امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

 

به اطلاع می رساند، طبق هماهنگی های صورت گرفته به زودی استاد جهانبخش فرجی قاری بین المللی کشورمان جهت تلاوت قرآن کریم به کشور اندونزی اعزام خواهد شد. اخبار تکمیلی و تصاویر مربوطه به زودی در سایت قرار خواهد گرفت.


 

تلاوت استاد جهانبخش فرجی در حسینیه امام خمینی (ره) – ۱ رمضان ۱۳۹۱

(بیشتر…)


جام جم آنلاین: محفل انس با قرآن جامعه قرآنی کشور در روز اول ماه مبارک رمضان در محضر رهبر معظم انقلاب که هم اکنون در حال برگزاری است به طور زنده از شبکه قرآن سیما و رادیو قرآن پخش می‌شود. جامعه قرآنی کشور، امروز اول ماه مبارک رمضان ۱۴۳۳ هجری قمری برابر با ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۱ به دیدار مقام معظم رهبری رفته‌اند که این دیدار هم اکنون در حال برگزاری است و به طور زنده از شبکه جهانی قرآن و معارف سیما پخش می‌شود.

 

بنا بر این گزارش تلاوت «جهانبخش فرجی» و «هوشنگ یاری» از برنامه‌های آغازین این دیدار است، همچنین در این دیدار تعدادی از کودکان و نوجوانان شرکت کننده در طرح نور آموزش و پرورش که حافظ بخشی از قرآن کریم هستند، آیاتی از سوره مبارکه «آل عمران» را به صورت جمعی تلاوت کردند.

بنا بر این گزارش در این دیدار که حدود چهار ساعت به طول می‌انجامد حافظان، قاریان و برخی مسئولان و چهره‌های قرآنی کشور میهمان رهبر معظم انقلاب هستند که برنامه‌های متنوعی از قبیل تلاوت (ترتیل و تحقیق)، تواشیح و جمع خوانی، ابتهال در حال اجرا است.(فارس)


 

 

 

 

 

همزمان با اولین روز از ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، محفل انس با قرآن،

عصر امروز (شنبه) در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد. در این محفل نورانی که سرشار از عطر و طراوت معنوی قرآن بود، قاریان، حافظان و اساتید قرآن، آیاتی از قرآن کریم را قرائت کردند و گروههای جمع خوانی نیز در فضیلت رمضان کریم، به مدح و ثنای پروردگار پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای در سخنانی در این محفل قرآنی، داعیه جمهوری اسلامی ایران را برپایی تمدنی متکی بر معنویت ناشی از قرآن و هدایت الهی دانستند و با اشاره به استثمار انسانها بوسیله تمدن غرب بعنوان تمدنی مبتنی بر مادیت و بدور از اخلاق و معنویت تأکید کردند: نمونه بارز ادعاهای دروغین غرب درباره اخلاق و حقوق بشر، سکوت این مدعیان در قبال کشتار هزاران انسان مسلمان در میانمار است.
ایشان افزودند: تمدن غرب در طول قرنهای گذشته نیز، هرجا که پا گذاشته است، جز فساد و استثمار انسانها نتیجه ای نداشته است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: عزت، رفاه، پیشرفت مادی و معنوی، اخلاق نیک و غلبه بر دشمنان، فقط از طریق عمل به معارف قرآنی بدست خواهد آمد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به بیداری ملتهای اسلامی افزودند: اگر ملتهای اسلامی بتوانند تمدن مبتنی بر وحی الهی و معنویت و اخلاق را پایه گذاری کنند، بشر سعادتمند خواهد شد.
ایشان همچنین ترکیب عقل و عاطفه را در انس با قرآن بسیار سودمند خواندند و تأکید کردند: هنگامی که عقاید عقلانی قرآن با محبت عجین شود، زمینه عمل به قرآن فراهم و در نتیجه توفیقات جامعه اسلامی روزافزون خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار خرسندی از گسترش نهضت انس با قرآن در کشور بویژه در میان جوانان، بر لزوم تدبر و تأمل در مفاهیم قرآنی و عمل به آن تأکید کردند.

 


تاریخ ثبت: ۱م مرداد, ۱۳۹۱ | باموضوع: اخبار و مطالب روزانه, مطالب ويژه و برجسته | بدون نظر »

مطابق سال‌های گذشته جامعه قرآنی کشورمان متشکل از استادان، قاریان و حافظان قرآن کریم، در اولین روز ماه نزول قرآن با مقام معظم رهبری، دیدار می‌کنند.

بنابر این گزارش، این محفل امروز شنبه، ۳۱ تیرماه سال جاری در محل حسینیه امام خمینی(ره) برگزار می‌شود، در این محفل معنوی که طولانی‌ترین جلسه قرآنی در حضور معظم‌له است، برنامه‌های متعددی شامل تلاوت قرآن کریم، جمع‌خوانی قرآن و مدیحه سرایی، ترتیل‌خوانی، ابتهال و دعا اجرا خواهد شد.

همچنین بهره‌مندی از فرمایشات حکیمانه مقام معظم رهبری به عنوان نقشه راه جامعه قرآنی کشور و اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت ولی‌امر مسلمین و صرف افطاری از برنامه‌های پایانی این مراسم نورانی است.


تاریخ ثبت: ۲۹م تیر, ۱۳۹۱ | باموضوع: اخبار و مطالب روزانه, مطالب ويژه و برجسته | بدون نظر »

بازخوانی پاسخ‌های رهبر حکیم انقلاب به ۴پرسش صریح دانشجویان در سال ۷۹

از نظر من هیچ کس مصونیت آهنین ندارد/مسؤولان دنیازده را نصیحت کنید

چیزى که من همیشه به مسؤولان – چه مسؤولان قوّه‌ى مجریّه و چه مسؤولان قوّه‌ى قضایّیه – توصیه مى‌کنم، عمدتاً این است که در برخورد با تخلّف، هیچ‌گونه رودربایستى‌اى با کسى نکنند. مسؤولان قوّه‌ى قضایّیه در حوزه‌ى کارِ خودشان نباید به‌هیچ‌وجه دچار رودربایستى و ملاحظه‌کارى شوند. اگر این احساس مسؤولیتِ بدون رودربایستى در مسؤولان بالا باشد، این امید وجود خواهد داشت که بسیارى از آن چیزهایى که به نظر ناهنجار مى‌آید، برطرف شود.

سرویس سیاسی «فردا»:  در سال های پر التهاب حاکمیت اصلاحات رهبری حکیم انقلاب همواره با گوشزد کردن وظایف حقیقی حاکمان در جامعه اسلامی مبانی«اصلاحات حقیقی» در جامعه را یاداور می شدند. این امر در سالهای موسوم به سازندگی و حتی در دوره فعلی نیز بی وفقه ادامه داشته است و نشان می دهد که رهبری با حساسیت هموراه به اصلاح رابطه میان حاکمان و مردم توجه داشته اند. آنچه می خوانید پاسخ های صریحی است به سوالاتی صریح که در نشست رهبری با دانشجویان در دانشگاه امیر کبیر در سال ۷۹ مطرح شده است و به خوبی زاویه دید رهبری به مسائلی کلان را که این روزها با آن مواجهیم عیان می کند.

