امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

دلنوشته «جهانبخش فرجی» در پی انتشار خبر شهادت آیت‌الله شیخ نمر

%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%c2%ab%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%ac%db%8c%c2%bb-%d8%af%d8%b1-%d9%be%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d9%86%d9%85%d8%b1

گروه فعالیت‌های قرآنی: قاری و مدرس قرآن کشورمان درپی انتشار خبر شهادت آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر بدست رژیم آل‌سعود دلنوشته‌ای را در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، جهانبخش فرجی، قاری و مدرس قرآن پس از انتشار خبر شهادت آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر دلنوشته‌ای را در اختیار این خبرگزاری قرار داده است، که در ادامه می‌خوانید؛

وقتی حج رفتیم و به آل سقوط کمک کردیم برای ریختن بمب بر سر کودکان و مردم بی گناه یمن و دیدیم که یمنی‌ها از حج محروم هم شدند؛
عده‌ای گفتند عربستان آنقدر ثروت دارد که این چند صد میلیارد تومان پول حجاج ایرانی که پولی نیست!!!
به ما چه که یمنی‌ها از حج محروم شدند، به ما چه که یمنی‌ها توسط سعودی‌ها کشته می‌شوند!!!
به ما چه که علی قرآن ناطق است، ما خادمین حرمین شریفین را قبول داریم آنها قرآنهایشان بر سر نی است!!
در حالی که فلسفه حج کمک حال شدن مسلمانان است و اینکه ما نباید نسبت به وضع مسلمانان بی‌تفاوت باشیم.
این در حالی بود که بعضی‌ها از عرب و عجم گفتند و از هزینه کردن پول حج برای بی‌بضاعت‌ها گفتند و درواقع صورت مسئله را پاک کردند!!!
عزیزان
ماهیت عمل ما مهم است نه مقایسه پول حجاج ایرانی با پول نفت سعودی.
نه عرب و عجم و نه جایگزینی حج!!!!
بصیرت مهم است؛
جایی که یک آمریکایی مسیحی با بصیرت، خودش را به دیوانگی می‌زند تا به دولت جنایتکار امریکا مالیات ندهد تا در قتل مردم خاور میانه و …..سهیم نباشد آیا یک مسلمان نمی‌تواند با هدایت و فتوای مراجع تقلید، درک کند که الان اگر یک ریال ایرانی به آل سقوط کمک کند باید در پیشگاه خدا پاسخگو باشد و در این صورت آیا او به قیمت کمک به ظالم خون‌خوار، حج می‌رود؟
«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ» در عقبی با اهمیت است، نیت عمل مهم است
به هرحال چوب این عملمان را خوردیم و نزدیک ۵٠٠ دسته گل را در منا از دست دادیم!!
و اینک آیت خدا شیخ نمر را از ما گرفتند و روزی به سراغ ما و مراجع انقلابی دیگر ما هم خواهند آمد!!
تو را بخدا بیدار شویم و درک کنیم که شهدا برای چه رفتند؟
چرا شهدا سکوت نکردند و در مقابل ظالمین گردن خم نکردند!!!
چرا!!!!
این تنها کاریست که مردم عادی ما در این برهه از دستشان برمی‌آید!
و کارهای بسیاری که انتظار داریم مسئولان ما برای به انزوا کشاندن آل سعود انجام دهند!
السلام علیک یا اباعبدالله

نظر شما


سلام عزیزان قرآنی؛
تلاوت یک هنر حسی و فی البداهه و در لحظه و صحنه است و با حضور در جلسات اساتید و تلاش مستمر قاری و طی مراحل تعریف شده در این حوزه، به اوج و تکامل خود می‌رسد.
ضعف مسئولان قرآنی ما این است که برای تشکیل همایش ها و محفل‌ها و حلقات قرآنی تخصصی دچار ضعفند و بجای آن به شیوه اجرای مسابقه روی آورده‌اند.

