امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

یک نخبه قرآنی: فعالیت‌های قرآنی با سایر فعالیت‌ها رابطه طولی دارد

 
سید میعاد صالحی
سید میعاد صالحی

سیدمیعاد صالحی، جوانیست قرآنی، نخبه و اهل تهران. حافظ کل قرآن کریم، قاری ممتاز کشوری، رتبه اول مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد هوا فضا در دانشگاه صنعتی شریف، کسب رتبه اول پژوهشهای کاربردی ؛ در جشنواره جوان خوارزمی سال ۱۳۸۶؛ با موضوع کربن فعال بهداشتی عیار بالا (activated carbon) در کارنامه او به چشم می خورد.  او بیست بار در مسابقات مختلف کشوری، رتبه اول را به خود اختصاص داده است. در سال ۸۲ نیز در مسابقات جهانی مصر، موفق به کسب رتبه دوم حفظ ده جزء شده و تاکنون برای تبلیغ به کشورهای مراکش و لبنان سفر کرده است. مادر سیدمیعاد، حافظ کل قرآن کریم و خواهرش نفر اول مسابقات بین المللی تفسیر و دانشجوی سال سوم تخصص رادیولوژی است.

آقای صالحی، تعریف چهره قرآنی از نظر شما چیست؟
چهره قرآنی به فردی گفته می شود که قرآن در جانش نفوذ کرده و مبنای کارهایش باشد. به نظر من رابطه فعالیت های قرآنی با سایر فعالیت ها طولی است، نه عرضی.
استقبال و قدردانی مسؤولین و نهادهای دولتی از فعالیت های شما چگونه بوده است؟
اگر در جامعه، مسؤولی متولی این امر باشد، به وظیفه خود عمل نکرده. البته من مطمئن نیستم که این کار، جزء وظایف نهاد یا سازمان خاصی باشد!
در ذهنتان شبهة بی پاسخ قرآنی دارید؟
هیچ شبهه ای. اصلا منابع مشخص اند و با مراجعه به آن ها همیشه جواب گرفته ام.
ورزش هم می کنید؟
هندبال، والیبال و بسکتبال بازی می کنم و رتبه های تیمی خوبی هم به دست آورده ام. اما رشتة خانوادگی ما تنیس روی میز است که در مسابقات دستة برتر دانشجویان کشور در سال گذشته، رتبه سوم را به دست آورده ام.
دلیل حضور موفق شما در زمینه های مختلف قرآنی، علمی و ورزشی؟
نسخه، مقام معظم رهبری در خصوص لزوم توجه جوانان به تهذیب، تحصیل و ورزش، محرک خوبی برای بنده بوده است.
راه انس پیداکردن با قرآن؟
حفظ موضوعی قرآن همراه با درک معنا، شروع خوبی برای انس با قرآن است. بعد از آن، گوش کردن به نوار ترتیل یا ترتیل خوانی در مسیر انس با قرآن مؤثر است.
روش پیشنهادی شما برای آموزش قرآن چیست؟
تشویق و تنبیه ها باید به گونه ای باشد که افراد به سوی قرآن سوق داده شوند. یعنی تشویق تا حدی باشد که فرد شرطی نشده و تنبیه تا حدی که فرد از قرآن گریزان نشود.
اولین سوره ای که خواندید؟
از مادرم بپرسید.
نغمه های مورد پسند در قرائت؟
الحان مثل حجاز، بیات حزین یا بیات حسینی.
آخرین کلام:
تنها چیزی که در تمام عمرم در دلم می توانم به آن افتخار کنم، این است که حافظ قرآن ام. این را فردی می گوید که در راه های دیگر هم اوضاعش بد نبوده و در زمینه های دیگر نیز تجربه دارد.

مصاحبه از روزنامه همشهری


حرف‌های متفاوت یک مدیر قرآنی / قاری قرآن یعنی خواننده و عامل به قرآن

مهدی قره شیخ‌لو

* لطفاً خود را به طور کامل معرفی کنید.

«مهدی قره‌شیخلو» متولد ۱۳۴۷ در محله امامزاده حسن تهران هستم، در آن محله، بزرگ و در همان‌جا با قرآن آشنا شدم.

در نزدیکی منزل ما ماه محرم هر سال تکیه‌ای بنا می‌شد که البته من به آنجا نمی‌رفتم زیرا با هیئت دیگری خو گرفته بودم، اما شبی در حال بازگشت از هیئت خودمان به منزل بودم که از هیئت نزدیک منزل‌مان صدای قرآن شنیدم، کنجکاو به داخل تکیه رفتم، حلقه‌ای دیدم که افرادی پشت رحل‌های قرآن نشسته‌اند و آقایی با کت چرمی مشکی در بالای حلقه نشسته است، و من هم به آن حلقه پیوستم و همان باعث علاقه من به قرآن کریم شد.

در آن محفل آیات اول و دوم سوره بقره تلاوت می‌شد و هر کس دو آیه را می‌خواند و نفر بعد هم تکرار می‌کرد، به همین صورت بلندگو چرخید تا اینکه آمد جلوی من، با وجود اینکه چندان توانایی نداشتم، خواندم و علاقه‌مند شدم.

این جلسه چند ماه در همان تکیه ادامه پیدا کرد و بعد تبدیل شد به جلسات هفتگی خانگی و من هم با علاقه، ادامه دادم، استاد آن جلسه ما آقای «علی‌اکبر توپچی» رئیس کنونی فرهنگسرای قرآن بود.

من نزد آقای توپچی حدود ۲ سال آموزش دیدم، بعد به جلسه استاد «سیدمحسن خدام‌حسینی» رفتم و استاد اصلی من ایشان بود.

آیا آن زمان در محله‌هایی مثل امامزاده حسن از این‌گونه محافل زیاد بود؟

ـ به شکل امروزی نبود، اتفاقاً جلسه استاد «محمد‌تقی مروت» که بنیانگذار قرائت نوین در کشور ماست، در همین محله بود و خیلی از اساتید امروزی شاگرد ایشان هستند، اما سن من به آن جلسه نمی‌رسید و بعدها شاگردهای ایشان مثل؛ آقای توپچی، شهید میرزا نژاد، شهید فریدون بزم و شهید سخاوتی کلاس‌هایی دایر کردند و ما نسل بعد بودیم که جذب این جلسات شدیم، اغلب جلسات آن زمان سنتی بود و بحث‌های تخصصی مانند تجوید و تلاوت بررسی نمی‌شد و ما نسل اولی هستیم که در جلسات تخصصی شرکت کردیم.

* شغل پدر شما چه بود؟

ـ پدر من کارمند وزارت نیرو بود و در داروخانه وزارت نیرو در بلوار کشاورز کار می‌کرد.

* پدرتان تحصیلات مربوط به داروسازی داشتند؟

ـ نه، پدر من در آن زمان دیپلم هم نداشت، اما به خوبی داروخانه را اداره می‌کرد و به گفته پدرم رئیس آن داروخانه روزی تعدادی کتاب درسی به وی داده و گفته بود: برو تحصیلاتت را ادامه بده!

پدرم روزها کار می‌کرد و شب‌ها برای ادامه تحصیل به مدرسه می‌رفت و به همین صورت دیپلم گرفت، البته بعدها در سن ۴۰ سالگی دچار بیماری شد و بینایی‌اش را از دست داد، پدرم اهل ورزش هم بود و باستانی کار می‌کرد و عکس‌های جوانی‌اش گویای این مطلب است که آن بیماری او را از این موضوع هم محروم کرد، اکنون هم بازنشسته وزارت نیرو است.

* خانواده شما چه قدر مذهبی بود؟

ـ خانواده من به لحاظ مذهبی خانواده‌ای متوسط بود؛ در حد انجام واجبات مثل نماز و روزه، به تکالیف عمل می‌کردیم، البته به دلیل مشکلات مالی و چند شیفتی کار پدرم کمتر فرصت حضور در مراسمات مذهبی مثل نماز جمعه را پیدا می‌کردیم، همچنین پدرم در انجام امور دینی هم اجباری به ما نمی‌کرد و انجام فرایض را اغلب به عهده خودمان می‌گذاشت.

به دلیل مشکلات مالی، خانواده من درگیر مسائلی مانند خمس و زکات و اینها نبودند، اما در مواقع لزوم به تکالیف خود عمل می‌کردند.

آن زمان ما سه خانواده بودیم که در یک خانه زندگی می‌کردیم و سهم خانواده من یک اتاق ۶ متری بود.