 در ان جلسه سوالات صریح بسیاری از رهبری طرح شد که متن کامل آن را می توانید در اینجا بخوانید. اما ۴پرسش ویژه ای که به نوعی صبغه عام و فرا زمانی داشت با توجه به شرایط این روزهای کشور و مسائل و انتظاراتی که از قوه قضاییه مطرح است ،انتخاب شد که از نظرتان می گذرد. مطالعه این پرسش و پاسخ هم وسعت نظر مثال زدنی و نکته سنجی ظریف رهبری را نشان می دهد و هم مبانی نظری و راهبردی انتظارات به حق مردم از قوه قضاییه  و دستگاه اجرایی را.

نکته مهم و قابل توجه در این پرسش و پاسخ صراحت ، گزنده بودن و در برخی موارد غیر واقعی بودن برخی پرسش ها و نسبت دادن مواردی به رهبری است که فرسنگ ها از سیره ایشان فاصله دارد،است. در مواجهه با این پرسش های خاص اما رهبر حکیم انقلاب با سعه صدر و آرامش و مشی ای پدرانه به شبهات پاسخ گفتند. امری که متاسفانه در منش برخی مسئولان رده بالای دولتی و غیردولتی دیده نمی شود.

*********************************

با این‌که شما از اوضاع مملکت خبر دارید و وضع مردم را خوب درک مى‌کنید، ولى چرا کارى انجام نمى‌دهید؟ اگر مسؤولان گوش نمى‌کنند، چرا با آنها برخورد نمى‌کنید و افراد لایق و قابل اعتماد و دلسوز براى ملت را جایگزین آنها نمى‌کنید؟ چرا باید بعضى اشخاص مصونیت آهنین داشته باشند و بعضى دیگر نه؟

از نظر من، هیچ کس مصونیت آهنین ندارد. همه در مقابل قانون و مسؤولیتهاى خودشان پاسخگو هستند و باید جواب بدهند. اما این‌که چرا من افرادى را نمى‌گمارم؛ پاسخ این است که طبق قانون عمل مى‌کنم. گماشتن افراد، به عهده‌ى رهبرى نیست. مهمترین و بیشترین بخشهاى کشور، بخشهایى هستند که مسؤولیت گماشتن افراد در رأس آنها با رهبرى نیست. طبق قانون، روالى وجود دارد؛ باید آن روال عمل شود. اعتراض به آنها هم، باز روال قانونى دارد که اگر مسؤولى کم‌کارى داشت و این ثابت شد، چگونه باید با او برخورد کرد. مجلس یک‌طور برخورد مى‌کند، دستگاه قضایى هم یک‌طور برخورد مى‌کند. بنابراین، کارها باید بر اساس روال قانون پیش برود. مسائل کشور هم این‌گونه ساده و یکدست و قابل اندازه گیرى با یک نگاه نیست که ما بگوییم فلان مسؤول توانست، یا فلان مسؤول نتوانست. مسائل کشور – چه کارهاى اقتصادى، چه کارهاى سیاسى و چه کارهاى فرهنگى – پیچیده است. آن‌جایى که شما مى‌بینید بنده به کسى اعتراضى مى‌کنم، هنگامى است که جمع بندى همه‌جانبه‌اى نسبت به آن کار صورت گرفته؛ والّا این‌طور نیست که انسان بتواند از دور نسبت به کار مسؤولى، ارزیابى‌اى کند و او را محکوم یا تأیید نماید. البته نتایج کارها بایستى در عمل دیده شود. چیزى که من همیشه به مسؤولان – چه مسؤولان قوّه‌ى مجریّه و چه مسؤولان قوّه‌ى قضایّیه – توصیه مى‌کنم، عمدتاً این است که در برخورد با تخلّف، هیچ‌گونه رودربایستى‌اى با کسى نکنند. به همین چند وزیر جدیدى هم که اخیراً انتخاب شدند، مجدّداً همین نکته را گوشزد کردم. مسؤولان قوّه‌ى قضایّیه هم همین‌طور؛ در حوزه‌ى کارِ خودشان نباید به‌هیچ‌وجه دچار رودربایستى و ملاحظه‌کارى شوند. اگر این احساس مسؤولیتِ بدون رودربایستى در مسؤولان بالا باشد، این امید وجود خواهد داشت که بسیارى از آن چیزهایى که به نظر ناهنجار مى‌آید، برطرف شود.

چندى است که شما در سخنرانیهایتان مکرّر از فقر و فساد و تبعیض نام مى‌برید و خواستار رفع آنها مى‌شوید. سؤال من این است: آیا فقر و فساد و تبعیض فقط در طى سه‌ونیم سال اخیر بوده است و قبل از آن مردم در رفاه بوده‌اند؟ اگر جواب منفى است، پس چرا در دوران سازندگى، شما از این مقولات سخنى به میان نمى‌آوردید؟

این دوستمان یقیناً دوست بسیار جوانى هستند؛ چون اگر در جریان حرفهاى ما در این چند سال مى‌بودند؛ مى‌دیدند که نه، ما همیشه اینها را مورد تأکید قرار مى‌دادیم. من در همین جایى که الان نشسته‌ام، در روز تنفیذ دوره‌ى دوم رئیس جمهور محترم قبلى، راجع به رشد یک طبقه‌ى جدید هشدار و تذکّر دادم و نکات بسیار مهمى را در همین زمینه‌ها گفتم. این هشدارها و تذکّرها همیشه در حرفهاى ما هست. این‌گونه نیست که من فقط در چند سال اخیر مسأله‌ى فقر و فساد و تبعیض را مطرح کرده باشم؛ نه. با طرح شعار رفع فقر و فساد و تبعیض در این ایام، خواستم نکته‌ى اساسى‌اى را که مورد نظر من است، بیان کنم و آن این است که طرح مسأله‌ى اصلاحات در کشور – که بسیار هم خوب است؛ اصلاحات یک امر بسیار پُرجاذبه و بسیار لازم براى هر کشورى است که دائم در حال اصلاحِ خودش باشد – یک وسیله‌ى سیاسى در دست عدّه‌اى شد که نه نظام، نه اسلام، نه قانون اساسى، نه این دولت، نه رئیس جمهور، نه رهبرى، نه وزرا، و خلاصه هیچ کس را قبول ندارند؛ یعنى کلّ نظام را قبول ندارند. اینها بدون این‌که کلمه‌ى اصلاحات را معنا کنند، شروع به استفاده‌ى سیاسى از اصلاحات کردند. من مطرح کردم که اصلاحات در کشور – که یک امر بسیار لازم است و همه باید متوجّه اصلاحات شوند و سه قوّه باید در جهت اصلاحات حرکت کنند – در درجه‌ى اوّل این سه چیز است. من در واقع یک مفهوم روشن را براى اصلاحات مطرح کردم و آنها هم نتوانستند آن را نفى کنند؛ چون چه کسى است که رفع فقر و تبعیض و فساد را در جامعه لازم نداند یا آن را اصلاح نداند؟ اما به‌هرحال براى این‌گونه اصلاحات تلاش نمى‌کنند. براى یک خواسته‌ى مبهم و مجهول، مرتّب در فضاى کشور توفان سیاسى راه مى‌اندازند و مردم را به این طرف و آن طرف مى‌کشانند و دانشگاه را مورد هدف خود قرار مى‌دهند. آیا این درست است؟ من خواستم به این تلاشى که بعضى افراد مى‌خواهند بکنند، جهت داده شود؛ که خوشبختانه همین‌طور هم شد. قبل از آن‌که من این مسأله را مطرح کنم و بعد از آن‌که مطرح کردم، رؤساى سه قوّه را این‌جا خواستم و با آنها صحبت کردم. آنها قول دادند که برنامه‌ریزى کنند؛ برنامه‌ریزى هم کردند و الان کارهایى مى‌کنند. بنابراین من از سابق و در دولت گذشته هم بخصوص در زمینه‌ى مسأله‌ى فساد و تبعیض و فقر، تلاش مسؤولان را خواسته‌ام. آنها هم بر اساس همان خواسته‌ى ما لایحه‌ى فقرزدایى را درست کردند. منتها به عمر دولت گذشته نرسید؛ اما بعد همان لایحه را دولت فعلى تنظیم و مرتّب کرد؛ بعضى از مراحلش هم پیش رفته؛ که همین مسأله‌ى اشتغالى که شما در این چند روز شنیده‌اید، به دنبال آن مسأله است؛ چون مسأله‌ى اشتغال، مهمترین مسأله است.

