسابقات قرآن می‌گوید: طی دهه ۷۰ در مسابقات قرآن دانش‌آموزی شرکت می‌کردم و هرساله رتبه‌های اول، دوم یا سوم را در این مسابقات می‌گرفتم اما در سال ۸۱ برای نخستین‌بار وارد مسابقات قرآن بزرگسالان شدم. در آن سال مسابقاتی در بیت‌الزهرا(س) منطقه تهرانپارس برگزار می‌شد که بسیاری از قاریان کشورمان حضور داشتند. در آن مسابقات، رحیم خاکی اول شد، بنده دوم شدم و حسین رستمی سوم شد و حتی به یاد دارم که مهدی عادلی نیز در آن مسابقات هفتم شد.
در همان سال ۸۱ برای نخستین‌بار در مسابقات قرآن سازمان اوقاف شرکت می‌کند، در استان سوم می‌شود و در مرحله کشوری که در شیراز برگزار شد به فینال راه پیدا نمی‌کند. فردی، دلیل عدم راهیابی خود به فینال مسابقات قرآن آن سال را کم‌تجربگی می‌داند و می‌گوید: من در آن سال‌ها خیلی جوان بودم و کم‌تجربه که البته اگر کمی تجربه داشتم می‌توانستم مقام هم بیاورم.

کسب چندین رتبه در مسابقات قرآن کشورهای اسلامی
حضور جعفر فردی در مسابقات قرآن تنها محدود به مسابقات کشوری قرآن نبود و در مسابقات متعددی که از سوی کشورهای دیگر برگزار می‌شد شرکت می‌کرد. وی درباره حضور خود در مسابقات قرآن سایر کشورها می‌گوید: سال ۸۷ در مسابقات جهانی مالزی شرکت کردم که به دلیل سیاسی‌کاری‌ در این مسابقات، باوجودی که رتبه اول حقم بود رتبه دوم را به من دادند. در مسابقات قرآن لیبی سوم شدم، در مسابقات قرآن هندوستان اول و در مسابقات قرآن سوریه نیز اول شدم؛ در مسابقات قرآن تونس هم اول شدم اما در این مسابقات به این دلیل که رشته حفظ هم داشت و باید ۱۰ جزء از قرآن را حفظ می‌کردم در صورتی که با آمادگی پنج جزء رفته بودم و اطلاعی از روند مسابقات آنان نداشتم حذف شدم.

گاهی وقت‌ها پس از مسابقات قرآن با گریه به خانه برمی‌گشتم
وی درباره حضور خود در مسابقات قرآن طی سال‌های گذشته می‌گوید: در این سال‌ها خیلی اذیت شدم. بعضی سال‌ها، بعضی اتفاقات در مسابقات قرآن می‌افتاد که با گریه به خانه برمی‌گشتم، خیلی وقت‌ها دلم می‌گرفت و خیلی وقت‌ها دلم می‌شکست. اما هر کسی یک قسمتی دارد دیگر! اولین حضور من در شیراز و آخرین حضور من هم در شیراز بود. شاید آن موقع این را نمی‌دانستم و تقدیر من این بوده که سال ۸۱ در مسابقات قرآن شیراز وارد شوم و سال ۹۲ نیز از شیراز خارج شوم، کل شهرها را بگردم، مقام‌های مختلف کسب کنم تا در شیراز مقام اولی نصیبم شود.