*** اوایل انقلاب فضای جامعه انسان را به سمت کار‌های معنوی سوق می‌داد

* سال‌های اول انقلاب بحث کارهای دینی و مذهبی داغ بود، آیا شما هم انگیزه‌ای برای حضور در محافل مذهبی داشتید؟

ـ من در زمان انقلاب ۱۰ ساله بودم، بعد از انقلاب فضای جامعه کششی داشت که انسان را به محافل مذهبی جذب می‌کرد و شاید این کشش بر اساس یک شناخت عمیق فکری نبود، ما هم سن و سالی نداشتیم و این فضای جامعه بود که ما را جذب می‌کرد، به یاد دارم سال‌های انقلاب با وجود کودکی در تظاهرات شرکت می‌کردم و بلافاصله بعد از انقلاب جذب بسیج و مسجد شدم، اما هر چقدر سن و سال ما بالاتر می‌رفت آشنایی با قرآن شناخت ما را عمیق‌تر می‌کرد، در مجموع دوران نوجوانی‌مان را در همین شرایط گذراندیم.

* پس در آن زمان فضای جامعه به گونه‌ای معنوی بود که اگر شما می‌خواستید هم نمی‌توانستید بد باشید، برعکس امروز که فضای جامعه به گونه‌ای است که اگر کسی به سمت قرآن برود خیلی‌ها تعجب می‌کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟

ـ البته من خودم شخص مقیدی بودم، به یاد دارم قبل از انقلاب، ما در منزل با وجود مشکلات مالی تلویزیون داشتیم؛ البته در منزل ما برنامه‌های موسیقی و اغلب فیلم‌ها مشتری نداشت و به محض پخش اینگونه برنامه‌ها تلویزیون را خاموش می‌کردیم.

* پیش از انقلاب تنها قشر خاصی تلویزیون داشتند، شما چگونه تلویزیون داشتید؟

ـ آن زمان تلویزیون در آن منطقه تازه باب شده بود، برخی از همسایه‌های ما تلویزیون داشتند و ما برای تماشای برنامه کودک به منزل آنها می‌رفتیم که برخی اوقات برنامه‌هایی پیش می‌آمد، برخوردهایی می‌شد و از این رو پدر و مادرم تصمیم به خرید تلویزیون گرفتند، اما همواره از تماشای برخی فیلم‌ها را ‌اجتناب می‌کردیم.

* کدام فیلم‌ها را نگاه می‌کردید؟

ـ برخی فیلم‌هایی که سالم و یا سالم‌تر بودند، مانند «مراد برقی» و «مرد ۶ میلیون دلاری».

* کدام هنرپیشه‌‌ها را دوست داشتید؟

ـ من «مرد ۶ میلیون دلاری» را دوست داشتم.

به یاد دارم که روز ۱۲ بهمن ۵۷ لحظه ورود امام به صورت زنده در حال پخش بود و ما به همراه تعدادی از همسایه‌ها مشغول تماشا بودیم که ناگهان پخش آن قطع شد.

* آیا کسی به شما اعتراض نمی‌کرد که چرا تلویزیون خریده‌اید؟

ـ نه، زیرا ما موسیقی و برنامه‌های غیر اخلاقی را نگاه نمی‌کردیم و کسی هم به ما اعتراض نمی‌کرد.

***علاقه به سینما به قیمت تنبیه از سوی پدر

* آیا به سینما هم می‌رفتید؟

ـ بله به سینما هم می‌رفتم و پدرم هم به شدت مخالف بود و من را تنبیه می‌کرد، اما من با برخی دوستان گاهی اوقات به سینما می‌رفتیم و اتفاقاً همان تیمی که به سینما می‌رفتیم بعدها قرآنی شدیم.

* شما چگونه با آن روحیه سینما می‌رفتید؟

ـ من خیلی فیلم دوست داشتم، امروزه هم اگر فرصتی بشود فیلم‌های تلویزیون را تماشا می‌کنم.

* الان سینما می‌روید؟

ـ نه الان اصلاً فرصت نمی‌کنم، آخرین بار فیلم اخراجی‌ها را به اصرار یکی از فرزندانم در سینما دیدم، اما بعد از انقلاب شاید به اندازه انگشتان دست هم سینما نرفته باشم.

* آیا سریال‌های تلویزیونی را دنبال می‌کنید؟

ـ اگر فرصت کنم می‌بینم، مثلاً سریال «مختار» را به صورت کامل دیدم و اگر آخر شب در منزل باشم گاهی اوقات سریال‌ها را به همراه خانواده نگاه می‌کنم.

*به کدام هنرپیشه علاقه دارید؟

ـ البته چون فیلم کمتر می‌بینم شناخت خوبی ندارم، اما بازی افرادی مثل «داریوش ارجمند»، «پرویز پرستویی» و «جشمید مشایخی» را دوست دارم، در جلسات قرآن ما بحثی به نام «حس قاری» داریم و گاهی من آقای مشایخی را مثال می‌زنم که او در سریالی نقش جراح قلب را به گونه‌ای بازی می‌کند که گویا واقعاً جراح است، همین آدم نقش رفتگر را نیز بسیار عالی بازی می‌کند، قاری هم باید حس خواندن داشته باشد؛ یعنی خودش ابتدا جذب تلاوتش شود و خود را باور کند تا شنونده هم جذب شود.

این مثال را از آن جهت به شاگردان می‌گفتم که قاری باید چنان با حس و با همه وجود بخواند که همگان باور کنند که او یک قاری حرفه‌ای است.

***هنرمند هم می‌تواند و باید قرآنی باشد

* فکر نمی‌کنید اگر مثال بازیگران را برای قرآن بزنید برخی موضع‌گیری کنند؟

ـ نه، در روایات هم داریم که از هر‌کسی می‌شود نکات مثبت را برداشت کرد و هر‌کسی محسنات و معایبی دارد که باید نکات مثبت را برداشت کرد، در همه اقشار بد و خوب وجود دارد؛ مثلاً در خواننده‌ها فردی به نام آقای «محمد گلریز» وجود دارد که خدمات زیادی به انقلاب داشته است و به نظر من ما اگر جنبه‌های مثبت یک کار را بررسی کنیم می‌توانیم ثابت کنیم که در آن رشته هم می‌توان سالم زندگی کرد.

* به نظر شما می‌توان از اینگونه هنرمندان که مثال زدید در بحث قرآن استفاده کرد؟

ـ بستگی به آن هنرمند دارد، اگر فرد هنرمند در زندگی‌اش از قرآن بهره برده باشد، آن را جایی نشان می‌دهد و می‌توان از آن استفاده کرد، اما امروزه به صورت ابزاری از هنرمندان استفاده می‌شود؛ مثلاً برخی در نقش‌هایی به کار گرفته می‌شوند که اصلاً اعتقادی به آن نقش ندارند.

***تأثیرگذاری قرآنی از سوی خودساختگان قرآنی میسر است

* یعنی معتقد هستید که هنرپیشه‌ای که اعتقاد به قرآن دارد باید آن نقش را بازی کند؟

ـ بله، قطعاً همین است، استاد «خدام‌حسینی» همیشه به ما می‌گفت: هر شخص به اندازه‌ای که از قرآن بهره برده باشد به همان اندازه می‌تواند تأثیرگذار باشد، اگر کسی بخواهد مبلّغ قرآن باشد باید به همان اندازه رنگ و بویی از قرآن برده باشد و هر کس به اندازه ظرفیتش از قرآن بهره می‌برد.

تأثیرات قرآن شامل همه آحاد جامعه می‌شود، از پیامبر و اولیاء گرفته تا همه مردم کوچه و بازار و اگر قرآن برای همه حرفی نداشته باشد انتظاری هم نمی‌تواند داشته باشد، پس هر کسی باید به اندازه ظرفیت خود از قرآن بهره ببرد، به عنوان مثال؛ کسی که در حوزه تجارت فعالیت می‌کند باید بدون بهره کار کند، کالا را چندین برابر قیمت به مردم ندهد که متأسفانه امروزه این موضوع بسیار کم‌رنگ شده است، شما هرگاه برای خرید به جایی می‌روید چقدر به فروشنده اعتماد دارید که راست می‌گوید؟ ما چقدر به قسم آنها اعتماد داریم؟

این در حالی است که بسیاری از آیات قرآن برای کف جامعه است. قرآن کریم می‌گوید «ویل للمطففین» یعنی وای بر کم‌فروشان؛ این در حالی است که بخش عمده‌ای از مردم با همین تجارت زندگی می‌کنند و اگر در زندگی و کار قرآنی عمل شود همه چیز سر جای خود قرار می‌گیرد، پس هر کس اراده کند هر اندازه که بخواهد می‌تواند از قرآن بهره ببرد.