چرا نسبت به معضلات متعدّدى که در جامعه وجود دارد و باعث آزار و رنجش و ناامیدى مردم و فرار نخبگان و شایستگان اداره‌ى امور مملکت شده – که از جمله‌ى آنها، هرج و مرج در ادارات و پستهاى موروثى است و به‌وفور دیده مى‌شود – سکوت کرده‌اید؟

اگر من به چیزهایى که این برادر یا خواهر عزیزمان روى این کاغذ نوشته‌اند، برخورد کنم، قطعاً سکوت نخواهم کرد. من جایى را که پست موروثى وجود داشته باشد، سراغ ندارم. البته ممکن است کسانى با ارتباط و اتّصال به کسى یا شخصیتى، تلاشهایى بکنند و کارهاى اقتصادى‌اى انجام دهند – که البته با اینها باید طبق قانون برخورد شود – اما این‌که پست موروثى در جامعه وجود داشته باشد که پدر بمیرد، پسر از او ارث ببرد؛ یا برادر بمیرد، برادر از او ارث ببرد؛ من حقیقتاً چنین چیزى را سراغ ندارم؛ والّا اگر باشد، مطمئن باشید که بنده سکوت نخواهم کرد.

به نظر شما با مسؤولان رده‌بالاى دنیازده، چگونه باید برخورد کنیم؟

شما باید یک‌طور برخورد کنید، بنده هم طورى دیگر. دستگاه قضایى هم طور دیگر باید برخورد کند. به نظر من شما تا آن‌جایى که مى‌توانید، نصیحت کنید؛ «النّصیحة لأئمّة المسلمین». هر کسى را که احساس مى‌کنید دنیازده است، به هر طریقى مى‌توانید، نصیحت کنید و بدانید که نصیحت به‌هر


تاریخ ثبت: ۲۶م تیر, ۱۳۹۱ | باموضوع: اخبار و مطالب روزانه, مطالب ويژه و برجسته | بدون نظر »

 

 بخشی از الهى‏نامه استاد علامه حسن‏زاده آملى

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهى یا من یعفو عن الکثیر و یعطى الکثیر بالقلیل از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى سالیانى مى‏پنداشتم که ما حافظ دین توایم استغفرک اللهم در این لیلة الرغائب هزار و سیصد و نود فهمیدم که دین تو حافظ ما است احمدک اللهم.

الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى ما همه بیچاره‏ایم و تنها تو چاره‏اى و ما همه هیچکاره‏ایم و تنها تو کاره‏اى.

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.

الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است‏یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن.

الهى دست‏با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى.

الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده‏اند و دم از ترک دنیا زده‏اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده‏اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است‏بحق خودت ثبت قلبى على دینک.

الهى ناتوانم و در راهم و گردنه‏هاى سخت در پیش است و رهزنهاى بسیار در کمین و بار گران بر دوش یا هادى اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.

الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‏ام از انس و جان شرمنده‏ام حتى از روى شیطان شرمنده‏ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار.

الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد.

الهى عارفان گویند عرفنى نفسک، این جاهل گوید عرفنى نفسى.

الهى همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو.

الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد.

الهى آن خواهم که هیچ نخواهم.

الهى اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادى نمیرسد فلک الحمد.

الهى ما را یاراى دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم.

الهى چون در تو مى‏نگرم از آنچه خوانده‏ام شرم دارم.

الهى از من پرسند توحید یعنى چه حسن گوید تکثیر یعنى چه.

الهى از نماز و روزه‏ام توبه کردم بحق اهل نماز و روزه‏ات توبه این نا اهل را بپذیر.

الهى بفضلت‏ سینه بى کینه‏ام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.

الهى عقل گوید الحذر الحذر، عشق گوید العجل العجل آن گوید دور باش و این گوید زود باش.

الهى آنکه از خوردن و خوابیدن شرم دارد از دیگر امور چه گوید.

الهى اگر چه درویشم ولى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.

الهى در ذات خودم متحیرم تا چه رسد در ذات تو.

الهى بلطفت دنیا را از من گرفته‏اى بکرمت آخرت را هم از من بگیر.

الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.

الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.

الهى همه از گناه توبه مى‏کنند و حسن را از خودش توبه ده.

الهى خودت گفته‏اى و لا تیاسوا من روح الله ناامید چون باشم.

الهى انگشترى سلیمانیم دادى انگشت‏سلیمانیم ده.

الهى سرمایه کسبم دادى توفیق کسبم ده.

الهى اگر ستار العیوب نبودى ما از رسوایى چه مى‏کردیم.

الهى من الله الله گویم اگر چه لا اله الا الله گویم.

الهى ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا.

الهى علمم موجب ازدیاد جهلم شد یا علم محض و نور مطلق بر جهلم بیفزا.

الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.

الهى هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانیم بیفزا.

الهى کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین‏اند خودت چونى.

الهى اگر از من پرسند کیستى چه گویم.

الهى هر چه بیشتر فکر مى‏کنم دورتر میشوم.

الهى گروهى کو کو گویند و حسن هو هو.

الهى از کودکان چیزها آموختم لا جرم کودکى پیش گرفتم.

الهى از شیاطین جن بریدن دشوار نیست‏ با شیاطین انس چه باید کرد.

الهى خوشدلم که از درد مینالم که هر دردى را درمانى نهاده‏اى.

الهى در خلقت‏شیطان که آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملک چه‏ها باشد.

الهى دیده را بتماشاى جمال خیره کرده‏اى،دل را بدیدار ذوالجمال خیره گردان.

الهى شکرت که دولت صبرم دادى تا بملکت فقرم رساندى.

الهى شکرت که از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم.

الهى تو پاک آفریده‏اى ما آلوده کرده‏ایم.

الهى پیشانى بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.

الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در یوم تبلى السرائر چه کنیم.

الهى درویشان بى سر و پایت در کنج‏خلوت بى رنج پا، سیر آفاق عوالم کنند که دولتمندانرا گامى میسر نیست.

الهى اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم.

الهى چگونه دعوى بندگى کنم که پرندگان از من‏میرمند و ددان رامم نیستند.

الهى گرگ و پلنگ را رام توان کرد با نفس سرکش چه باید کرد.

الهى علف هرزه را وجین توان کرد ولى از تخم جرجیر، خس نروید.

الهى حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است اللهم صل على محمد و آل محمد.

الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پیوندد و جدولى از او گردد.

الهى چون در تو مینگرم رعشه بر من مستولى میشود پشه با باد صرصر چه کند.

الهى دیده از دیدار جمال لذت میبرد و دل از لقاى ذوالجمال.

الهى شکرت که نعمت صفت ایثارم بخشیدى.