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86

در مسابقات قرآن مالزی خیلی دلم شکست
فردی، ادامه می‌دهد: سالی که در مسابقات جهانی مالزی شرکت کردم خیلی‌ها قبل از مسابقات گفته بودند که اگر مقام ندادند ناراحت نشو زیرا سیستم مسابقات آنها به این شکل است و سیاسی‌کاری دارند. استاد سعیدیان به عنوان استاد راهنما در کنارم حضور داشت و برادرم حسین هم با ما بود؛ به یاد دارم نماز حضرت فاطمه(س) خواندیم و استاد سعیدیان هم برایم دعا کرد و رفتیم تا در مراسم اختتامیه مسابقات مالزی شرکت کنیم. زمان اهدا جوایز وقتی که سه نفر اول را به ترتیل رتبه نشاندند، قاری عراقی اول، من دوم و قاری اندونزی به ترتیب نشستیم که من همانجا متوجه شدم دوم شده‌ام. همان لحظه از سالن بیرون رفتم، یک مقدار دلم شکست اما دوباره به سالن برگشتم؛ استاد سعیدیان خیلی به من آرامش داد و گفت: همین دومی را هم که به ما داده‌اند واقعا لطف خدا بوده است که دست خالی برنمی‌گردیم.
مبتهل‌خوان ممتاز سال ۸۱ درباره سایر سفرهای خود که به منظور اجرای برنامه قرآنی بوده است، می‌گوید: یک بار هم به اندونزی دعوت شده بودم که آن سفر، سفر بسیار خوبی بود در یک مجلسی که رئیس شهر به همراه خانواده‌اش حضور داشت به مدت چهار ساعت تلاوت کردم ـ در مجلسی که شاید پنج هزار نفر جمعیت در آن نشسته بود ـ تلاوت من در آن مجلس خیلی قوی بود و در طول آن چهار ساعت هیچ‌کس بلند نشد که مجلس را ترک کند که این برای خود من خیلی جالب بود و در همان مجلس از حاکم شهر هدیه نقدی هم گرفتم که شاید آن سال به پول ایران یک میلیون و نیم می‌شد. این تأثیر کلام خداست که در مجلسی که چهار ساعت قرآن تلاوت شد یک نفر مجلس را ترک نکرد زیرا قرآن در قلب شنوندگان نفوذ می‌کند.

برای داشتن یک تلاوت خوب باید نظر لطف خدا باشد
از میان تلاوت‌هایی که در محافل و مراسم داخلی و خارجی داشته، یکی از تلاوت‌هایش در اندونزی که سوره اسرا را در نیم ساعت خواند خیلی دوست دارد اما در کنار آن تلاوت‌های دیگری هم بوده که خیلی دوست داشته باشد، وی درباره تلاوت‌های خود در محافل‌ها و مراسم‌ها می‌گوید: گاهی اوقات پیش آمده که شاید صدایم صددرصد آماده نبوده اما روحم رفته است؛ در این مواقع یک نظری می‌شود که تلاوت بر دلها اثر می‌گذارد! گاهی اوقات هم خیلی آماده‌ بوده‌ام و سیستم صوتی هم خیلی خوب است اما در نهایت خوب در نیامد؛ همیشه باید یک نظری شود که تلاوت، ماندگار و خریدنی شود.
علاوه بر اینکه برخی از تلاوت‌های خود را بیشتر دوست دارد و روحش با آن تلاوت‌ها به پرواز در می‌آید با برخی از سوره‌های قرآن نیز انس بیشتری دارد. در طول روز علاوه بر نمازها، سوره حمد و توحید را خیلی می‌خواند، آیه‌الکرسی را هم هر روز می‌خواند؛ اما در محافل بسیاری سوره «نور» را تلاوت کرده است. فردی درباره علاقه‌مندی به برخی آیات و سوره‌های قرآن می‌گوید؛ اگر قاریان عنوان می‌کنند که یک سوره یا آیه از قرآن را بیشتر دوست دارند نه اینکه سوره خاصی را دوست دارند و سوره‌های دیگر را دوست ندارند بلکه به این معنا است که گاهی اوقات شاید از یک سوره آرامش و امید بیشتری بگیرند و ارتباطشان با خدا از طریق سوره خاصی نزدیک‌تر شود؛ البته برخی از سوره‌ها و آیات واقعا همینطور هم هستند.