***دستاورد‌های قرآنی کشور حاصل کار افراد خودجوش است نه ساختار و تشکیلات

* تشکیل حلقه‌های قرآنی و کارهای خود جوش جهت آموزش و تربیت افراد چقدر مؤثر است؟

ـ من فکر می‌کنم بیش از ۷۰ درصد دستاوردهای قرآنی امروزه حاصل فعالیت‌های خودجوش برخی از اساتید است و بسیاری از ساختارها هم با وجود اینگونه افراد معنی پیدا می‌کند، خیلی از ساختارها چون افراد شایسته‌ای در کنارشان نبوده به نتیجه‌ای نرسیده است، اما هرگاه فردی با تمام وجود وارد ساختاری می‌شود می‌تواند به آن ساختار معنا بدهد، مثلاً فردی مثل استاد خدام حسینی پایه‌گذار کار قرآنی در کشور است و ساختار قرآنی کشور توسط وی معنا پیدا کرد و وقتی هم از این ساختار جدا شد، فضای قرآنی دچار افت شدیدی شد.

پس افراد، مهم‌تر از سخت‌افزار و ابزار هستند و بیش از ۷۰ درصد از موفقیت‌ها حاصل کار افراد است نه ساختار.

استاد خدام حسینی بیش از ۳۰ سال است که ماه‌های رمضان شاید بیش از ۴ ساعت پای رحل قرآن، صدها جوان را آموزش می‌دهد و به تربیت‌شان می‌پردازند و هیچ‌گاه یک بعدی کار نمی‌کند و قرائت و تربیت را حتماً در کنار هم لحاظ می‌کند.

البته جامعه قرآنی ما امروزه پس از ۳۰ سال رشد بسیار خوبی داشته و این همه قاری و حافظ و مؤسسات مردمی و سازمان راه افتاده است.

***در فعالیت قرآنی باید به همه جوانب هنری و معرفتی آن پرداخت

* برخی معتقدند که افراد قرآنی ما فقط به خود می‌پردازند و زیاد کاری با جامعه و تربیت افراد ندارند، آیا ظرفیت تربیت و کار بر روی جامعه وجود دارد و اینکه جامعه قرآنی زیاد به این موضوع نمی‌پردازد، آیا این موضوع صحیح است.

ـ بله، ظرفیت تربیت و کار بر روی جامعه وجود دارد؛ اما این ظرفیت بالفعل نیست و با نقطه آرمانی فاصله زیادی دارد، برخی از دلایل این موضوع به همین نکته‌ای که شما گفتید برمی‌گردد؛ یعنی جامعه قرآنی ما خود را بیشتر در قرائت و صوت و لحن خلاصه کرده، در حالی که ظرفیت قرآن بیش از این حرف‌ها است و فردی که عمری با قرآن همنشین است باید خیلی کارایی داشته باشد، زیرا ما می‌گوییم قرآن در همه چیز حرفی برای گفتن دارد؛ حال چه کسی باید این حرف را از دل قرآن استخراج و به جامعه عرضه کند؟ همه افرادی که به نحوی به فعالیت قرآنی مشغولند از قاری قرآن گرفته تا آیات عظام و اهل قرآن زیاد وارد مسائل جامعه نمی‌شوند، مسئولان هم به این موضوع نمی‌پردازند.

کشور ما بعد از جنگ، تمام ظرفیت را به موضوع اقتصاد و سازندگی سرازیر کرد، البته این کار اولویت بود اما اندازه‌اش رعایت نشد، ما آیه قرآن داریم که اگر جامعه‌ای تقوامدار و دین‌مدار باشد ما تمام برکات را به آن جامعه نازل می‌کنیم.

بخشی از این موضوع ضعف‌ ما قرآنی‌ها و بخشی هم ضعف مدیریت کشور است، باید حق قرآن در نظام ما ادا شود، در حالی که نگاه به قرآن تشریفاتی است.

آیا آشنایی با قرآن در تعیین مسئولیت‌ها نقش دارد؟ پیامبر در صدر اسلام براساس میزان آشنایی افراد با قرآن تقسیم کار می‌کرد.

*قاری قرآن یعنی خواننده و عامل به قرآن

* کشور مصر با وجود این همه قاری قرآن سال‌ها تحت دیکتاتوری و ظلم حاکمان مستبد قرار گرفته بود، هیچ‌کس کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کرد، آیا در این خصوص تناقض وجود ندارد؟

ـ بله، تناقض اینجاست که قاری و معلم قرآن درست تعریف نشده است، در صدر اسلام تعریف قاری این نبوده که قرآن را خوب بخواند، تعریف قاری در صدر اسلام این بوده که هم با صدای خوش قرآن خوانده شود و هم قاری با علوم قرآن آشنا باشد و به آن عمل کند.

ما وقتی قرآن آموزش می‌دهیم، تک بعدی آموزش می‌دهیم، تعبیر مقام معظم رهبری از اینگونه افراد این است که فردی مجتهد می‌شود که قرآن جزء ضروریاتش نیست، این ضعف‌ها در ساختار آموزش قرآنی وجود دارد؛ یعنی باید قرآن به گونه‌ای آموخته شود که مردم با ظاهر و باطن و روش‌های عملی قرآن آشنا شوند، این به جامعه قرآنی برمی‌گردد که در این خصوص ضعف داشته و نظام ما هم برای این موضوع سرمایه‌گذاری درستی نکرده است.

***مسائل زندگی، توسط کارشناسان از قرآن استخراج، و به مردم عرضه شود

* ما از همه جا می‌شنویم که باید قرآن وارد زندگی مردم شود، رد پای کارهای قرآنی و بودجه‌های قرآنی در کجای زندگی مردم است؟

ـ شما به کتاب «مفاتیح‌الحیات» آیت‌الله جوادی آملی توجه کنید که چقدر کاربردی است، همه مسائل مثل تغذیه، سلامت، خوابیدن، لباس پوشیدن و همه موارد در آن ذکر شده است، همه این مسائل از قرآن استخراج شده است، مجموعه کشور از جامعه قرآنی گرفته تا دولت و مسئولان و رسانه‌ها همه با هم به دور از دنبال نام بودن باید به کار بپردازند، آموزه‌های قرآن را استخراج کنند و به مردم عرضه کنند.

دو سال پیش آموزش و پرورش طرحی داشت که طی آن می‌خواست ۱۰ هزار مدرسه قرآنی راه‌اندازی کند، من طی نامه‌ای به وزیر پیشنهاداتی مبنی بر اینکه سازمان دارالقرآن می‌تواند کار آموزش و کتب این مدارس را تأمین کند، و حال که حدود ۱۰۰ هزار مدرسه یک شیفت یعنی نصف روز خالی‌اند و بسیاری از مؤسسات قرآنی هم جا برای آموزش ندارند، بیایید با یک تعامل شما فضا را تأمین کنید ما هم نیروی متخصص و امکانات را فراهم می‌کنیم؛‌ متأسفانه اکنون پس از دو سال هیچ نتیجه‌ای حاصل نشده و هیچ پاسخی برای ما نیامده است.

* پس ایده و جوهر اولیه این موضوعات باید از سوی جامعه قرآنی ارائه شود، آیا این موضوع وجود دارد؟

ـ نه؛ ضعیف است و باید کار شود، آموزش قرآن باید به گونه‌ای باشد که مردم آن را در زندگی حس کنند؛ قرآن می‌فرماید: «هر کس هر عمل صالحی انجام دهد در حق خودش انجام داده و هر کس هر زشتی هم انجام دهد باز در حق خودش کرده» همین عبارت را ما اگر در فرهنگ کارمندی نهادینه کنیم و کارمند این موضوع را باور کند که اگر خدمتی کند در حق خود کرده، دچار دگرگونی می‌شویم.

همچنین آموزه‌های قرآن باید به صورت کاربردی در جامعه مطرح و وارد زندگی مردم شود.

مصاحبه از خبرگزاری فارس

متولد ۱۳۴۷ ،تهران
تحصیلات : کارشناسى علوم قرآن و حدیث
شغل : کارمند
نام اساتید : خدام حسینى ، اربابى ، موسوى ، حاجى شریف و غفارى

شروع فعالیت : او از سال ۵۹ فعالیت قرآنى خود را شروع کرد و با استفاده از اساتید خود با حضور در جلسات قرآن کریم به فراگیرى قرائت قرآن اقدام نمود و پس از کسب تجارب و الگو قراردادن سایر اساتید در زمینه آموزش قرآن قدم برداشت و در این راستا کلاسهاى مختلفى را در برخى استان ها راه اندازى نمود و در زمینه نشر معارف قرآنى با نهادها و سازمان هاى مختلف همکارى کرد.