الهى نعمت ارشادم عطا فرموده‏اى توفیق شکر آن را هم مرحمت‏بفرما.

الهى عروج بملکوت بدون خروج از ناسوت چگونه میسر گردد یا من بیده ملکوت کل شى‏ء خذ بیدى.

الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان.

الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.

الهى ظاهر که اینقدر زیبا است‏باطن چگونه است.

الهى فرزانه‏تر از دیوانه تو کیست.

الهى دولت فقرم را مزید گردان.

الهى شکرت که فهمیدم که نفهمیدم.

نبودم و خلعت وجودم بخشیده‏اى، خفته بودم و نعمت‏بیداریم عطا کرده‏اى، تشنه بودم و آب حیاتم چشانده‏اى، متفرق بودم و کسوت جمعم پوشانده‏اى، توفیق دوام در صلوتم هم مرحمت‏بفرما که الذین هم على صلوتهم دائمون کامروا هستند.

الهى توانگرانرا به دیدن خانه خوانده‏اى و درویشانرا بدیدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اینان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اینان محو در معنى خوشا آن توانگرى که درویش است.

الهى شکرت که این تهیدست پا بست تو شد.

الهى خوشا آنانکه در جوانى شکسته شدند که پیرى خود شکستگى است.

الهى عقل و عشق، سنگ و شیشه‏اندف عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.

الهى اگر کودکان سرگرم بازیند مگر کلانسالان در چه کارند.

الهى آنکه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست.

الهى خوشا آندم که در تو گمم.

الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.

الهى نه خاموش میتوان بود و نه گویا در خاموشى چه کنیم در گفتن چه گوییم.

الهى دل بسوى کعبه داشتن چه سودى دهد آنکه را دل بسوى خداوند کعبه ندارد.

الهى عبادت ما قرب نیاورده  ُبعد آورده است که فویل للمصلین الذین هم فی صلوتهم ساهون.

الهى کامم را به حلاوت و تلاوت کلامت‏شیرین بدار.

الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.

الهى این آفریده که بدین پایه مهربان است آفریننده وى در چه پایه است.

الهى خفتگانرا نعمت‏بیدارى ده و بیدارانرا توفیق شب زنده دارى و گریه و زارى.

الهى چه رسوایى از این بیشتر که گدا از گدایان گدایى کند.

الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.

الهى ایکاش الفاظى جز اسماء علیا و صفات حسنایت نبود که از الوان الفاظ چه رنگها گرفته‏ایم.

الهى در بسته نیست ما دست و پا بسته‏ایم.

الهى در جواب خطاب یا ایها الذین آمنوا لبیک بگویم مایه شرمندگى است، نگویم دور از وظیفه بندگى.

الهى کى الله گفت و لبیک نشنید.

الهى خوابهاى ما را تبدیل به بیدارى بفرما.

الهى آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

الهى ذلت و لذت قریب هم بلکه قرین همند که ان مع الیسر یسرا، راهرو در رنج تن، گنج روان یابد و در این بار گران، بار گران.

الهى آنکه سرمایه دارد و از آن بهره نمى‏برد از گدا گرفتارتر و بیچاره‏تر است.

الهى شکرت که در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانت‏بدار.

الهى عاشق را ترک ما سواى معشوق عین فرض است که یک دل و دو معشوق کذب محض است.

الهى در ایاک نستعین صادقم و در ایاک نعبد کاذب نیستم.

الهى هر چه پیش آمد خوش آمد که مهمان سفره توایم.

الهى تن خوش است که براى یکتا دو تا بود و جان خوش است که از دو تا یکتا بود.

الهى اگر خدا خدا نکنیم چه کنیم و اگر ترک ما سوا نکنیم چه کنیم؟

الهى در شگفتم از کسى که غصه خودش را نمیخورد و غصه روزیش را میخورد.

الهى اسمى جز بى اسمى برایم مباد.

الهى چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم.

الهى در اینجهان پر هیاهو چرا من هو هو نکنم.

الهى خوشا بحال عالین که جز تو ندیدند و ندانند.

الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.

الهى بدان بر ما حق بسیار دارند تا چه رسد بخوبان.

الهى چه عذابى از حجاب سخت‏تر است‏بحق خودت از جهنم حجابم وارهان.

الهى توبه از گناه آسان است توفیق ده که از عبادتمان توبه کنیم.

الهى شکرت که مى‏گویم شکرت.

الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.

الهى از نام بردن انبیاء و ملائکه شرم دارم که با کدام زبان، با نام تو چه کنم که فرموده‏اى عظم اسمائى، و با تلاوت کتاب تو چه که لا یمسه الا المطهرون.

الهى شکرت که از تنهایى و خلوت لذت میبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.

الهى لذت گرسنگى را در کامم برکت ده.

الهى آمدم ردم مکن، آتشینم کرده‏اى سردم مکن.

الهى اگر تا قیامت‏براى یک صغیره استغفار کنم از شرمندگى تقصیر بندگى بدر نخواهم شد.

الهى سخن در عفو و رحمتت نیست گیرم که تو بخشیم من از شرمندگى چه کنم تو خود گواهى که از استغفار شرم دارم.

الهى استغفار خواستن غفران تست‏با خاطره گناه چه کنیم.

الهى چه باید کرد که گناه فراموش شود و گرنه با یاد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمنده‏ترم.

الهى واى بر آنکه در شب قدر فرشته بر او فرود نیامده با دیو همدم و همنشین گردد.

الهى یقینم را زیاد گردان و اضطرابم را به اطمینان مبدل کن و آنى را در آخر خواهى کنى در اول کن که شفاعت آخرین از آن ارحم الراحمین است.

الهى دل خوش بودم که گاهى گریه سوزناک داشتم و دانه‏هاى اشک آتشین میریختم ولى این فیض هم از من بریده شد که بیم زوال بصر است و امور مهمى که در آنها امتثال فرمان تو است در نظر، ولى بارآلها عاشق نگرید چه کند و بنده فرمان نبرد چه کند.

الهى مرا در سایه خاتم صلى الله علیه و آله و سلم داشتى که تو را یابم و بندگانت را دریابم شکر این موهبت چگونه گذارم بارآلها ناپاک را بسویت‏بار نیست و با بندگانت کار نیست دستم را بدار تا در راهم استوار باشم.

الهى چگونه شور و نوایم نباشد که از آنچه در کامم ریختى اگر کوه دماوند از آن لب تر کند پاى کوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دست‏برود.

الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهریمنى بدتر است که دزد با چراغ است.

الهى حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى.

الهى اى آشنایم تو خود دانى که بیگانه‏ام بیگانه ترم کن خوشا بحال مؤمن که غریب است.

الهى ستاره‏شناس شدم و خودشناس نشدم، از رموز زیج و ربع مجیب و اسطرلاب با خبرم و از اسرار جام جم خویش بیخبر.

الهى بت‏سنگین شکستن نیک آسان است و بت نفس شکستن سخت دشوار، خنک آنکه از امت‏خلیل بت‏شکن است که هر دو را بشکست.

الهى اگر سر مویى باورم شود که پیشه‏ام در پیشگاه تو پذیرفته است چون سروى که از وزش صبا بچپ و راست میچمد چنان پاى کوبى و دست افشانى کنم که سنگ و گل را از شورم بشورانم و کوه را از سازم برقصانم.

الهى آنکه را عشق نیست ارزش چیست.

الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار، که آن جهاد اصغر است و این اکبر.

