امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

 

استاد حنیفی عنوان کرد:

ارائه خدمات سازمان‌یافته به پیشکسوتان قرآنی ضروری است

ارائه خدمات سازمان‌یافته به پیشکسوتان قرآنی ضروری استگروه فعالیت‌های قرآنی: پیشکسوت قرآنی کشورمان با تأکید بر اینکه مهم‌ترین مطالبه یک پیشکسوت تکریم است، گفت: لزوم ارائه خدمات سازمان‌یافته به پیشکسوتان قرآنی نیازی است که خلأ وجود آن احساس می‌شود.

علی‌اکبر حنیفی، پیشکسوت قرآنی کشورمان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، ضمن ارائه تعریف کوتاهی از پیشکسوت قرآنی، گفت: کسانی که در یک رشته و حرفه مدت زمان زیادی را صرف مطالعه، فعالیت و پیش‌برد آن حرفه به کار می‌برند را می‌توان پیشکسوت در همان زمینه به حساب آورد، البته در این زمینه باید مدت زمان فعالیت، نوع فعالیت و خدماتی که ارائه داده است را مد نظر قرار داد.

شرایط و چارچوب‌های تعریف یک پیشکسوت

وی در ادامه افزود: اولین مسئله‌ای که در بحث پیشکسوت مشخص ‌می‌شود، مربوط به مسئله سن است؛ یعنی باید افرادی که در این چارچوب قرار می‌گیرند، علاوه بر اینکه از نظر زمانی، مدت زمان زیادی را صرف فعالیت در آن زمینه کرده باشند؛ دارای شرایط سن بالا نیز باشند، اما به نظر من صرف در نظر گرفتن سن کافی نیست و اگر قرار است چارچوبی برای این کار در نظر گرفته شود؛ باید علاوه بر سن فاکتورهایی همچون تجارب بالا، داشتن اطلاعات در زمینه حیطه مورد نظر، آگاه و مسلط بودن، داشتن خدمات و فعالیت‌های ارزشمند در گذشته و … نیز مورد توجه قرار گیرد. در هر صورت مسئله سن باید با یک یا چند مورد از فاکتورهایی که گفته شد، عجین و توأم باشد.

انتظارات پیشکسوت و جامعه از هم دو طرفه است

این پیشکسوت قرآنی کشورمان با تأکید بر اینکه زمانی  سخن از پیشکسوت به میان می‌آید، انتظاراتی از آن فرد نیز به وجود می‌آید، تصریح کرد: یک پیشکسوت قرآنی همان گونه که انتظاراتی از جامعه دارد، جامعه نیز انتظاراتی از این پیشکسوت دارد، یعنی یک پیشکسوت باید جامع‌الشرایط باشد، باید شرایطی داشته باشد که بتواند انتطاراتی که از او وجود دارد را در بین مردم برآورده سازد.

حنیفی در ادامه در مورد وضعیت مطلوبی که باید برای یک پیشکسوت قرآنی فراهم شود نیز اظهار کرد: چیزی که یک پیشکسوت نیاز دارد، احترام است؛ یک پیشکسوت تمام فعالیت‌ها و خدمات خود را انجام داده است و در حال حاضر که به مرحله‌ای از زندگی رسیده است که توان کمتری برای حضور در عرصه خدمت دارد، باید شرایطی برایش مهیا شود تا با آرامش بیشتری بتواند گذران زندگی کند.

تکریم و معرفی پیشکسوتان به جامعه، دو نیاز اساسی

این فعال قرآنی کشورمان خاطرنشان کرد: در حال حاضر پیشکسوتان قرآنی در کشور مورد احترام و تکریم بسیار زیادی از سوی مردم هستند و خوشبختانه این فرهنگ در بین جامعه ما به خوبی جاری و ساری است، با وجود این همه به نظر من صرف وجود احترام کافی نیست و باید یک پیشکسوت قرآنی در مجامع مختلف علاوه بر تکریم و احترام شاخته شده نیز باشد.