مقام هاى داخلى :
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه استان تهران (سال ۷۱).
نفر اول مسابقات قرآن کریم سازمان تبلیغات اسلامى استان تهران (سال ۷۱).
نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۷۱).
نفر اول مسابقات کشورى قرآن کریم سازمان تبلیغات اسلامى (سال ۷۱).

مقام هاى بین المللى :
نفر اول مسابقات بین المللى قرآن کریم جمهورى اسلامى ایران (سال ۷۱).
مأموریت هاى قرآنى در داخل کشور :
داورى مسابقات استانى قرآن کریم کل استان ها (سالهاى ۶۴ تا ۸۲).
داورى مسابقات سراسرى قرآن کریم شکوفه ها.
حضور فعال در محافل انس با قرآن و مجالس قرآنى در تمامى استانهاى کشور.

مأموریت هاى قرآنى در خارج از کشور :
سفر به کشورهاى عربستان سعودى ، سوریه ، لبنان ، بنگلادش ، امارات متحده عربى ، پاکستان ، ترکیه ، سودان ، جمهورى آذربایجان ، چین ، هندوستان ، سریلانکا ، ایتالیا ، فیلیپین ، تایلند ، مالزى ، آفریقاى جنوبى و موازمبیک جهت تبلیغات قرآنى.

آقاى حاج مهدى قره شیخ لو در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۴۷ هـ.ش در منطقه امامزاده حسن تهران دیده به جهان گشود. ولادتش در میان خانواده اى مذهبى ومقید به آداب اسلامى، نوید بخش آینده اى قرآنى براى او بود و پس از آنکه بصورت اتفاقى در جلسه آموزش قرآن محل شرکت نموده و بذر عشق و اشتیاق دردلش جاى گرفت پدر و مادر در شمار نخستین حامیان و مشوقان او را در مسیرقرآن رهنمون گشتند و در مرحله دوم معلم قرآن، دوره راهنمایى او و نیز حضوردر جلسات درس جناب آقاى توپچى زمینه را براى آموخته شدن هر چه بیشتر روح وجانش با کلام پروردگار هموار ساخت، آقاى قره شیخ لو روخوانى و روانخوانى قرآن کریم را در سال ۱۳۶۱ تجوید را در فاصله سالهاى ۱۳۶۲ الى ۱۳۶۴ و صوت ولحن قرآن کریم را بصورت کلاسیک از ۱۳۶۴ آغاز کرده است و ممارست در اینزمینه مشغول است. آقاى قره شیخ لو علاوه بر فعالیتهاى قرآنى تحصیلات خویشرا در رشته علوم قرآن و حدیث در دانشگاه تهران ادامه دارده و مدرک کارشناسى این رشته را در سال ۱۳۷۷ اخذ نمود. او در سال ۱۳۶۸ ازدواج کرده وثمره این ازدواج سه فرزند است. و از آنجا که همسرش نیز از معلمان قرآن کریم فرزندانش نیز در یادگیرى مباحث قرآنى مشغولند. او در سال ۱۳۷۱ درمسابقات کشورى اوقاف و نیز در مسابقات سراسرى سازمان تبلیغات، رتبه اول رابدست آورد. پس از آن در سال ۷۱ در نهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم در کشور نیز مقام نخست را از آن خود نمود.

آقاى قره شیخ لو در راستاى فعالیتهاى قرآنى خود مسافرتهاى بسیارى نیز به کشورهاى مختلف جهان داشته است. از جمله مى توان کشورهاى سوریه و لبنان رااشاره کرد. او همچنین در سال ۱۳۶۸ به کشورهاى امارات متحده عربى و پاکستان سفر نموده، در این کشورها به تلاوت پرداخت آقاى قره شیخ لو در فواصل سالهاى ۶۸ تا ۸۰ به کشورهاى چین، سودان، آفریقاى جنوبى، موزامبیک،فیلیپین، تایلند، ایتالیا، هند، سریلانکا، و آذربایجان سفر نمود.

آقاى قره شیخ لو همچنین ۹ بار توفیق سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره راداشته است او مى گوید: در تمامى این سفرها با استقبال بى سابقه مردم مواجهمى شدیم و به طور کلى در تمامى کشورها از تلاوت قاریان ایرانى استقبال مىشود که این موضوع باعث شگفتى است. آقاى قره شیخ لو بارها در صداو سیما بهتلاوت پرداخته است او از تلاوتش در برنامه بسوى نور که در سن ۱۳ سالگى درسیما یاد مى کند. آقاى قره شیخ لو تا کنون چندین بار توفیق تلاوت در محضرمقام معظم رهبرى را داشته است. از جمله در مراسم اختتامیه پنجمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم و یا در ایام ماه مبارک رمضان که موفق به تلاوت در حضور معظم له شده است.

آقاى قره شیخ لو در ابتداى کار تلاوت از قاریانى چون مرحوم استاد منشاوى،استاد محمود على البنّاء و استاد مصطفى اسماعیل تقلید مى کرد و مانندبسیارى از قاریان معتقد است که تقلید از قاریان مصرى به عنوان نخستین مرحله ز یادگیرى صوت و لحن، از جایگاه بسیار ارزشمندى برخوردار است. او درحال حاضر در دوره اى تخصصى مراکز چون تربیت معلم، و تربیت داور درسازمانها و نهادهاى مختلف تدریس مى کند او اساتید مصطفى اسماعیل، محمدصدیق منشاوى و عبدالباسط را سه قارى برتر مصر از ابتدا تا کنون مى داند ودر میان قاریان عصر حاضر نیز اساتید حصّان، شحات محمد انور و اللیثى را ازقاریان برتر کنونى مصر بر مى شمارد. آقاى قره شیخ لو از جمله قاریانى است
که سالهاى دفاع مقدس را با تمام وجود درک کرده و در برخى عملیاتها حضورداشته است او در سالهاى ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ جزو نیروهاى فرهنگى با نام معلم قرآن در جبهه جنوب و مناطق پاسگاه زید، جفیر و مهران مشغول به خدمت شد.

آقاى قره شیخ لو دوبار نیز در شمار نیروهاى رزمى در سالهاى ۱۳۶۵ الى ۱۳۶۷ در منطقه جنوب و در عملیاتهاى کربلاى ۵ و مرصاد شرکت نمود آقاى قره شیخ لو زندگىشخصى اجتماعى و خانوادگى خود را مرهون قرآن مى داند و مى گوید: کسى که باقرآن همنشین شد در تمامى ابعاد زندگى موفق خواهد شد و به همین دلیل نیزهمواره در تلاش بوده تا بتواند آنچه را که در سایه سار کلام وحى آموخته درجلسات به دوستداران قرآن بیاموزد. در سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۳ در دار القرآنسازمان تبلیغات اسلامى و دو سال نیز در کانون علوم پزشکى تهران به فعالیت
پرداخت و هم اکنون نیز جانشین مسئول کمیته قرآن شوراى هماهنگى تبلیغاتاسلامى است و علاوه بر این از سال ۱۳۷۷ تا کنون در بسیارى از مسابقات قرآن کریم داورى کرده است.

آقاى مهدى قره شیخ لو معتقد است که فعالیتهاى قرآنى در کشور پاسخگوى نیازجامعه نیست و به رغم اقدامات بسیارى که انجام شده ضعفهائى نیز وجود دارد.او در توصیه اش به جوانان مى گوید: تا آنجا که مى توانند وقتشان را براىقرآن صرف بکنند و سعى نمایند که با قرآن مأنوس شوند چون هر چه که ما براىقران وقت بگذاریم جز خیر و برکت، چیزى نخواهد بود و جوانان بهتر است کهبهترین لحظات عمرشان را که همان جوانى است در جلسات پر نشاط و شاداب قرآنىصرف بکنند و بتوانند در آن لحظات از قرآن بهره بگیرند و تا آنجا که مى
توانند با قرآن مأنوس شوند.

منبع : http://www.iyqa.ir/


Folder

زندگینامه ی مختصر قرآنی هادی ایزدپناهی

به نام خدا.