الهى از من آهى و از تو نگاهى.

الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم.

الهى دل بى حضور چشم بى نور است این دنیا را نمى‏بیند و آن عقبا را.

الهى نور برهانم داده‏اى نار وجدانم هم بده.

الهى هشیار را با بستر و بالین چه کار و مست را با دین و آیین چه کار.

الهى آنکه در نماز جواب سلام نمیشنود هنوز نماز گذار نشد ما را با نمازگذاران بدار.

الهى خوشا آنکه بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار است.

الهى توفیق ترک عبادتم در عبادتم ده.

الهى حاضر با غافل برابر نیست‏حضور و غفلتم ده.

الهى آنکس تاج عزت بر سر دارد که حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیتت را در گردن.

الهى همه ددان را در کوه و جنگل مى‏بینند و حسن در شهر و ده.

الهى شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر.

الهى فرزندان حسن هر گاه از کار خسته شدند از شنیدن یک بارک الله پدر چنان نیرو مى‏گیرند که گویا خستگى ندیدند اگر پدرشان یکبار بارک الله از تو شنود چه خواهد شد.

الهى این ایام معدوداتست و محرم ماه ارشاد در پیش، توفیقم ده تا هم اکنون قابل ارشاد شوم که گفتار از دهن بى کردار نمودارى ندارد.

الهى مرا بنعمت لقایت متنعم فرموده‏اى چگونه شکر آن بگذارم.

الهى شکرت که به جنت لقایت در آمدم.

الهى یک عمر امروز را فردا بردم توفیقم ده که حال فردا را بامروز آورم.

الهى ثمره درس و بحث و فکر و ذکرم این شد که جهانرا جهانبانى است و جان را جانانى.

الهى قربان لب و دهانم بروم که بذکر تو گویایند.

الهى تا کنون از این و آن بسویت راه مى‏یافتم و اینک از تو باین و آن آشنا میشوم.

الهى در شگفتم از آنکه در غربت از یاد وطن شکفته میشود و در دنیا از یاد آخرت گرفته.

الهى چونست که در خود مى‏نگرم بتو نزدیک میشوم و در تو مینگرم از تو دور.

الهى تو خود بزرگى و بر همه دست دارى.مرا بزرگ آفریدى و بر همه دست دادى، بارى از بزرگ آنچنان بزرگ اینچنین پدید آید.

الهى تا حال تو را پنهان مى‏پنداشتم و حال جز تو را پنهان میدانم.

الهى یکى حافظه قوى دارد و دیگرى هاضمه قوى خنک آنکه عاقله بالغه دارد.

الهى آنکه را دل باز دادى دهن بسته است اینسخن پرداز دل بسته است.

الهى مرا بر همه سلطنت دادى بسلطانت مرا بر من سلطنت ده.

الهى حسن از دست‏خود چنان بود و در دست تو چنین شد شکرت که آنچنان اینچنین شد.

الهى تو را دارم چه کم دارم پس چه غم دارم.

الهى هر که را مى‏بینم با خودند مرا با خودت دار.

الهى هر که را مى‏بینم در تسخیر و تصرف ملک مى‏گوید و مى‏کوشد، حسن را سیر در ملکوت ده و انس با جبروت و بزبان آنان گویا کن و در حضور مالک ملک و ملکوت و جبروت بدار.

الهى از سجده کردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر.

الهى یا لا اله الا انت اجازه خواهم که هو هو گویم و انت انت.

الهى در شگفتم از آنکه کوه را مى‏شکافد تا بمعدن جواهر دست‏یابد و خویش را نمیکاود تا بمخزن حقائق برسد.

الهى هر نقمت و زحمت‏بر حسن آید نعمت و رحمت است و همه تلخیها در کامش شیرین‏تر از عسل است و هر دشوارى براى او آسان است جز اینکه گرفتار احمق شود بعزت و سلطانت در چنگ احمق گرفتارش مکن.

الهى حسن را شیر و پلنگ بدرد و با احمق بسر نبرد.

الهى شکرت که بنده آزادم.

الهى نمى‏گویم که ظالم نیستم ولى شکر که از عمال ظلمه نشدم.

الهى شکرت که این کودک را در سایه اقبال بزرگان واسطه فیض گردانیدى.

الهى گرچه علم رسمى سر بسیر قیل و قال است‏، باز شکر که علم و کتاب حجابم شدند نه سنگ و گل و درهم و دینار.

الهى بحرمت‏سر و سامان گرفته‏گانت این بى سر و پا را آواره‏ات کن.

الهى شکرت که از دوستان دشمنانت و از دشمنان دوستانت نیستم.

الهى شکرت که دوستانت را دوست دارم و دشمنانت را دشمن.

الهى نمى‏گویم که از دوستانم ولى شکر که از دشمنان نیستم.

الهى شکرت که بدیدار حسن جمالت عاشقم و بگفتار ذکر جمیلت‏شایق.

الهى ما هر چه کنیم کم است و تو هر چه دهى بسیار یا من یعطى الکثیر بالقلیل.

الهى شکرت که صاحب منصب بى‏زوالم.

الهى خدا خدا گفتن مجازى ما که اینهمه برکت دارد اگر بحقیقت گوییم چون خواهد بود.

الهى دهن حسن به عطر ذکر تو معطر است‏حیف است که بوى بد گیرد.

الهى شمس اگر چه سلطان کواکب و نیر اعظم و شمسیه عقد فلک و کوکب قلب و تسخیر و ذهب و ملک و سراج وهاج جهان افروز است، ولى حسن نجم با قمر است که سائر اللیل و شمع بزم خلوت نشینان و مصباح شب زنده داران است که عاشق سوخته را چراغى نیم افروخته باید تا رازش آشکار نگردد و رسواى هر دیار نشود، ماه است که چون سالک دل آگاه در تحول و اطوار است:گاه چون رخ زعفرانیش هلال است و گاه چون سالک مجذوب بدرمنیر و گاه چون مجذوب سالک در محاق، گاه از شرم سوزد و گاه از شوق فروزد.

الهى دنى‏تر از دنیا ندیدم که همواره همنشین دونان است.

الهى دردمند ننالد چه کند. درمان ده تا بیشتر بنالم.

الهى راه تو، به بزرگى تو دشوار است و شگفتا که این مور لنگ را آرزوى دیدار است.

الهى از گناه این و آن رنج مى‏برم که از چون تویى روى گردانیدند.

الهى از دردم خرسندم که درمانش تویى.

الهى شیدایى جانان را با حور و غلمان چه کار.

الهى شکرت که تاکنون خواننده بودم و اینک گوینده.

الهى عمرى اهل شهرى را بسوى تو خواندم که اگر خودم عامل یک صدهزارم آنچه گفتمى بودمى از ملک برتر شدمى ولى یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح یک شهر به حسن حسن ظن دارند و حسن به تو ، وی را در رستاخیز رسوا مکن و از چشم آنان دورش بدار که از روى همه‏شان شرمسار است.

الهى حسن زاده چگونه دعوى بى‏گناهى کند که آدم و حوازاده است نه ملک و چگونه از آمرزش تو ناامید باشد که ربنا ظلمنا گواست نه بما اغویتنى.

الهى هر چه راز بود به پیغمبرت گفتى و آن ستوده بر ما ننهفت، در یافتن آنها ما را دریاب.

الهى روزگارى تو را به آواز بلند میخواندم، اکنون از آن استغفار مى‏کنم که اذنادى ربه نداء خفیا.