در حالی که هرگز نمی‌توان با مسابقه و نتایج عددی بسیار نزدیک، نتیجه گرفت که کدام قاری ممتاز است کدام قاری عالی و کدام بین المللی!
برای شفاف شدن عرائضم عرض می‌کنم، قاریان عزیز در طی مراحل مختلف نتایج گوناگونی کسب می‌کنند یعنی قاری که در مرحله مقدماتی رتبه سی ام بوده در نیمه نهایی دهم و در فینال سوم می‌شود!
و همین قاری ممکن است در سال بعد أصلا به نیمه نهائی نرسد و یا بطور تصادفی و شرائط خاص صحنه ای و لحظه ای، رتبه اول را کسب کند.
در نتیجه اگر این مسابقات به جای یکبار در سال، پنج بار در سال و در شهرها و فضاهای متفاوت (شهر، آب و هوا، هتل، مسافت، روحیه و …) برگزار شود مطمئن باشید که نتایج کاملا متفاوتی را خواهید داشت.
برای رفع این نقیصه بزرگ در مسابقه، بارها عرض کرده‌ام که باید این مدل مسابقه را با این همه هزینه و مشکلات کنار گذاشت و هر قاری را جداگانه ارزیابی نمود و همزمان به او آموزش داده و سطح قرائت ایشان را ارتقاء داد و زمانی که همه اساتید تشخیص دادند که تلاوت ایشان تثبیت شده و قابل ارائه در صدا و سیما و مجامع قرآنی است، او را قاری بین المللی معرفی کنند.

بودجه مسابقات را در خدمت ارتقاء زندگی اساتید ایشان و خود این عزیزان قرار دهند و باشگاه اساتید قاری پرور و قاریان بین المللی را تشکیل داده و انتخاب اعزام به خارج از کشور، استان‌ها و شهرستان‌ها و مسابقات نمایشی و شعاری را هم به عهده خود باشگاه قرار دهند.
با توجه به محل زندگی هر قاری مساجدی تعیین شوند تا قاریان عزیز بطور ثابت تلاوت‌های طولانی داشته و همه تلاوت‌ها هم ضبط تصویری شوند.
باز هم عرض می‌کنم تلاوت یک هنر حسی و لحظه ای و صحنه إیست و برای همین است که قاریان بزرگ مصری هم با وجود داشتن تثبیت یک تلاوت استاندارد، بعضی از تلاوتهای‌شان که در فضایی خاص با شرایطی خاص اجرا شده شاخص تر هستند و اگرچه پیر شده و از کیفیت تلاوتشان کاسته شده، هرگز مانند مسئولان قرآنی و جامعه قرآنی ما مورد بی مهری و بی احترامی مردم و مسئولان خود قرار نگرفته اند و لقبشان را هرگز از ایشان پس نگرفته‌اند!
برای صدق عرائضم شما عزیزان و بزرگان و داوران را دعوت می‌کنم به اینکه به تلاوت‌های مختلف یک استاد مصری نمره بدهید و ببینید نتایج همه تلاوت‌ها یکی خواهد شد؟
از خدا طلب می‌کنیم تا ما را به راه مستقیمش هدایت کند. ان شاالله
جهانبخش فرجی


دل‌نوشته‌ای از یک زائر حسینی؛

                                اینجا سعی اربعین حسین است برای رسیدن به کعبه وحدت

%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa

گروه فعالیت‌های قرآنی: اینجا تنها حزب، حزب انسانیت است؛ اینجا حب و بغض‌ها در سیطره جذبه حسین بی‌مفهوم است و هر چه هست، عشق است و ایثار و یک‌دلی و وحدت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، قاری و مدرس قرآن کریم، جهانبخش فرجی نیز در زمره مشتاقان زیارت سیدالشهدا، اربعین۱۴۳۷ ه ق با خیل عظیم دوستداران اهل بیت عازم کربلا شده است در ادامه دل‌نوشته‌ای از این قاری خوش‌‌الحان کشورمان به همراه چند تصویر که در اختیار این خبرگزاری قرار گرفته است، خواهید دید؛

«شاید کمتر کسی فکر می‌کرد، روزی فرا برسد که قریب به سی میلیون نفر و شاید در آینده همه مردم کره زمین در یک سعی عاشقانه به سوی حرم شش گوشه یوسف اهل بیت، امام عشق حسین بن علی(ع) حرکت کنند. از کودکان خردسال تا پیرهای خمیده، زن، مرد، معلول، پیاده با پای برهنه و تاول زده همه و همه در یک مسیر و برای رسیدن به یک هدف در کنار هم در جهت صراطی مستقیم.