وی در ادامه در مورد حمایت‌هایی که از پیشکسوتان قرآنی صورت می‌گیرد، تصریح کرد: با وجود اینکه هر زمان که برای یکی از فعالان قرآنی مشکلی پیش می‌آید، نهادها و سازمان‌های مرتبط در صدد رفع آن بر می‌آیند، اما هیچ وقت شاهد حمایت‌های سازمان‌یافته‌ای از آنها نبوده‌ایم؛ منظور از حمایت‌های سازمان‌یافته حمایت‌هایی است که قانون، وظیفه انجام آن را بر عهده یک نهاد گذاشته باشد، است. به نظر بنده این یکی از مشکلاتی است که جامعه پیشکسوتان قرآنی با آن روبرو است و باید برای رفع آن ترتیب اثر داده شود.

شخصیت یک پیشکسوت قرآنی اجازه مطالبه امتیاز را نمی‌دهد

این مدرس قرآن کشورمان با تأکید بر اینکه وضعیت پیشکسوتان قرآنی کشورمان از لحاظ حمایت،‌ راضی کننده و شایسته نیست، گفت: اگر من افتخار پیشکسوتی قرآنی را داشته باشیم، هیچ وقت به خودم اجازه مطالبه امتیازاتی را حتی از نهادها و سازمان‌های مرتبط نمی‌دهم و حتی اگر در بدترین شرایط زندگی هم باشم، چنین کاری نمی‌کنم؛ زیرا شخصیت قرآنی یک پیشکسوت قرآنی به او این اجازه را نمی‌دهد که برای گرفتن امتیاز در برابر دیگران از خود ضعف نشان دهد.

حنیفی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایکنا اظهار کرد: سازمان‌ها و نهادهای قرآنی باید در بودجه‌هایی که در اختیار می‌گیرند یک گوشه‌ای را هم به پیشکسوتان قرآنی اختصاص دهند، انتظار ما این نیست که همه مشکلات پیشکسوتان از سوی نهادهای دولتی برطرف شود، اما می‌توان با ارائه خدمات هر چند کوچکی آن تکریم و احترامی که پیشکسوتان و خانواده‌های آنها انتظار دارند را برآورده سازند.

هزینه کردن برای پیشکسوتان نوعی سرمایه‌گذاری

این فعال قرآنی کشورمان با اشاره به اینکه هزینه کردن در زمینه پیشکسوتان قرآنی به نوعی سرمایه‌گذاری است، خاطرنشان کرد: زمانی که یک پیشکسوت قرآنی در جامعه مورد تکریم و احترام قرار گیرد، خود به‌خود نوجوانان و جوانان برای حضور در این عرصه ترغیب خواهند شد و همین باعث خواهد شد تا خدمت به جامعه پیشکسوتان هزینه نباشد و امروزه در علم مدیریت جدید ارائه خدمات به پیشکسوتان یک سرمایه‌گذاری است.

لزوم تدوین لیستی از نیازهای پیشکسوتان توسط نهادهای قرآنی

وی با تأکید بر اینکه دوره سالمندی دوره‌ای است که بیماری‌ها نیز به سراغ انسان می‌آید، اظهار کرد: پیشکسوتان بسیاری هستند که باید هزینه‌های درمانی بسیار زیادی را بپردازند، اما توان آن را ندارند؛ بنابراین وظیفه نهادها و سازمان‌های مرتبط است که برای رفع این مشکلات به طور جدی وارد میدان شوند و لیستی را از حمایت‌هایی که یک پیشکسوت به آن نیاز دارد، ارائه دهند.

این مدرس قرآنی کشوردر مورد اقداماتی که برای معرفی کردن پیشکسوتان قرآنی کشور به عنوان الگوهای فرهنگی برای نوجوانان صورت گرفته است نیز گفت: اقدامات پایه‌ای چندانی در این زمینه صورت نگرفته است و جور این کار را خود پیشکسوتان کشیده‌اند، به عنوان مثال، یک قاری و یا حافظ پیشکسوت قرآن در محلی که کار تدریس قرآن انجام می‌دهد؛ سعی می‌کند با رفتار و حرکات خود به عنوان یک الگو برای نوجوانان و جوانان معرفی شود، به نظر من حرکت سازمان یافته‌ای در این زمینه نیز صورت نگرفته است.


بنام خدا

رباعی بسیار عالی در وصف سالار شهیدان از قاری بین المللی، حاج مسعود گرجی:

جنت الماوای من کوی تو باشد یا حسین

عطر فردوس برین بوی تو باشد یا حسین

ماه رویت مشعل انّا هدینه السبیل

آرزویم دیدن روی تو باشد یا حسین

 

از خدای حسین خواهان عمر پرعزت و عاقبت بخیری برای حاج مسعود عزیز هستیم.