الهى کدام بیشرمى از این بیشتر که بنده در حضور مولایش بى ادبى کند.

الهى هراس حسن از خویش بیش از اهرمن است که این دشمن بیگانه است و آن آشنا و همخانه.

الهى نعمتهایى که به حسن داده‏اى تا قیامت نه تواند احصا کند و نه تواند از عهده شکر یکى از آنها برآید.

الهى اینحرفها را کى به من یاد میدهد و از کجا نازل میشود.

الهى حسن روزگارى نگذرانید بلکه روزگار بر او گذشت.

الهى در شگفتم از کسیکه گوید به فلانى مرگ ناگهانى رسید.

الهى تاکنون بزحمتم از بیرون میطلبیدم و اینک برحمتت از درون میجویم.

الهى این بنده از روى خود شرمنده است چگونه از پروردگارش شرمسار نباشد.

الهى چون از تو پرسم دانایان کلید سرگردانیم دهند که در دل است، خود دل در کجاست.

الهى در پگاهى تنى چند را بر خاکدانى گرد آمده دیدم که یکى با تیغه آهنى و دیگرى با ترکه چوبى آن مزبله را با چه حرص و ولعى میکاویدند تا باشد که پاره پارچه‏اى یا چرمى یا کهنه دیگرى بدست آرند، حسن چگونه از عهده شکرت برآید که شب و روز کتاب تو را و کتابهاى اولیایت را ورق میزند و دل آنها را مى‏کاود و از معانى آنها که نسیم بهشتند دماغ جانش معطر مى‏گردد، بار خدایا اگر آن خاکدانیها بدان کار نباشند حسن پاک دان بدینکار نتواند بود پاداش نیک‏شان ده که بر بنده حق دارند.

الهى جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ، و حسن از خود.

الهى یکى نان دارد و دندان ندارد و یکى جان دارد و جانان ندارد شکرت که حسن هم این دارد و هم آن دارد.

الهى شکرت که بناز و نعمت پرورده نشدم و گرنه از کجا حسن میشدم.

الهى اگر حسن مال مى‏یافت و حال نمى‏یافت از حسرت چه مى‏کرد.

الهى چونست که اندوه تو مایه دل شادى است و بندگى تو برات آزادى.

الهى شکرت که روزنه‏اى از عوالم ملکوت را برویم گشودى رب زدنى علما، رب زدنى فیک تحیرا، رب انعمت فزد.

الهى من خودم را نشناختم تا تو را بشناسم.

الهى تاکنون مى‏گفتم جهانرا براى ما آفریدى اکنون فهمیدم که خودت هم براى مایى.

الهى ادراک مفاهیم اسماء که بدین پایه لذت بخش است ادراک حقائق آنها چون خواهد بود.

الهى اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق میان او و بت‏پرست چیست.

الهى شکرت که دل بیدردم را بدرد آوردى.

الهى شکرت که اولم را بآخر م اول کردى و آخرم را به اول مبدل.

الهى شکرت که تا خودم را شناختم تن خسته و دل شکسته دارم.

الهى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.

الهى ما هنوز حرفهاى اینجهانى را نفهمیدیم تا توقع آنجهانى را داشته باشیم.

الهى چه فکرهایى میکردم و بدنبال این و آن میرفتم و این در و آن در میزدم و موفق نمیشدم و خدا خدا میکردم که چرا موفق نمیشوم، بار خدایا شکرت که جوابم را ندادى و چه نکو شد که نشد و گرنه حسن نمیشدم. تسلیم توام ، حکم، آنچه تو فرمایى. لطف، آنچه تو اندیشى.

الهى توانگران به آزاد کردن بندگان رستگارند این تهیدست را به بنده کردن آزادان سرفراز فرما.

الهى پنهانى و دزدکى میگریم تا نامحرمان به حرم خانه سرّم دست نیابند، و آشکارا لبخند دارم تا نابخردان دیوانه‏ام نخوانند.

الهى تا بحال میگفتم گذشته‏ها گذشت اکنون مى‏بینم که گذشته‏هایم نگذشت‏ بلکه همه در من جمع است آه آه از یوم جمع.

الهى در فکر فهمیدن حروف مقطعه کتابت‏ بدینجا رسیدم که تمام کلماتت‏حروف مقطعه‏اند خنک آنکه اهل قرآن است.

الهى این روزگار طوفانى‏تر از طوفان نوح است و قرآن کشتى نجات خوشا بحال اصحاب السفینه.

الهى تاکنون بامیدوارى سر به بالا مى‏داشتم و خدا خدا مى‏کردم، اکنون بشرمسارى سر بزیر افکندم که چرا چون و چرا مى‏کردم.

الهى اعیان‏تر از من کیست که با تو همنشینم.

الهى خوشا بحال کسانى که لذات جسمانى‏شان عقلانى شد.

الهى از تو شرمنده‏ام که بندگى نکردم و از خودم شرمنده‏ام که زندگى نکردم و از مردم شرمنده‏ام که اثر وجودیم براى ایشان چه بود.

الهى توفیقم ده که یکبار استغفر الله و اتوب الیه بگویم که هنوز از گفتن آن شرم دارم.

الهى تاکنون خودم را بر منبر گوینده مى‏پنداشتم و حضار را مستمع ولى اکنون مى‏بینم که گوینده تویى و من و مستمع، هر دو مستمعیم.

الهى شاه بخیال شاد است و حسن بعقل.

الهى تا بحال میگفتم لا تاخذه سنة و لا نوم الآن مى‏بینم مرا هم لا تاخذنى سنة و لا نوم.

الهى وقتى حسن چشم باز کرد که دست و پا بسته است.

الهى شکرت که دوستانم عاقلند و دشمنانم احمق.

الهى شکرت که به حسن دختر دادى و پسر دادى و از هر یک چیزها به وى خبر دادى.

الهى شکرت که به هر سو رو میکنم کریمه فانیما تولوا فتم وجه الله برایم تجلى میکند.

الهى شکرت که دنیایم آخرتم شد.

الهى شکرت که از ظرف لغو زمانم بدر بردى و در ظرف فوق آن مستقرم کردى.

الهى چه کنم که تاکنون از بیرون مى‏جستمت و درونى بودى و اکنون از درون میجویمت و بیرونى شدى.

الهى جز تو از انسان بزرگتر کیست و در پیشگاهت از من کوچکتر کیست.

الهى روى زمینت‏حیوانستان شد حسن را بآسمان انسانستانت انس ده.

الهى این چه وادى است که تا بخواهم سر مویى نزدیک شوم فرسنگها دور میشوم.

الهى خاطر ما را از خطور خطیئه نگهدار.

الهى بحق آنانى که از دیده مردم غائبند این غائب را در حضور بمیران.

الهى دل خوشم که شاخه‏اى از شجره طوبایم.

الهى چگونه شکر این موهبت را بجا آورم که اگر شرق تا غرب را کفر بگیرد در کاخ ربوبى ایمانم سرمویى خلل راه نمییابد.

الهى تاکنون به نادانى از تو میترسیدم و اینک به دانایى از خودم میترسم.

الهى شکرت که از اساتید بى رنگ، رنگ گرفته‏ام.

الهى خوشا آنانکه فقط با تو دل خوش کرده‏اند.

الهى لطف فرموده‏اى این کمترین را با کتب آشنا کرده‏اى لطفت را مزید بفرما و با صاحبان کتب آشنایش کن.

الهى درجات پدر و مادرم را مزید گردان که اگر ایشان احسن نمى‏بودند من حسن نمیشدم.