بازی فوتبال با دوستان 
فعالیت‌های این قاری بین‌المللی تنها محدود به شرکت در جلسات قرآن و محافل و مجامع قرآنی نیست و در کنار تلاوت قرآن، علاقه‌مندی‌های زیادی دارد که می‌گوید: گاهی اوقات به استخر و سونا می‌روم، هنوز هم فوتبال بازی می‌کنم البته با دیگر دوستانم؛ گاهی اوقات دوستان قرآنی‌ هم می‌آیند. برای پیاده‌روی به باشگاه انقلاب می‌روم، مسافرت و جاده را خیلی دوست دارم و خیلی سفر می‌کنم. به هنرعلاقه زیادی دارم و خودم هم بااستعداد و کاملا احساسی و ریزبین هستم. همین هم باعث شده که در تلاوتم موفق باشم.

صدای خوانندگانی که اثرشان ریشه قرآنی دارد، گوش می‌کنم

وی ادامه می‌دهد: بازیگران را دوست دارم، خواندن خواننده‌های خودمان را نیز خیلی دوست دارم. بیشتر «اصفهانی» و «شجریان» گوش می‌کنم زیرا ریشه آنها قرآنی است و به همین دلیل کارهای بسیار قوی و باکیفیت ارائه می‌کنند. «سراج» را هم دوست دارم. به طور کلی علاقه‌مند به این سیستم زندگی کردن هستم و خیلی دوست دارم که زنده، زندگی کنم. فعالیت قرآنی‌ام هم سرجایش هست.
این قاری بین‌المللی قرآن درباره کارهای ناتمام خود و کارهایی که دوست داشته تا حالا انجام دهد اما انجام نداده است، می‌گوید: دوست داشته‌‌ام تحصیلاتم را تا مقطع دکتری دنبال کنم که البته این کار را حتما انجام می‌دهم؛ همچنین حفظ کل قرآن کریم از دیگر برنامه‌هایی است که در آینده نزدیک انجام می‌دهم. برای ما که زندگیمان با قرآن است حفظ کل قرآن بسیار راحت‌تر است و دوست دارم که حافظ کل قرآن باشم زیرا فکر می‌کنم که حفظ قرآن یک کار درجه یک است.

چرا از حفظ نمی‌خوانی؟
وی ادامه می‌دهد: یک روز که شحات‌انور در تهران بود رفتم به هتلی که آنجا اقامت داشت که مرحوم شحات‌انور گفت: بخوان و من هم از استاد شحات‌انور برای خودش خواندم، زمانی که در حال تلاوت بودم استاد که از لحاظ تلاوت الگویی برای قاریان بود چشمانش را بسته بود و در همان حال سر تکان می‌داد. استاد فقط یک نکته گفت که شما همه چیزتان درجه یک است اما چرا از حفظ نمی‌خوانی؟ که همان جمله استاد باعث شد تا جزء‌هایی از قرآن را حفظ کنم و بتوانم قطعاتی از قرآن را از حفظ بخوانم که امیدوارم به زودی بتوانم کل قرآن را از حفظ بخوانم.
وی درباره سایر قاریان مصری و علاقه‌مندی خود به برخی از قاریان می‌گوید: از زمانی که ۱۳ سال داشتم عاشق حصان بودم، «سعید زناتی» را ۱۰ سالی هست که گوش می‌کنم و دوست دارم زیرا روح بزرگی در تلاوت دارد، معنویت و عرفان خاصی در تلاوت زناتی وجود دارد که ریشه تلاوت شحات‌انور نیز در زناتی است. مرحوم زناتی واقعا قرآن می‌خواند، خیلی شیرین و جذاب می‌خواند. اگر کسی می‌خواهد آرامش بگیرد باید زناتی یا شحات‌انور گوش کند زیرا این دو خیلی به هم نزدیک هستند. استاد «احمد شبیب» بسیار پخته، درجه یک، نمکی و استخوان‌دار می‌خواند که عاشق تلاوت‌های او هستم، مرحوم رفعت نیز از قاریان مصری است که بیشتر قاریان از تلاوت‌های او استفاده کرده‌اند.