التماس دعا جهانبخش فرجی

 

 

 


sokhandan

 بنام خدا

اینجانب حسین سخندان در سال  ۱۳۴۹ در شهر مقدس نجف اشرف متولد شدم. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۶۷ از سوی سازمان تبلیغات اسلامی قم زیر نظر اساتید حضرات حجج اسلام شهیدی، حبیبی، سعیدی و جعفری تبار دوره­ی تربیت معلم قرآن کریم را گذرانده و پس از آن در دانشگاه تربیت معلم حصارک کرج در رشته­ی دبیری علوم اجتماعی ادامه تحصیل دادم. در طول مدت تحصیل با اساتید ارجمندم جناب آقای جهانبخش فرجی و استاد دهدشتی آشنا شده و مطالب و تجارب زیادی را بخصوص در “صوت و لحن” از محضرشان درک نمودم . در سال ۱۳۷۲پس از فراغت تحصیل در اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران به مدت دو سال و سپس در سال ۱۳۷۴تاکنون در شهرستان قم به تدریس مشغول هستم.

  اهم فعالیتهای قرآنی اینجانب به شرح ذیل می­باشد:

۱) در سال ۱۳۶۸تأسیس کانون قرآن در دانشگاه تربیت معلم حصارک کرج و برگزاری جلسات هفتگی قرآن کریم به مدت ۴ سال

۲) در سال ۱۳۷۳برگزاری جلسه قرآنی در ماه مبارک رمضان در مرکز تربیت معلم شهید مدنی (ره) تهران

۳)در سال ۱۳۷۴ تأسیس کانون قرآن در دبیرستان امام رضا علیه السلام  ناحیه یک قم و برگزاری کلاسهای قرآنی در دو دوره­ی قرائت( روخوانی ـ روانخوانی  ، تجوید ، صوت و لحن مقدماتی) و دوره­ی حفظ ( تربیت ۳۰۰ حافظ قرآن از یک جزء تا ۱۵ جزء در طول سه سال) با همکاری جناب آقای دهنوی (معاون پرورشی دبیرستان) و راهنمایی­های ارزشمند حضرت حجه الاسلام و المسلمین استاد شهیدی به مدت ۳سال

۴) تدریس دوره های روخوانی ـ روانخوانی و تجوید در دارالقرآن امام علی علیه السلام و دارالقرآن امیرالمؤمنین علیه السلام وابسته به اداره آموزش و پرورش ناحیه­ی یک و چهار قم

۵) تدریس ۶ دوره آموزش روخوانی در مراکز آموزش نیروی انسانی ناحیه یک و چهار قم

۶) داوری مسابقات قرآنی در سطح نواحی و اداره کل آموزش و پرورش استان قم و استان مازندران

۷) تدریس دوره­ی روخوانی و تجوید در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) به مدت ۲ سال و اکنون نیز به انجام وظیفه مشغول می­باشم.


بنام خدا

جناب استاد وادی پور از دوستان خوب بنده و از قاریان خوش صدایی است که متخلق به اخلاق قرآنی هستند ، از خداوند قرآن خواهانیم امثال این عزیزان که بدون هیچ چشمداشت مادی در جهت انس هرچه بیشتر مردم و بخصوص نوجوانان با قرآن تلاش میکنند برای جامعه اسلامی ما حفظ نماید. در ذیل تصاویری از جلسه قرآن ایشان تقدیم شما میشود.

التماس دعا جهانبخش فرجی

جلسه وادی پور (2)

 

جلسه وادی پور (1)

جلسه وادی پور (3)

جلسه وادی پور (4)


دل نوشته ای شعرگونه از حقیر تقدیم به حضرتعالی استاد عزیز و مهربان و تلاشگرم جناب استاد جهانبخش فرجی
الهی چه زیباست سکوت برای تو

سکوتی که فقط یاد تو را دارد و پایان ندارد
سکوتی که فقط یادگه توست و بیگانه ندارد
سکوتی که آرام دل و جان من و نبض روانم باشد
سکوتی که درگاه تماشای تو و عکس نگاهم باشدالهی چه زیباست سکوت برای تو

بارالها سکوت من برای توست نظری نائل کن
قنوت من رو به سوی توست فرجی حاصل کن
لطف کن پنجر‌ه ی عشق به هوای تو فقط باز شود
لطف کن حنجره ی دل به نوای تو فقط ساز شود