%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa

حرکتی که با اشک و ایثار و وحدت همراه است! تلاشی که تصفیه‌کننده روح است، راهی که خودش روضه است و نوحه و نیازی به مداحی و هیجانات معمول در عزاداری‌ها ندارد، اصلاً نیازی به موعظه و خطبه هم نیست!!

راهی که تفکر است، تذکر است، فلسفه است و عشق‌بازی انسان با خالق عشق است!

جریانی که هر صحنه‌اش دل‌ها را می‌لرزاند و چشم‌ها را بی‌اراده به باریدن وادار می‌نماید. اینجا خود محشر است!!

اگر بخواهیم درک کنیم که براستی حسین کیست؟ باید با قاطعیت فریاد برآوریم که حسین کعبه عشق است که خود خدا آن را برای برترین بنده‌اش بنا نهاده است! حسین تنها نامیست که از همه ادیان، فرقه‌ها و تفکرات آزاده دنیا بسویش پرمی‌کشند!

%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa یهودی، مسیحی، هندو، زرتشتی، اهل سنت و … همه و همه اینجا یک تن هستند و خودی، اینجا از نژاد و دین و ملیت شما پرسیده نمی‌شود. اینجا حریم ندارد و به ظاهر اشخاص ایراد گرفته نمی‌شود.

اینجا در فضای کعبه عشق، رنگ سرخ خون حسین، رنگ گل قرمزیست که حسین به دوستان بی‌وفایش در شب بی‌چراغ عاشورا و حتی به دشمنانش در روز عاشورا هدیه داده است، حتی به دشمنانش! اینجا در کعبه عشق همه چیز و همه‌کس یک رنگ دارند.

%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa در سعی اربعین حسین، نیازی به هتل نیست، نیازی به غذا و آب نیست، اینجا استطاعت مالی نمی‌خواهد! اینجا، میزبانان شما بدنبال تجارت نیستند و به شما به چشم توریست نگاه نمی‌کنند، بلکه شما را میهمان مولایشان حسین می‌دانند و خود را خادم شما! اینجا همه نوع غذا و نوشیدنی برای شما سرو می‌شود بصورت مجانی و با اصرار و تمنا. اینجا تنها جاییست که میزبانان افتخار می‌کنند که بر پای زائر حسین بوسه زنند! لباس‌های زائرینش را بشویند و نظافت مسیرشان را خود بعهده بگیرند، به خانه‌هایشان ببرند و با همه بضاعتشان پذیرایی نمایند.

%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa اینجا آخر ظهور انسانیت است و تنها حزب، حزب انسانیت!! اینجا حب و بغض ها در سیطره جذبه حسین بی‌مفهوم است و هر چه هست، عشق است و ایثار و یک‌دلی و وحدت اینجا سعی اربعین حسین است اینجا کعبه وحدت است!!»

نظر شما

                    عبدالله گودرزی                 Iran                                     شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۴ ۱۲:۴۹شاید کعبه وحدت زیباترین واژه ی درخور جذبه حسین(ع)باشد.

پاسخ قرآن به تخریب کنندگان قبور اولیای خدا

imam hadi

    پاسخ قرآن به تخریب‌کنندگان قبور اولیای الهی/ توسل به پیامبر(ص)؛ نصّ صریح قرآن

     خداوند صراحتاً توسل به پیامبر اکرم(ص) را امر فرموده و از طرف دیگر پیامبران، اولیاء الهی و شهدا حیات ابدی دارند و نزد خداوند، جاودانه زنده‌اند، لذا توسل بر اولیای الهی جایز و عملی منطبق بر نصّ صریح قرآن است.

    جهانبخش فرجی، از اساتید و قاریان بین‌المللی کشورمان با ارسال یادداشتی به خبرگزاری بین‌المللی قرآن‌(ایکنا) ضمن استشهاد به آیاتی از کلام‌الله مجید به مطالبی در خصوص مفاهیمِ حیات، مرگ، قبر، هستی و نیستی و برانگیختن دوباره انسان پرداخته است و نسبت به بی‌حرمتی به قبور اولیای خدا شکوه کرده است که متن کامل این یادداشت پیش روی شماست.