زمان تلاوت قرآن از حال و هوای خودم لذت می‌برم
«کسی که قرآن می‌خواند، تمام سلول‌های بدنش قرآنی می‌شود، من هم سعی می‌کنم که اینطور باشم، انس من با قرآن تا جایی است که در زمان تلاوت آیات خدا، از حال و هوای خودم لذت می‌برم. در خیابان که راه‌ می‌روم قرآن را برای خودم زمزمه می‌کنم، بعضی از رهگذران اگر دقت کنند متوجه می‌شوند. زمانی که قرآن را با خود زمزمه می‌کنم ممکن است هزار نفر هم از کنار من عبور کنند اما آنها را نمی‌بینم، در لحظه زمزمه آیات خدا جای دیگری هستم.» این بخشی از صحبت‌های جعفر فردی در توصیف انس خود با قرآن است که صحبت‌های خود را این چنین ادامه می‌دهد: «تلاوت قرآن روح را آرام و دل را بزرگ می‌کند و یک آرامش خاصی به انسان می‌دهد.»

%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86

زکات نعمت تلاوت قرآن تربیت چند شاگرد خوب است
وی ادامه می‌دهد: نعمت تلاوت قرآن که از سوی خدا به من داده شده جای شکر دارد. لیاقت می‌خواهد بتوانم آن را حفظ کنم و تأثیرگذار باشم؛ زکات این نعمت، تربیت چند شاگرد خوب است. بعد از مسابقات بین‌المللی قرآن قصد دارم جلسه قرآنی خوبی را راه‌اندازی کنم تا بتوانم شاگردان خوبی تحویل جامعه دهم.
نفر اول رشته قرائت در سی و ششمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن دوباره به خاطرات سی و ششمین دوره مسابقات کشوری قرآن می‌رود و می‌گوید: در آن مسابقات خیلی‌ها بنده را دعا کردند که امیدوارم باز هم دعا کنند؛ به خصوص مادرم؛ «نظیر مادر در دنیا پیدا نمی‌شود و مانند مادر موجودی در دنیا نداریم، واقعیت این است»، مادرم همیشه من را دعا کرده و امیدوارم برای موفقیت در مسابقات بین‌المللی هم دعا کند تا این چند روز هم به خیر و خوشی تمام شود. پدرم هم همینطور،
وی ادامه می‌دهد: برای مسابقات بین‌المللی قرآن از لحظات تلاوت آمادگی دارم اما آمادگی اصلی باید از نظر آرامش روحی باشد. زمانی که در جایگاه قرائت سی و یکمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن بنشنیم با خدای خود می‌گویم: من که نمی‌خوانم خودت می‌خوانی، خودت هدایت کن. این بهترین کار است و باید با توسل چیزی را از خدا بگیریم.
جعفر فردی که سه بار در محضر مقام معظم رهبری و در جمع قرآنیان تلاوت داشته است صحبت‌های خود را با خاطره‌ای از آخرین تلاوتش خدمت رهبر معظم انقلاب تمام می‌کند و می‌گوید: سال گذشته که سوره حشر را در خدمت حضرت آقا تلاوت کردم و رفتم خدمت ایشان؛ دست ایشان را بوسیدم و عرض کردم: آقا اگر نکته‌ای هست بفرمایید؛ حضرت آقا گفتند: تلاوت شما خیلی خوب بود، احسنت. پیشانی‌ام عرق کرده بود که ایشان با دست، عرق پیشانی‌ام را پاک کردند که برای من خیلی عزیز بود و در آن لحظه خیلی لذت بردم.


  • صفحه 1 از 41234
پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 126
  • بازدید دیروز: 120
  • کل بازدیدها: 756594
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 3
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: آبان ۷, ۱۳۹۶ ۱۲:۴۸ ب.ظ
آرشیو ماهیانه