الهی چه زیباست سکوت برای تو

بارالها بال پروازم ببخش و چشم بینایم ببخش
بارالها قلب بیدارم ببخش و عقل دانایم ببخش
بارالها من زخود هیچ ندارم که به آن چنگ زنم
بارالها، تو پناهی ز تو ای یار فقط دم بزنم

الهی چه زیباست سکوت برای تو

نه فقط سکوت و نه فقط قنوت
نه فقط رکوع و نه فقط سجود
هر چه که تو را به یاد من آرد
هر چه که مرا به نزد تو آرد

الهی خلقتت زیباست…
نوشته شده در تاریخ : جمعه ۵ مهر ۹۲با سپاس فراوان
علی اکبر پناهی از تبریز


گروه فضای مجازی: بخش‌های جدیدی همچون داستان‌های معنوی و تصاویر قرآنی به وبگاه قرآنی «الحان سلوک» افزوده شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، بخش‌های جدیدی همچون جملات، روایات، مقاله‌ها، اشعار، داستان‌های معنوی، خاطرات، فعالیت‌ها، موفقیت‌ها و تصاویر قرآنی به پایگاه قرآنی «الحان سلوک» افزوده شد.

این پایگاه قرآنی برای دریافت نکاتی درباره صوت و لحن است. این پایگاه عنوان پایگاه قرآنی جهانبخش فرجی، قاری بین‌المللی کشورمان است که به محلی برای دریافت نکاتی درباره فنون قرائت قرآن مبدل شده است.

«الحان سلوک» به نشانی اینترنتی www.alhanesoluk.com عنوان وبگاه قرآنی جهانبخش فرجی، قاری بین‌المللی کشورمان است.

این پایگاه مطالب خود را به دو زبان عربی و انگلیسی نیز ارائه داده است و همچنان با اضافه شدن بخش‌های دیگر در حال تکمیل است تا به فضایی برای دریافت اطلاعاتی از فنون و علوم قرآنی مبدل شود.

زندگینامه، آلبوم تصاویر، تلاوت‌ها، برنامه‌های آینده شامل حضور در محافل قرآنی، تألیفات به انضمام اهم فعالیت‌های قرآنی، فیلم و مصاحبه از این قاری بین‌المللی بر روی پایگاه الحان سلوک، قرار گرفته است.
برای مشاهده پایگاه الحان سلوک اینجا را کلیک کنید!


چند روزی بود از دوستی  ناراحت بودم و داشتم فکر می کردم چه حرفی را با چه زبانی به او بگویم.بعد تصمیم گرفتم خودم را جای او بگذارم و ببینم در مقام شنونده چه حالی پیدا می کنم.این بود که به ۱۲ نفر از دوستانم
پیامک زدم که  نقاط قوت و ضعف مرا برایم بفرستید.۲ نفر از دوستان در همان ابتدا گفتند اول به خود ما بگو.

اول خودت نقاط مثبت و منفی ما را بگو!!!

با تمام وجود وارد فضای روحی و فکری و شرایط زندگی آنها شدم و از طرفی رابطه خودم با آنها و انتظار و توقع دو طرفه را درنظر آوردم و دیدم که محال است به آنها حرفی را بزنم که برایشان ناراحت کننده و یا مبهم و یا شکننده باشد.دوستانم تا ساعتها از پاسخ دادن طفره رفتند و بالاخره بعد از چند ساعت تعدادی جواب آمد و بعضی از آنها هم جواب را به
تفکر و نتیجه گیری بعد از چند روز محول کردند.

پاسخ ۳ نفر از دوستان بسیار صریح بود.

من چندین بار پاسخ آنها را خواندم. برایم روشن نبودچه زمانی ایشان رفتاری را که نوشته بودند از من دیده اند.

حال بدی پیدا کرده بودم. فکر می کردم آنها بری هستند و من خطاکار.

بهر حال مواجهه انسان با خودش بسیار سخت است. از طرفی دو نفر از دوستانم به نکاتی اشاره کرده بودند که من هیچوقت توجه
نداشتم و در حقیقت آینه ای شدند که بتوانم خودم را در زاویه  نگاه آنها ببینم.

دوست دیگری همان اشاره صریح دوستان اولی را داشت اما چون دقیقا می دانستم از چه صحبت می کند سردرگم نشدم.با این پیامکها تازه متوجه شدم انتقاد کردن و یا امر به معروف و بخصوص نهی از منکر چقدر دقیق است و ظرافت می خواهد.