با سلام و آرزوی سربلندی و عزت برای آحاد جامعه ی قرآنی کشور؛ حدود دوسال است که از طریق سایت قرآنی الحان سلوک با نظرات ارزشمند جناب استاد مهندس جهانبخش فرجی آشنا شده ام. در این مدت کوتاه، نه تنها از تحلیل ها و نکات فنی ذکر شده توسط ایشان بهره ی فراوان بردم بلکه مهمتر از آن روح امیدواری و نشاط برای ادامه ی کار در قرائت قران در من بازدمیده شد. و حال در این مجال، حسب الامر ایشان مختصری از فعالیت های قرانی خویش را برای درج در سایت وزین الحان سلوک، تقدیم میدارم:

اینجانب هادی ایزدپناهی متولد ۱۳۶۰ در شهر تهران، به لطف خدای متعال از سنین کودکی با راهنمایی و دلسوزی پدر و مادر بزرگوارم به جلسات قرآنی اشتیاق فراوان یافته و بحمدالله تا به حال توفیق شاگردی محضر قرآن کریم را دارم.

حقیقت این است که شمارش و بیان نام اساتیدی که در محضرشان کسب فیض نموده ام امری دشوار و نیز خارج از حوصله ی این مقال است اما به ناچار احتیاط را کنارگذاشته و به ذکر نام بزرگوارانی که بیش از بقیه در این مسیر یاری ام کردند به ترتیب دوره می پردازم:

۱-استاد عاقبت رفعت؛ در روخوانی و تجوید

۲-استاد حمیدرضا افتخاری (جانباز سرافراز جنگ تحمیلی)؛ در اخلاق

۳-استاد امین غریب؛ در لحن

۴-استاد رحیم خاکی؛ در لحن و تواشیح

۵-استاد مهدی فکری؛ در تواشیح

۶-استاد محمد ثابتی منفرد؛ در اخلاق، تجوید و روش تدریس

۷-استاد مسعود رئیسی؛ در مداحی

۸-استاد سیدمحمدعلی قدیری؛ در فقه، حدیث و اخلاق

۹-استاد محمدعلی لسانی؛ در روش فهم و تدریس قرآن

۱۰-استاد امین پویا؛ در القاء انرژی مثبت و نیروی محرکه ی روحی در تلاوت

و بالاخره

۱۱- استاد جهانبخش فرجی؛ در القاء انرژی مثبت و نیروی محرکه ی روحی در تلاوت

در سایه ی زحمات این اساتید بزرگوار و دیگرانی که به جهت رعایت اختصار از بردن نامشان پرهیزشد، از اواخر دوران نوجوانی به بعد تاکنون، توفیق تدریس قرآن در مساجد، هیئات، مدارس و موسسات نصیب این حقیرگردیده است.

و نیز از سال ۱۳۹۰ به طور جدی تر وارد عرصه ی مسابقات شده و در قرائت قرآن موفق به کسب رتبه های زیر گردیدم:

۱- رتبه اول دانشجویان وزارت علوم سراسرکشور۱۳۹۲

۲- رتبه سوم کارکنان صداوسیمای سراسرکشور۱۳۹۱

۳- رتبه پنجم اوقاف استان تهران۱۳۹۱

۴- رتبه سوم تلاوت (مسابقات سازمان دارالقرآن) استان تهران۱۳۹۲

در پایان از خداوند مهربان می خواهم که بیش از پیش به همه ی ما توفیق فهم و عمل به فرمایشات قرآن کریم را عنایت فرماید.

آمین یا رب العالمین.

هادی ایزدپناهی


26 019
بنام خدا
سلام جناب استاد فرجی
اینجانب وحید مهاجر پاریزی متولد ۱۳۴۸ صادره از تهران در سال ۷۰ افتخار شاگردیتان را داشتم و همچنین خدمت اساتیدی چون استاد مرحوم سید یحیی لواسانی، استاد مولایی، استاد مرحوم ابدی، استاد مرحوم اربابی، استاد دزفولی، استاد یاریگل، استاد احمد ابولقاسمی، استاد بنیادی و استاد مجید زکی لو تلمذکردم.
و دراین سالها توانستم با لطف خداوند باتوانایی محدودم در مسابقات  دانش آموزان سال ۶۵ و مسابقات بسیج ۶۶ رتبه ممتاز
همچنین مسابقات اوقاف شهر تهران و استان تهران سال ۸۴ به همراه استاد حسین رستمی بارتبه سوم وارد مرحله کشوری دررشته ترتیل شوم و درمسابقات آموزش وپرورش استان تهران سال ۹۱ رتبه دوم بعداز آقای چاروقلو شوم و سال ۹۲ هم درمسابقات اساتید دانشگاههای علمی کاربردی کشور هم به لطف خدا در شهریزد مقام دوم راکسب کردم.
هم اینک هم مدرس تربیت مربی قرآن دانشگاه جامع شهید مطهری وتربیت معلم سازمان تبلیغات اسلامی تهران در زمینه روخوانی و روانخوانی و اداره جات و مدارس میباشم.
باشد که توفیق حاصل شود که باز درخدمت اساتید شایسته ای همچون شما ودیگر اساتید شاگردی کنیم .
التماس دعا- وحید مهاجر پاریزی

1

بنام خدا

ضمن عرض سلام محضر استاد عزیز و ارجمندم جناب استاد جهانبخش فرجی و هم چنین شما دوستان و عزیزان قرآنی سایت الحان سلوک.

اینجانب علی‌‎اکبر پناهی هستم.در سال ۱۳۷۱ ،در  شهرستان تبریز در یک خانواده مذهبی متولد شدم.

تنها پسر خانواده هستم و در حال حاضر انشاءالله مشغول تحصیل علوم حوزوی در پایه سوم حوزه علمیه شهرستان تبریز هستم.

خدا را شاکرم که این توفیق رو به من عنایت فرمود  که پا به مکتب غنی قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) بگذارم.آرزو دارم انشاءالله توفیق حاصل شود که  به عنوان مبلغ کوچک قرآن کریم و جزء کوچکی از جامعه قرآنی کشور موجب خوشنودی حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و امیدوارم که با کمک خداوند بتوانم هنر قدسی تلاوت قرآن کریم را با معارف انسان‌‎ ساز آن همرا ساخته و بیش از پیش عامل آن بوده و با این نعمت بزرگی که خداوند عنایت فرموده موجب گرایش دل‌‎ها به قرآن کریم واهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) باشم انشاءالله.

 سوابق قرآنی حقیر بدین شرح است :

۱).کسب رتبه اول استان در رشته اذان مقطع دوم راهنمایی در سال تحصیلی ۸۴-۸۳

۲).کسب رتبه دوم استان در رشته قرائت قرآن کریم مقطع دوم راهنمایی در سال تحصیلی ۸۴-۸۳

۳).کسب رتبه اول استان در رشته اذان مقطع سوم راهنمایی در سال تحصیلی ۸۵-۸۴

۴).کسب رتبه اول استان در رشته قرائت قرآن کریم مقطع اول دبیرستان درسال تحصیلی ۸۶-۸۵

۵).کسب رتبه اول استان در رشته قرائت قرآن کریم مقطع دوم دبیرستان در سال تحصیلی  ۸۷-۸۶

۶).کسب رتبه اول استان در رشته اذان مقطع سوم دبیرستان در سال تحصیلی ۸۸-۸۷

۷).کسب رتبه اول استان در رشته قرائت قرآن کریم حوزه‌‎های علمیه در سال تحصیلی ۹۱-۹۰

بهترین خاطرات من در طول این مدت ،حضور چندسال پی در پی در مشهد مقدس با دانش آموزان و دوستان قرآنی بود.امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند.

اساتید:

بنده متاسفانه به خاطر کوتاهی شخصی و نبود یک راهنما ،از زمان شروع تلاوت قرآن کریم به آن معنا از محضر اساتید تلمذ نکرده‌‎ام ودر جلسات صوت ولحن حضور منظم و پیوسته نداشتم و با فواصل زمانی به جلسات میرفتم. بیشتر به جلسات قرآنی هیئت حسینی محلمون اکتفا کرده بودم.همین امر هم باعث شد که در مسابقات کشوری مقام خوبی کسب نکنم.

اما اساتید عزیز و ارجمندی که از شروع تلاوت قرآن کریم تا به حال از محضرشان تلمذ کرده‎‌ام به شرح ذیل است:

جناب استاد مهدی محمد زاده،جناب استاد مولا رسولی،جناب استاد مرتضی رهنما و همچنین جناب استاد محمد کاکاوند که در فضای مجازی با ایشان آشنا شدم.البته الان هم گاهی اوقات افتخار کسب فیض از اساتید فوق را دارم…خداوند سایه ایشان را برای جامعه قرآنی مستدام بفرماید انشاءالله

اما در حال حاضر که در خدمت شما هستم با توجه به نیاز بیشتر به نکات فنی و تخصصی‎‌ این هنر مقدس افتخار شاگردی استاد گرانقدر جناب آقای جهانبخش فرجی را دارم که حقیقتا” کارشناسی حاذق و دلسوز برای شاگردان و جامعه قرآنی هستند که از طرق سایت الحان سلوک با ایشان آشنا شدم. انشاءالله بتوانم از درس‌‎ها و نکات کلیدی ایشان در راستای پیشرفت قرآنی و در انتقال آن به سایر عزیزان مشتاق به این هنر مقدس بهره‎‌ها ببرم.خداوند سایه ایشان و سایر اساتید زحمت‎‌ کش و دلسوز را برای جامعه قرآنی کشورمان مستدام بفرماید.