الهى شکرت که دارم کم کم مزه پیرى را میچشم.

الهى گاهى اعوذ بالله من الشیطان الرجیم میگفتم، و گاهى اعوذ بک من همزات الشیاطین، و گاهى اعوذ بک من شر الوسواس الخناس از امشب که لیله سبت رابع صفر هزار و سیصد و نود و سه هجرى قمرى است اجازت مى‏طلبم که رب اعوذ بک منى بگویم.

الهى شکرت که از ابلهان رنج مى‏برم.

الهى اگر حسن جهنمى است جهنمى عاقلى را رفیق او گردان.

الهى در شگفتم از کسانى که چون و چرایى، و کاش کاش گویند.

الهى موج از دریا خیزد و با وى آمیزد و در وى گریزد و از وى ناگزیر است انا لله و انا الیه راجعون.

الهى شکرت که دیده جهان بین ندارم هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن.

الهى شکرت که توشه‏اى جز توکل ندارم.

الهى شکرت که فهمیدم که نفهمیدم و رسیدم که نرسیدم.

الهى شکرت که در سایه انسان کامل بسر میبرم.

الهى شکرت که جوانمرگ نشدم.

الهى بحرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده.

الهى توفیق شب خیزى و اشک ریزى به حسن ده.

الهى امروز بیناتر از من کیست که تو را مى‏بینم و شنواتر از من کیست که سخن تو را مى‏شنوم و گویاتر از من کیست که از تو سخن میگویم و داراتر از من کیست که تو را دارم.

الهى این بنده‏ات را از نیت گناه حفظ کن.

الهى شکرت که دلم را بشروق جمالت و سیر در نور کمالت نورانى کرده‏اى.

الهى شکرت که حیوانى را در قفس نکرده‏ام، دستم ده که در قفس شده‏ها را رهایى دهم.

الهى شکرت که فهم بسیار چیزها را به حسن عطا فرموده‏اى و دهنش را بسته‏اى.

الهى در شگفتم که با نادانى اندوهگینم و با دانایى اندوهگین‏تر.

الهى در راهم و همراه درد و آهم، آهم ده و راهم ده.

الهى شکرت که حسن تا کنون شاکر و حامد بود و اکنون شکر و حمد شد.

الهى آدم شبکور کجا و عبد شکور کجا؟که شبکور شکور نباشد.

الهى حسن زاده آدم زاده است چگونه دعوى بى‏گناهى کند.

الهى اگر مذنب نباشد غفار کیست و اگر قبیح نباشد ستار کیست.

الهى با اجازه‏ات نام عالم را عشق آباد گذاشته‏ام.

الهى اگر گویم سگ کوى توام، از روى سگ اصحاب کهف شرمنده‏ام.

الهى مس سگ اصحاب کهف بى طهارت روا نبود و حسن را طهارت نباشد؟!.

الهى شنیدم که فرمودى چه کنم با مشتى خاک مگر بیامرزم.

الهى به وحدتت‏خلوتم ده و به کثرتت وحدتم ده.

الهى اگر من بنده نیستم، تو که مولاى من هستى.

الهى اگر بهشت‏شیرین است‏ بهشت آفرین شیرین‏تر است.

الهى گاه گاهى مینمایى و مى‏ربایى، نمودنت چه دل نشین است و ربودنت چه شیرین.

الهى سفیر کبیرت فرمود:المؤمن مرآة المؤمن، اگر من مؤمنم تو هم مؤمنى.

الهى من از گدایان سمج، درس گدایى آموختم.

الهى نماینده‏ات فرمود القلب حرم الله، حرمت را حفظ بفرما.

الهى لک الحمد که حسن را با شاهدان اسمانى آشنا کرده‏اى و اطلس بى نقش نفسش را قبه زرقاء.

الهى اگر مردم لذت علم را بدانند کجا اهل علم را سر آسوده و وقت فراغ خواهد بود.

الهى هر کس به حسن حرفى آموخت، تو از وى راضى باش و او را از وى راضى بدار.

الهى حسن در قبض صابر است که قبض و قضا و جمع و قرآن با هم‏اند و بسط و قدر و فصل و فرقان با هم، اگر یوم الجمع نباشد یوم الفصل کدام است، و اگر قضا نباشد قدر کدام، و اگر قرآن نباشد فرقان کدام، و اگر قبض نباشد بسط کدام.

الهى اگر جز این در، در دیگر هست نشان بده.

الهى کسانى که دیرتر گرفته‏اند پخته‏تر و قوى‏تر شده‏اند، حسن خام است و لطف آنچه تو فرمائى.

الهى تا تو لبیک نگویى کجا من الهى گویم.

الهى آنکه از مرگ مى‏ترسد از خودش مى‏ترسد.

الهى بسیار ما اندک است و اندک تو بسیار، و فرموده‏اى:گر چه بسیار تو بود اندک، ز اندکت مى‏دهند بسیارت.

الهى ابلیس رجیم را بلا واسطه خطاب کنى، و انسان کامل را من وراء حجاب که نه آن آیت قرب است و نه این رایت‏ بُعد.

الهى شکرت که از افکار رهزن عاصمم بوده‏اى.

الهى دل چگونه کالایى است که شکسته آن را خریدارى و فرموده‏اى پیش دل شکسته‏ام.

الهى اگر یکبار دلم را بشکنى، از من چه بشکن بشکنى.

الهى آنکه دنبال درک مقام است غافل است که مقام در ترک مقام است، حسن را در مقامش مقیم و مستقیم بدار.

الهى با ستارى و غفرانت، جزا خواستن کفرانست.

الهى همنشین از همنشین رنگ مى‏گیرد خوشا آنکه با تو همنشین است صبغة الله و من احسن من الله صبغة.

الهى از جهنم بُعد، و حرمان از درک حقائق رهاییم ده.

الهى لذت ترک لذت را در کامم لذیذتر گردان.

الهى حسنت کودک زبان نفهم بهانه‏گیر است، با هزار لن ترانى ارنى گو است.

الهى چگونه از عهده شکرت برآیم که روزى با کتاب موش و گربه عبید زاکان فرحان بودم و امروز به تلاوت آیات قرآن الرحمن.

الهى مجاز ما را تبدیل به حقیقت‏بفرما.

الهى آفتاب گردان و آفتاب پرست، عاشق آفتاب باشند و حسن عاشق آفتاب آفرین نباشد؟

الهى تو که بى‏نیاز بى انبازى و به رایگان مى‏بخشى، حسن هم که درویش گداى تو است، بخششت را با درویشانت‏بیش بفرما.

الهى با همه شیرین زبانى و شیرین کاریم نمیدانم چه‏کاره‏ام.

الهى اصطلاحات انباشته را دانش پنداشته‏ایم، یا نور السموات و الارض قلب ما را مورد مشیت العلم نور یقذفه الله فى قلب من یشاء قرار ده.

الهى آکنده از عبارات اصطلاحاتیم که حجاب معرفت‏شهودى شده‏اند، خوشا کسانى که با قلب بى‏رنگ حامل عطایایت‏ شده‏اند.

الهى همین قدر فهمیده‏ام که خدا است و دارد خدایى مى‏کند.


 

 
 
رهبر معظم انقلاب در جمع برگزیدگان مسابقات بین المللی قرآن:
 
“عزت امروز ملت ایران از نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن است.”
 