دوستانی که  همچون آینه انتقاد کرده بودند با کلامی مثل: خود من هم همین اشکال را دارم یا خوبست تصمیم بگیریم با هم
این کار را انجام دهیم صحبت کرده بودند، و در حقیقت خودشان را در کنار من قرار دادند.
از طرفی شجاعت دوستان دیگرم بسیار ستودنی بود.من در این جریان از همه این ۱۲ نفر یادگرفتم.

و از همه زیباتر پیام دوستی بود که می گفت: برای فهمیدن نقاط ضعف و قوتمان  خوبست به قرآن و کلام ائمه اطهار (ع) رجوع کنیم.با این توصیف برای نقد دوستم حالا نباید دست بکار شوم.تا اولا خودم اصلاح شده باشم و ثانیا لحن و زبانم آنقدر کریمانه باشد تا
مبادا او را نگران و ناامید کند و مرا دچار کبر و خودبرتر بینی سازد.


«ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌دارد» علی (ع)
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت … 
دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او
آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می‌کند …
پس خود را گناهکار مبین
من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد … و تنها یکی سپاسش گفت!!!
من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده … یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!
پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند … از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند.
پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش که این روح توست که با مهربانی آرام میگیرد
تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری …
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد …
پس به راهت ادامه بده
دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند …
تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش
 

چند روزی به آمدن عید مانده بود
بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان
یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد
به درس دادن.
استاد خشک و مقرراتی ما و دشواری مبحث “صدرا”*.
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره
سالی دیگه بسه!
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و
همین طور که آن را می گذاشت روی میز خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
استاد ۵۰ ساله‌مان با آن کت قهوه‌ای سوخته‌ای که به تن داشت، گفت: حالا که
تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.
“من حدودا ۲۱ یا ۲ سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند
با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می دیدم
دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به خود ندادم
با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل “ماش پلو”که شب عید به
شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
استادمان حالا قدری هم با بغض کلماتش را جمله می کند: نمی دونم بچه ها شما هم
به این پی بردید که هر پدر و مادری بوی خاص خودشان را دارند یا نه؟ ولی من بوی
مادرم را همیشه زمانی که نبود و دلتنگش می شدم از چادر کهنه سفیدی که گل های
قرمز ریز روی آن ها نقش بسته بود حس می کردم، چادر را جلوی دهان و بینی‌ام می
گرفتم و چند دقیقه با آن نفس می کشیدم…
اما نسبت به پدرم مثل تمام پدرها هیچ وقت اجازه ابراز احساسات پیدا نکردم جز
یک بار، آن هم نه به صورت مستقیم.
نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم،
صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیارم.
از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق، هق مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای
که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم…استاد حالا خودش هم گریه می کند…
پدرم بود، مادر هم آرامش می کرد، می گفت آقا! خدا بزرگ است، خدا نمیذاره ما
پیش بچه ها کوچیک بشیم، فوقش به بچه ها عیدی نمی دیم، قرآن خدا که غلط نمی شه
اما بابام گفت: خانم نوه هامون تو تهران بزرگ شدند و از ما انتظار دارند،
نباید فکر کنند که ما …
حالا دیگه ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های بابام رو از
مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، ۱۰۰تومان بود، کل پولی که از مدرسه گرفته
بودم، گذاشتم روی گیوه های پدرم و خم شدم و گیوه های پر از خاک و خلی که هر
روز در زمین زراعی، همراه بابا بود بوسیدم.
آن سال همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قد که هر
کدام به راحتی “عمو” و “دایی” نثارم می کردند.
بابا به هرکدام از بچه ها و نوه ها ۱۰ تومان عیدی داد، ۱۰ تومان ماند که آن را
هم به عنوان عیدی داد به مامان.
اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم، که رفتم سر کلاس.
بعد از کلاس آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم
دارد و باید بروم اتاقش، رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ زوار درفته
گوشه اتاقش درآورد و داد به من.
گفتم: این چیه؟
“باز کن می فهمی”
باز کردم، ۹۰۰ تومان پول نقد بود! این برای چیه؟
“از مرکز اومده؛ در این چند ماه که اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند برای
همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند.”
راستش نمی دونستم که این چه معنی می تونه داشته باشه، فقط در اون موقع
ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم این باید ۱۰۰۰تومان باشه نه ۹۰۰
تومان!
مدیر گفت از کجا می دونی؟ کسی بهت گفته؟ گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین.
راستش مدیر نمی دونست بخنده یا از این پررویی من عصبانی بشه اما در هر صورت
گفت از مرکز استعلام می‌گیرد و خبرش را به من می دهد.
روز بعد تا رفتم اتاق معلمان تا آماده بشم برای کلاس، آقای مدیر خودش را به من
رساند و گفت: من دیروز به محض رفتنت استعلام کردم، درست گفتی، هزار تومان بوده
نه نهصد تومان، اون کسی که بسته رو آورده صد تومانش را کِش رفته بود که خودم
رفتم ازش گرفتم اما برای دادنش یه شرط دارم…
“چه شرطی؟”
بگو ببینم از کجا می دونستی؟ نگو حدس زدم که خنده دار است.
استاد کمی به برق چشمان بچه ها که مشتاقانه می خواستند جواب این سوال آقای
مدیر را بشنوند، نگاه کرد و دسته طلایی عینکش را گرفت و آن را پشت گوشش جا داد
و گفت: “به آقای مدیر گفتم هیچ شنیدی که خدا ۱۰ برابر عمل نیکوکاران به آن ها
پاداش می دهد؟*