محتاج دعای شما عزیزان قرآنی : علی اکبر پناهی


mojtaba dehnavi
بسمه تعالی
اینجانب مجتبی دهنوی متولد سال ۱۳۶۱ تهران
از سنین کودکی در محضر استاد فرجی تلاوت  قرآن را آغاز کردم و تجوید و مقام های عربی را از ایشان فرا گرفتم.
قبل از دوره خدمت در حدود ۶ ماه مسئول دار القران فرهنگسرای تفکر بودم.
در دوران خدمت مسئول آموزش عقیدتی سیاسی نیروی هوایی بودم.
بیش از ۴ سال عضو گروه بین المللی همخوانی و تواشیح فرهنگسرای قرآن بودم.
چند دوره داور مسابقات دانش اموزی در سطح استان تهران و شهرستان های استان تهران بودم .
بیش از یک سال هست که در خدمت استاد آرزم در گروه اهل بیت تهران هستم.
و در حدود یک سال است که در ارگان آموزش و پرورش به عنوان نیروی پیمانی مشغول به تدریس قرآن در منطقه ۵ تهران هستم.
التماس دعا مجتبی دهنوی

 


چه کسانی می‌توانند در قرآن تدبر کنند؟

استاد دکتر مستفید

 

استاد حمیدرضا مستفید متولد ۱۳۴۰ در تهران هستند که در رشته علوم تربیتی کارشناسی و در رشته علوم قرآن و حدیث کارشناسی ارشد و دکتری خویش را از دانشگاه تهران اخذ کردند.

به طور همزمان، دروس حوزوی را ـ خارج از حوزه و به طور متفرقه ـ نزد اساتید از جمله حجت الاسلام آقایان سید حسن مصطفوی، سید حسین مصطفوی، مرحوم سید محمد فیروزآبادی، مرحوم اجرائی  تا اواخر سطح (مکاسب) ادامه داده و نیز بیشتر  کفایه را نزد مرحوم آقای دکتر گرجی تلمّذ نموده اند.

در سال ۷۴ عضو هیأت علمی دانشکده الهیات دانشگاه آزاد واحد تهران ـ شمال شده وهمزمان با دانشکده اصول دین و دانشگاه قرآن و حدیث(پردیس تهران) همکاری می کنند. از سال ۱۳۵۵ تدریس تجوید را شروع کردند.

فعالیتهای استاد عبارتند از:

۱-      نویسندگی و اجراء برنامه قرآنی «به سوی نور» گروه کودک و نوجوان شبکه ۱ سیما.

۲-      همکاری با رادیو قرآن در زمینه محتوا و اجراء موضوعات علوم قرآنی.

۳-      داور مسابقات بین المللی قرآن کریم.

۴-      همکاری با دفتر تحقیقات و تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش –گروه ‌عربی بوده و در تالیف کتب عربی مقطع راهنمایی و دبیرستان همکاری نموده اند.

۵-      عضو پژوهشگران واحد تحقیقات «مرکز طبع و نشر قرآن کریم» می باشند.

 

برخی از مقالات و کتابها و پروژه‌های علمی ایشان عبارت است از:

۱ـ مقاله‌ای تحت عنوان «جزء» در دانشنامه جهان اسلام. این مقاله در باره تقسیمات قرآنی و پیشینه و انواع آن از گذشته تاکنون و در مناطق مختلف سرزمین های اسلامی است.

۲ـ مقاله‌‌ای تحت عنوان «تأثیر خط در پیدایش قرائات» در مجله تحقیقات اسلامی.

۳ـ تحقیق و ترجمه نسخه‌ای خطی ـ و ظاهرا منحصر به فرد ـ از رساله ابن سراج در رسم و ضبط، چاپ شده در مجله بین المللی مطالعات و تحقیقات نسخه‌های خطیِ «نامه بهارستان».

تلاش در مسیر غلط ، آدمی را از هدف دورتر می کند. تدبر کردن، کار هر کسی نیست، کار اهلش است که این اهلش لزوماً در افراد خاصی محدود نیست بلکه مال همه است. اما این اشخاص اگر می خواهند تدبر کنند باید وقت بگذارند و مقدمات آن را کسب کنند

۴ـ ترجمه زیارت عاشورا همراه با توضیحات لُغوی ـ تاریخی.

۵ ترجمه جلد اول کتاب «عیون اخبار الرضا(علیه السلام)» با همکاری مرحوم استاد غفاری .

۶ـ تصحیح متن بعضی از مجلدات کتاب «فقیه من لایحضره الفقیه» زیر نظر مرحوم استاد غفاری.

۷ـ کتاب «بررسی علمی ـ تطبیقی رسم المصحف و ضبط المصحف» . با همکاری آقایان: دولتی، مرعشی، کاشفی، چیذری؛ در مرکز طبع و نشر قرآن کریم.

۸ـ ترجمه اجزاء ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹ و ۳۰ قرآن کریم همراه با شرح کلمات و توضیحات لُغوی ـ ادبی که در واقع ترجمه قرآن می باشد.

از آنجایی که بسیار توصیه شده که در قرآن کریم تدبر داشته باشیم تبیان با جناب استاد دکتر مستفید در زمینه تدبر قرآن و چگونگی آن و تفاوت تدبر با تفکر و…مصاحبه‌ای اختصاصی انجام داده است که تقدیم کاربران گرامی می‌شود.

تدبر کردن طبق دستور قرآن بر همه لازم شده است

أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا ً[۸۲ نساء]

افلم یدبروا القول ام جائهم ما لم یات ابائهم الاولین

کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ [ص ،۲۹]

پس در این شکی نیست که باید در آیات خدا و این کتاب تدبر داشته باشیم و این آیات ، خود به تدبر کردن ترغیب می کند.

 

تدبر کردن چه معنائی دارد؟

تدبر کردن یعنی در عواقب امری اندیشیدن و تأمل کردن، در ادبار (به معنای دبر و پشت ها) و عاقبت کارها اندیشه کردن گویند، اما به تدریج معنای ثانوی پیدا کرد و به خود تامل کردن، بدون هیچ قیدی معنا می شود و در قرآن نیز به همین معنا به کار رفته است.

عده ای بیان می کنند: منظور از اینکه گفته شده تدبر و اندیشه کنید، مراد این است که این آیات را از آن جهت که آیه و نشانه هایی از خداوند هستند، تأمل و تدبر کنید نه اینکه مفاد و محتوای آیات را بررسی کنید.

عده ای دیگر بیان می کنند که مراد این است که در معنا و مفاد آیات تدبر کنید.

از خود آیات بدست می آید که نظر دوم، حرف درستی است: لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ: در آیاتش(مفاهیم) آن بیاندیشند، نه در آیه بودن.

تدبر

 

در قرآن، برای آیات قرآن، تفکر بیان نشده است بلکه، تأمل و تدبر به کار رفته است. به نظر می آید معنای ثانویه تدبر که تأمل کردن باشد، تفکر مصدر باب تفعیل «فکر» است.

 

معنای تفکر و تفاوت آن با تدبر چیست؟

تفکر به معنای “فکر را به کار گرفتن” است و در مورد خلقت آسمان ها و زمین به کار رفته، به طوری که یک جور مبالغه در فکر را بیان می کند.

اما در مورد آیات قرآن تدبر به کار رفته و به نظر می آید که معنایش آن چیزی است که از تفکر حاصل می شود؛ به عبارتی این کلمات گویی با هم مترادف هستند .

تأمل در معانی آیات، در عین اینکه از همه مردم خواسته شده اما مقوله ای است که در عین عمومی بودن، نیازمند یک سری مقدماتی است که در صورت واجب بودن تدبر ابتدا لازم است آن مقدمات تحصیل شود. مثل اینکه بگوییم نماز بخوان و مقدمه آن وضو است. به فرض اینکه در اسلام وضو برای نماز بیان نشده بود و فقط دستور به نماز داشتیم آیا می توان بدون مقدمه وضو، نماز خواند؟!