در سالروز ولادت نورانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، استادان، قاریان و حافظان برتر بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، در حضور حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، محفل نورانی انس با قرآن تشکیل دادند و با تلاوت آیات آسمانی قرآن، به حمد و ثنای پروردگار کریم پرداختند.
شفاف: در سالروز ولادت نورانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، استادان، قاریان و حافظان برتر بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، در حضور حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، محفل نورانی انس با قرآن تشکیل دادند و با تلاوت آیات آسمانی قرآن، به حمد و ثنای پروردگار کریم پرداختند.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار که در تالار اماکن متبرکه آستان قدس رضوی برگزار شد، تدبر در آیات الهی، فهم معارف قرآنی و درس آموزی از قرآن مجید را نیاز اساسی ملتهای مسلمان خواندند و خاطرنشان کردند: تلاوت قرآن با صوت و الحان زیبا، هدف و اصل نیست و باید به عنوان مقدمه ای ضروری برای خشوع دلها و ایجاد آمادگی برای درک و فهم معارف قرآنی، مورد توجه قرار گیرد.

 
ایشان، عشق و دلدادگی ملت ایران به قرآن کریم را موهبتی الهی و نیازمند شکرگذاری عمیق پروردگار دانستند و افزودند: ملت ایران مفتخر است که پرچم حاکمیت قرآن و اسلام را در دنیای مادی به اهتزاز درآورده و با صبر و استقامت، و تحمل دشواریها، روزبروز بر تلألؤ این پرچم نورانی می افزاید و با هوشیاری، اقتدار و پیشرفت مستمر، مکر و توطئه های دشمنان را ناکام می گذارد.ایشان، عزت اسلامی ملت ایران را از جمله نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن برشمردند و افزودند: ملتهای مسلمان از این نمونه درخشان، می آموزند که اگر ملتی ایمان داشت، وعده های الهی را باور کرد، در راه قرآن و اسلام  استقامت به خرج داد، و به لبخند و ترفند دشمن اعتماد نکرد، بر پیچیده ترین تجهیزات نظامی و گسترده ترین توطئه های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی پیروز خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به طرحها و اقدامات امریکا و صهیونیزم برای مقابله با حرکتهای اسلامی ملتهای منطقه خاطرنشان کردند: دشمنان خونخوار و غدار، در مقابل گسترش و تعمیق حرکتهای اسلامی ملتها مقاومت می کنند اما ادامه حرکت ملتها در مسیر قرآن، این توطئه ها را ناکام می گذارد.

حضرت آیت الله خامنه ای، تشکیل هرچه بیشتر جلسات حفظ و قرائت قرآن کریم و گسترش آموزشهای مرتبط با این کتاب الهی را «موجب قرآنی شدن بیشتر» فضای عمومی کشور خواندند و افزودند: با وجود همه عوامل مخرب، شمار جوانان ایرانی که اهل معنویت و دعا هستند با جوانان کشورهای دیگر قابل قیاس نیست که این نیز جای شکر دارد.رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اذعان مراکز بین المللی به ۱۱ برابر بودن سرعت پیشرفت علمی ملت ایران نسبت به متوسط جهانی خاطرنشان کردند: این ملت با تکیه بر جوانان مؤمن خود، در همه زمینه های علمی، سیاسی و آبادانی به پیشرفت ادامه خواهد داد.

 

 

بنام خدا

بدینوسیله مراتب تشکر و قدردانی، از تمامی صاحب دلان، اندیشمندان، اساتید، سایتها و خبرگزاریهای محترم که اذان اینجانب را مورد لطف خود قرار دادند بعمل می آید.

حساسیت شما عزیزان و اعلام این همه نظر در این مدت کوتاه برای چنین اثری نشان از عمق اعتقاد شما به مبانی و اصول انسان ساز اسلام دارد.

 همانگونه که قبلاً عرض کردم بنده در پی تایید این اذان نبوده و تنها غرض اصلی ام باقیات الصالحات و جمع کردن ثواب برای توشه خالی آخرت بود و لا غیر.

و البته با در نظر گرفتن روایات اهل بیت (ع) به بنده حق بدهید که اطلاع رسانی برای همه گیر شدن این اذان و دعوت به شنیدن آن را جهت کسب ثواب بیشتر، میبایست با جدیت و پیگیری زیاد انجام میدادم.

از طرفی خیلی از دوستان بعد از شنیدن اذان، چون آن را متفاوت میدانستند پیشنهاد طرح در فضای مجازی را اعلام فرمودند و بنده هم امتثال امر کرده ، به جهت جمع آوری بازخورد نظرات و ارائه اثرهای دیگر در آینده، نظر شما عزیزان را جویا شدم.  هرچند مستحضرید که اعلام عمومی یک اثر و در معرض قرار دادن آن جهت نظرخواهی کار بسیار نادریست که در حوزه اذان کمتر صورت گرفته است. خدا را شاکرم که شما مردم عزیز بنده را روسفید کرده و به شاگرد مکتب قرآن و ولایت مدال افتخاری دیگر عطا فرمودید. امید که مسئولین و اساتید خبره در حوزه نظارت بر پخش اذان هم این اثر را مورد عنایت خود قرار دهند انشاءالله.

 

اما در این عصر، که عصر ارتباطات است و مردم سراسر جهان میتوانند براحتی همه اثرهای مختلف را بشنوند، و روزانه هزاران خوراک مسموم در حال انتشار است فکر میکنم تکثیر چنین اثرهایی به جهت تقویت جبهه معنوی، کاری بسیار پسندیده باشد.

از محاسن دیگر اعلام فوق، این بود که  از نظرات شما عزیزان دریافتم که دوست دارید اثرهای بیشتری از پیشکسوتهایی مثل حقیر بشنوید.

و باز هم از نظرات شما متوجه شدم که انتشار اینگونه اثرها خود یک فرهنگ سازیست برای  فراگیر شدن  اثرهایی که بر اساس علم و خشوع و توکل در حوزه معنوی اذان و قرآن بوجود آمده اند.

این موضوع را هم نباید نادیده گرفت که دادن یک نظر در فضای مجازی با مشکلاتی مثل اینترنت و دانلود و کامپیوتر و … روبرو بوده و به سختی صورت میپذیرد لذا به جهت احترام به این نظرات که با بذل توجه به آثار معنوی و با دشواری های فوق الذکر ارائه شده اند، نظرات شریف عزیزان را در سایت ارائه نمودیم.

و اگر ملاحظه فرمودید که نظرات همه طیفهای مختلف از استاد دانشگاه تا یک نوجوان در صفحه اصلی آمد، بخاطر احترام به نظر ایشان است که عاشقانه کارهای دشواری مثل اذان را که سالها زحمت، پشتوانه آن بوده را رصد نموده و به آن اهتمام ورزیدند.

در میان نظرات، ابهامها و سؤالاتی هم در رابطه با این اثر مطرح شد که الحمدلله با توضیحات بنده مرتفع شده و در سایت موجود است.

 از عزیزانی که ممکن است نظراتشان را در آینده اعلام فرمایند پیشاپیش تشکر نموده و جواب ایشان را به ایمیل و یا تلفنشان ارسال خواهیم کرد  و از انعکاس ندادن آن در سایت عذرخواهی می نمایم.

با تشکر مجدد ، ارادتمند جهانبخش فرجی

۲۲/۳/۱۳۹۱


پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 260
  • بازدید دیروز: 309
  • کل بازدیدها: 1087901
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 7
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۲۳, ۱۳۹۸ ۲:۰۲ ب.ظ
آرشیو ماهیانه