سلام .
راستش من روزهایی پر از دلهره و نگرانی را پشت سر گذاشتم.معده ام سفت شده
و اغلب اوقات حالم خوب نبود.گاهی فکر می کردم چه چیزی توی این دنیا هست
که حال مرا خوب کند.از ناامیدی احساس بدی داشتم و انگار در آینده روز خوبی در انتظارمن نیست
خودم فکر می کردم چرا من اینجور شده ام/؟پس زندگی کارگاهی(تربیت قرآنی)
من کجا رفت؟
گاهی فکر می کردم یک بستنی بخورم ولی این  از زندگی طبیعی ناشی می
شود. و شور و تعقل و معنویتی در آن نیست.معرفتی در آن نیست و چقدر نیاز
به کسب معرفت و مطالعه در زندگی دارم.در حالیکه اصلا توانایی خواندن

کتاب نداشتم.و از طرفی مغزم کار نمی کرد که چیزی بخوانم یا بنویسم.
و این خیلی اذیتم می کرد.

تا امروز صبح بعد از نماز.می گفتم خدایا من خیلی بیچاره ام.

و تازه فهمیدم اصل قضیه پی بردن به همین بیچارگیست.امروز تازه از آمدن یک
روز صبح و تابیدن آفتاب احساس نشاط و تازگی کردم و نو شدن انسان در هر روز
را درک کردم.

از سوی دیگر امروز چیزهایی دیدم و فهمیدم که همه را روزی خیر دیدم.

و گفتم شما ‘گرامی را بی خبر نگذارم.

من در یکی از “می خواهم” هایم گیر افتاده ام .من می خواستم سرحال و سالم
باشم و مطالعه زیادی داشته باشم.در صورتی که پیش از آن می بایست
امتحاناتی را می گذراندم و درسهایی در کوره زندگی یاد می گرفتم.  شاید
خداوند
خواسته دیگری برایم داشت..
امروز به دوست با ایمانی فکر می کردم که همیشه نمونه اخلاق و صبر و اخلاص
بوده است در حالیکه این روزها با بیماری سختی دست و پنجه نرم می کند و
شاید از آنهمه صبر دیگر خبری نباشد.
این بود که فکر کردم عصاره وجودی هر کدام از ما در همین بلاها نمایان می شود.
همان عصاره ای که با ما زندگی می کند و صورت حقیقی ماست.و آنقدر در
ابتلاها قرار می گیریم که عصاره وجودمان شیرین شود.نه مثل لیموشیرین بلکه
مثل هندوانه سرخ و آبدار.

بزرگوار، اینها هدیه های الهی بوده که امروز به من داده شد.امیدوارم
این بسته های طلایی در کیف شما هم درخشان بماند.


پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 157
  • بازدید دیروز: 709
  • کل بازدیدها: 945687
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 1
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: آبان ۷, ۱۳۹۶ ۱۲:۴۸ ب.ظ
آرشیو ماهیانه