اگر امر به وضو هم نبود، همین امر به نماز، ما را امر به وضو می کند. اگر کاری را دین ما بر ما واجب کرد یا راجحاً از ما خواست یعنی اگر آن کار، مقدماتی داشت، باید مقدمات آن را کسب کرد و انجام نمود.

اگر چه تدبر امری است عمومی اما این حرف دلیل بر این نیست که همه بدون داشتن مقدمه به آن ورود پیدا کنند!

مقوله بهداشت و سلامت یک موضوع کاملا عمومی است اما آیا همه حق دارند در حوزه بهداشت نظر بدهند و اگر هم بخواهند نظر بدهند یا از آنها خواسته باشند باید مقدمات آن را کسب کنند .

در یک کلام می توان گفت که: تدبر کردن در آیات قرآن، در عین اینکه از همه خواسته شده، در عین حال یک مقوله پیش پا افتاده و دم دستی که با چند جلسه و چند ساعت تدریس کردن مقدمات آن، حاصل نمی شود و نمی توان با چند ساعت کلاس رفتن و چند جلد کتاب خواندن به این عرصه وارد شد چرا که این مسیر، مسیر اشتباهی است .

به عبارتی اگر کسی تدبر کردن در آیات قرآن را بر خود واجب می داند، نمی شود که همان لحظه بدون داشتن هیچ مقدماتی، کتاب را باز کرده و شروع به تدبر کند، باید مقدمات آن را کسب کند.

اگر فردی مقدمات را ندارد باید کسب کند و یا در خدمت اهل فن سالها تلمّذ کند وگرنه سر از ناکجا آباد در خواهد آورد، آن وقت این قرآنی که می تواند مایه هدایت و شفاء و رحمت باشد اگر از مسیر آن وارد نشویم برای عده ای باعث گمراهی و ضلالت است: وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا می شود.

در یک کلام: تلاش در مسیر غلط ، آدمی را از هدف دورتر می کند. تدبر کردن، کار هر کسی نیست، کار اهلش است که این اهلش لزوماً در افراد خاصی محدود نیست بلکه مال همه است. اما این اشخاص اگر می خواهند تدبر کنند باید وقت بگذارند و مقدمات آن را کسب کنند.

 

مقدماتی که برای ورود به قرآن لازم است کسب کنیم چیست؟

مقدماتی که برای ورود به تدبر در قرآن لازم است عبارتند از:

۱- آشنایی با زبان عربی (صرف- نحو- بلاغت)

۲- آشنایی با تاریخ و فرهنگ مردم عصر نزول (جاهلیت)

۳- آشنایی با تاریخ صدر اسلام مربوط به نزول قرآن (شأن نزول)

۴- نقش سیاق در فهمیدن قرآن (سیاق چه قدر نقش دارد؟!)

۵- روایات و نقش آن ها در تفسیر قرآن (روایات تفسیری و تأویلی)

۶- خود مفاهیم آیات (عام- خاص- مطلق- مقید) که غفلت از اینها برداشت اشتباه از آیات می دهد.

برای تدبر در قرآن، بر هر فردی لازم است که حداقل در این زمینه ها توانایی داشته باشد، لذا برای فهم بیشتر به توضیح برخی از آنها می پردازم .

– آشنایی با زبان عربی:

صرف: واژه “رب العالمین ”

قرآن

 

در ترجمه های مشهور می بینم “رب العالمین” را “رب” دو جهان ترجمه کرده‌اند. در واقع کسی که ترجمه می‌کند نمی داند که عالمین تثنیه نیست!

بعضی هم گفته اند جهان ها یعنی از تثنیه گذشته و گفته اند: جمع است و رب العالمین یعنی رب جهان ها .

سوال می کنیم جهان ها یعنی چه؟! می گویند: یعنی عالم نبات- عالم انس- عالم جن و… که در کتاب ها و ترجمه ها دیده می شود. در حالی که عالمین جمع نیست، کلمه ای است که ظاهرش شکل جمع است مثل کلمه ی عشرین یا عشرون یعنی ۲۰ و اگر کسی عربی نداند می گوید عشر یعنی ۱۰ و عشرون هم می شود ده ها!!

این ترجمه چه قدر سخیف است؟! به همان اندازه که، عالمین را جهان ها ترجمه کردن نیز نشانه جهل است.

کلمه عالمین جمع نیست، در واقع یک اسم جمع است که در عرب به آن ملحق به جمع سالم گفته می شود. مثل عشرون. (این کلمات که ملحق به جمع هستند بعضی از آن ها واقعاً جمع هستند مثل ارضون که جمع ارض است و بعضی مفرد ندارند که از آن جمعش در بیاید – مثل عالمین). عالمین در کتب لغت قدیم، معنای جهانیان (اهل عالم، مردم) ترجمه شده است.

مثلاً در داستان حضرت لوط(علیه السلام) می فرماید: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ .

در ترجمه ها گفته است که آیا دنبال کار زشتی می روید که احدی از عالمین دنبال کار زشتی نرفته است؟!

اگر عالمین را جهان ها بگیریم یعنی اینکه احدی از انس و جن و… دنبال کار زشت نرفته! و حال آنکه معنی اش این نیست. یعنی احدی از مردم و اهل این عالم این کار را نکرده است.

به عبارتی تک تک انسان ها روی هم می شوند عالمین نه تک تک جهان ها!

این جهل در دانستن زبان عرب و قواعد است که فرق بین جمع مذکر سالم و ملحق به جمع را نمی داند!!!!

عده ای بیان می کنند: منظور از اینکه گفته شده تدبر و اندیشه کنید، مراد این است که این آیات را از آن جهت که آیه و نشانه هایی از خداوند هستند، تأمل و تدبر کنید نه اینکه مفاد و محتوای آیات را بررسی کنید

نمونه ی دیگر:

در سوره ی یوسف داریم: یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ …

۹۰ درصد ترجمه های موجود می گویند: ای دوستان زندانی من. ای دو هم‌زندانی من. ای دو هم‌سلولی من – ای دو رفیق زندانی ام.

 

اشکال این ترجمه چیست؟

این یاء در صاحبی، یاء متلکم نیست! یاء تثنیه است، متکلم در آیه نیامده که به معنای من باشد، یعنی ای دو صاحب زندان نه ای دو یار زندانی ام!!!

خوب این آقا که هنوز این را نفهمیده، چه طور دست به ترجمه برده است؟! و چه طور دیگری می خواهد از روی این ترجمه تدبر کند؟!!!

این نکته قابل ذکر است که دوستانی که ترجمه کردند، زحمت کشیده اند. اما ما در بیان این مطلب هستیم که اثبات کنیم کار تدبر بسیار ظریف و حساس است و بدون داشتن مقدمات، ورود به آن جز زیان چیزی ندارد و نمی‌توان به ترجمه و برداشت دیگران برای تدبر اطمینان داشت .

فراموش نکنیم که تدبر در عین آنکه یک کار و بستر برای عموم است، در عین حال تخصصی است. ما نمی‌خواهیم در شعر حافظ و سعدی تدبر کنیم، می خواهیم در کلام الله تدبر کنیم!

این مصاحبه در سه بخش آماده شده که بخشهای بعدی را در آینده تقدیم تان می کنیم.

مصاحبه: زهرا اجلال


amin abdi
بسمه تعالی
ضمن سلام خدمت استاد و برادر عزیزم حاج جهانبخش فرجی و دوستان قرآنی سایت الحان سلوک
 
حقیر امین عبدی  دارای مدرک کارشناسی حسابداری جزء کوچکی از جامعه قاریان استان کرمانشاه هستم و افتخار این رو دارم که از محضر برخی از اساتید کرمانشاه کسب فیض کنم اما بعد از این، تقریبا به مرحله ای رسیده بودم که روز به روز نیاز به نکات حرفه ای را در خود بیشتر احساس میکردم و تا الان که در خدمت شما هستم خود را مدیون تلمذ در محضر استاد فرجی میدانم، واقعا بدون اغراق و بدور از تملق تا بحال در خیلی از مسابقات کشوری شرکت کرده ام و در هر مسابقه ای که با استاد عزیزم مشورت کرده ام و شیوه ایشان را بکار برده ام به لطف خداوند حائز رتبه شده ام،
برای نمونه به بعضی از این رتبه ها اشاره میکنم:
–  در مسابقات ابتهال کشوری دو بار موفق به کسب رتبه چهارم و پنجم، شدم.
–  در مسابقات قرآن دانشجویی کشور  در سال ۹۰ در استان همدان موفق به کسب رتبه اول شدم.
و در نهایت در مسابقات اداره کار و تامین اجتماعی که تقریبا یک ماه پیش در استان مقدس قم برگزارشد به لطف خداوند و راهنمایی های دقیق و موشکافانه استاد فرجی، رتبه دوم کشور را کسب کردم و جداً اگر در این مسابقات از علوم و فنون استاد استفاده نمیکردم شاید واقعا امیدی به کسب رتبه نبود بخاطراینکه سطح مسابقات خیلی بالا بود و من فکر نمیکردم که بلطف خداوند بچه های کشور عزیزمان اینقدر خوش خوان باشند. با توجه به اینکه ۶۳ نفر در مسابقات قرائت شرکت کرده بودند  بجرأت میتوان گفت که ۳۰ نفر در سطح خیلی بالایی بودند.  شاهد بنده نفرات برتر این مسابقه هستند؛  نفر اول مسابقات جناب مهدی صلاحی از اردبیل و نفر سوم مسابقات هم جناب مجید جیریایی از اراک . و حقیر خود را برای این موفقیت مدیون استاد فرجی میدانم هرچند که از ایشان  آموخته ام که هدف از مسابقات نزدیک شدن به فرهنگ قرآنی  و انس بیشتر با کلام خدا و درنهایت عمل به فرامین آن است، لذا میتوان نتیجه گرفت که در پیشگاه خداوند متعال، همه شرکت کنندگان برنده هستند.
در پایان از خداوند خواستارم که ایشان را برای جامعه قرآنی جهان اسلام حفظ بفرماید و لیاقت شاگردی و کسب فیض در محضر  استاد بزرگوارم را به حقیر عنایت فرماید تا بتوانم شاگرد خوبی برای این مکتب اخلاق محور و قرآنی باشم.
امین عبدی
التماس دعا

sokhandan

 بنام خدا

اینجانب حسین سخندان در سال  ۱۳۴۹ در شهر مقدس نجف اشرف متولد شدم. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۶۷ از سوی سازمان تبلیغات اسلامی قم زیر نظر اساتید حضرات حجج اسلام شهیدی، حبیبی، سعیدی و جعفری تبار دوره­ی تربیت معلم قرآن کریم را گذرانده و پس از آن در دانشگاه تربیت معلم حصارک کرج در رشته­ی دبیری علوم اجتماعی ادامه تحصیل دادم. در طول مدت تحصیل با اساتید ارجمندم جناب آقای جهانبخش فرجی و استاد دهدشتی آشنا شده و مطالب و تجارب زیادی را بخصوص در “صوت و لحن” از محضرشان درک نمودم . در سال ۱۳۷۲پس از فراغت تحصیل در اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران به مدت دو سال و سپس در سال ۱۳۷۴تاکنون در شهرستان قم به تدریس مشغول هستم.

  اهم فعالیتهای قرآنی اینجانب به شرح ذیل می­باشد:

۱) در سال ۱۳۶۸تأسیس کانون قرآن در دانشگاه تربیت معلم حصارک کرج و برگزاری جلسات هفتگی قرآن کریم به مدت ۴ سال

۲) در سال ۱۳۷۳برگزاری جلسه قرآنی در ماه مبارک رمضان در مرکز تربیت معلم شهید مدنی (ره) تهران

۳)در سال ۱۳۷۴ تأسیس کانون قرآن در دبیرستان امام رضا علیه السلام  ناحیه یک قم و برگزاری کلاسهای قرآنی در دو دوره­ی قرائت( روخوانی ـ روانخوانی  ، تجوید ، صوت و لحن مقدماتی) و دوره­ی حفظ ( تربیت ۳۰۰ حافظ قرآن از یک جزء تا ۱۵ جزء در طول سه سال) با همکاری جناب آقای دهنوی (معاون پرورشی دبیرستان) و راهنمایی­های ارزشمند حضرت حجه الاسلام و المسلمین استاد شهیدی به مدت ۳سال

۴) تدریس دوره های روخوانی ـ روانخوانی و تجوید در دارالقرآن امام علی علیه السلام و دارالقرآن امیرالمؤمنین علیه السلام وابسته به اداره آموزش و پرورش ناحیه­ی یک و چهار قم

۵) تدریس ۶ دوره آموزش روخوانی در مراکز آموزش نیروی انسانی ناحیه یک و چهار قم

۶) داوری مسابقات قرآنی در سطح نواحی و اداره کل آموزش و پرورش استان قم و استان مازندران

۷) تدریس دوره­ی روخوانی و تجوید در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) به مدت ۲ سال و اکنون نیز به انجام وظیفه مشغول می­باشم.


حاج مهدی پاپی متولد سال ۱۳۷۲ شهر خرم آباد استان لرستان است .

این جوان خوش صدا در خانواده ای مذهبی و از اقشار متوسط جامعه دیده به جهان گشود . خانواده ای که در آن صداهای زیبا و طنین های دل انگیزی وجود داشت . شاید همین بود که حاج مهدی را به خواندن جذب می کرد و چون خانواده آن ها خانواده ای مذهبی بود قدم در راه تلاوت گذاشت .

او که دارای صدای زیبایی بود از همان نوجوانی همگان را مجذوب صدای خود کرده بود . در ابتدا او با جلسات محله ی خودشان یعنی محله ناصر خسرو کار تلاوت را بصورت حرفه ای آغاز کرد که استعداد او در فراگیری تلاوت موجب شد تا با توصیه اطرافیان حضور در کلاس ها و جلسات حرفه ای را تجربه کند .از اساتید او در این کلاس ها می توان از اساتید سید پورهاشمیان ، عزت الله گوشه ای ، حسن رضا مرادی نام برد . او چند سال را در همین جلسات گذراند ، توفیق زیادی را با تقلید سبک تلاوت منشاوی و استفاده آن در مسابقات به دست آورد اما هنوز فاصله ی زیادی با آن تلاوت مطلوبی که مورد نظرش بود داشت .

در همین دوره بود که با حضور در جلسات استاد محسن یاراحمدی و ترغیب به استفاده از سبک استاد شحات به یک شحات خوان چیره تبدیل شد و با نغمات آشنایی پیدا کرد . بدین ترتیب بود که در جلسه ی همین استاد با تحول در تلات خود توانست شروع به ترکیب خوانی کرده و به یک ترکیب خوان ماهر تبدیل شود که این روش را تا به امروز ادامه داده و با تمرینات مستمر و حضور در محافل و جلسات و… و با لطف الهی به موفقیت های زیادی هم دست یافته است .

آشنایی با استاد فرجی :

در سفر شورای عالی قرآن به استان لرستان ایشان تلاوتی از خود در آنجا به نمایش گذاشت که مورد توجه اساتید بخصوص استاد فرجی قرار گرفت و از همان زمان تا امروز رابطه ی استاد شاگردی میان استاد و این جوان ۱۹ ساله برقرار است و به گفته ی خود جناب آقای پاپی همواره از نظرات استاد بصورت تخصصی و خصوصی بهره مند می شوند .

نظر جناب آقای پاپی در مورد استاد فرجی:

جناب استاد فرجی بواقع از اساتید برتر کشور بخصوص در زمینه صوت و لحن هستند تا جایی که بنده خود شاهد بودم در جلسه قاریان برجسته کشوری در سال ۱۳۹۲ یکی از بهترین مطالب و مقالات را در میان اساتید ایشان ارائه دادند .بنده همواره از توصیه های کلیدی این استاد عزیز بهره مند شده ام . استاد فرجی انسانی صادق و مومن هستند و بدلیل تواضع، کمتر تمایل به مطرح شدن داشته اند. ان شاء الله خداوند ایشان را حفظ نماید و توفیق روز افزون نصیب این استاد عزیز بفرماید .

 

رتبه های کسب شده توسط جناب آقای مهدی پاپی :

۱- رتبه اول مسابقات قرائت قاریان برتر غرب کشور ۱۳۹۱

۲- رتبه دوم مسابقات اوقاف بزرگسالان استان لرستان

۳- رتبه پنجم مسابقات بسیج کشوری سال ۱۳۹۱

۴-رتبه اول مسابقات بسیج کشور

۵- رتبه اول مسابقات دانش آموزی کشور

۶- رتبه های اول مسابقات استانی مدهامتان ، سازمان تبلیغات ،دانش آموزی ، بسیج و … از سال ۱۳۸۶ تا کنون

۷- رتبه های برتر رشته های اذان ، ابتهال و تواشیح در سطح استانی چندید دوره

و…

 

 


پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 148
  • بازدید دیروز: 261
  • کل بازدیدها: 1102343
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 0
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۲۳, ۱۳۹۸ ۲:۰۲ ب.ظ
آرشیو ماهیانه