    شاید این مکتوب به دست افراد زودباور و ساده‌لوحی که وسیله‌ای برای اجرای مقاصد منافقانه و شیطانی سیه‌دلان و وابستگان به استکبار شده اند، رسیده و از این غفلت بیرون بیایند، چرا که «فَذَکِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّکْرَى؛ پس پند ده اگر پند سود بخشد»(اعلی آیات ۱۲ تا۱۶

    سوره مؤمنون یکی از محورهای این نوشتار است؛و به یقین، انسان را از چکیده گِل آفریدیم(۱۲)

     

     

    ،

    سپس او را به‌صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم(۱۳)،

    آن‌گاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم، پس آن علقه را به‌صورت مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوان‌دار کردیم و بعد استخوان‌ها را با گوشتی پوشانیدیم. آنگاه آن را به صورت آفرینشی دیگر پدید آوردیم، آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است(۱۴)،

    سپس شما پس از اینها خواهید مرد(۱۵)،

    آنگاه شما در روز رستاخیز برانگیخته خواهید شد(۱۶).

    خداوند در این آیات، خلقت جنینی انسان را شرح می‌دهند. این جسم در انتهای مرحله جسمی وارد یک حیات علمی و حرکتی شده و در رحم به تکامل اولیه می‌رسد. و در انتهای آیه چهارده، خداوند برای تکامل جنینی انسان بر خود آفرین می‌گوید. اولین نکته منطقی که از این تبریک خداوند به خود می‌توان درک کرد، این است که جسم این انسان که اشرف مخلوقات و جانشین خدا در زمین است، شریف و قابل احترام است.

    برای تأیید کلام به آیات ۳۱ و ۳۲ سوره مائده مراجعه می‌کنیم که می‌فرماید:

    آن‌گاه خداوند کلاغی برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا به این وسیله به او بنمایاند که چگونه (قابیل) جسد برادرش (هابیل) را در زمین پنهان سازد، پس قابیل گفت وای بر من! آیا عاجزم که مثل این کلاغ باشم تا جسد برادرم را دفن کنم و بدینسان از پشیمانان شد(۳۱).

    به این علت بر بنی‌اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس، کسی را جز به قصاص قتل یا به جزای فساد در زمین بکشد، مانند این است که همه مردم را کشته است…(۳۲).

    این آیات هم این نکته را از جهت منطق گفتار به ما یادآور می‌شود که اولاً بی‌حرمتی به جسد انسان روا نیست و انسان را بعد از مرگ باید به خاک سپرد، ثانیا نمی‌توان بی‌دلیل و بی‌اثبات جرم، انسانی را کشت، چرا که حرمت کشتن یک انسان بی‌گناه ولو معمولی به اندازه کشتن تمام انسان‌ها از پیامبران تا اولیاء الهی است.

    شاهد دیگری بر این مدعا، آیه ۱۵ سوره قصص است که خداوند در این آیه کشته شدن یک انسان به دست حضرت موسی(ع) آن هم در یک نزاع، به صورت کاملاً اتفاقی را عملی از شیطان معرفی می‌نماید. از این آیه و آیات بعدی متوجه می‌شویم که اصلاح‌گری در بین مردم مورد توجه خالق است، نه دشمنی با مردم و کشتن آنها.

    خداوند سعی بین صفا و مروه را از شعائر خویش می‌داند و دستور این است که بپاس تلاش از سر ایمان و یقین حضرت هاجر در پیدا نمودن آب برای حضرت اسماعیل، این عمل جزء اعمال اصلی حج است

    باز می‌گردیم به آیات ۱۵ و ۱۶ سوره مؤمنون که خداوند به مرگ انسان اشاره فرموده و برانگیخته شدن وی پس از مرگ را اعلام می‌دارند.

    خداوند در آیه ۹ سوره عادیات می‌فرماید: «آیا نمی‌داند که چون آنچه در قبرهاست بیرون ریخته گردد».

    ما در اینجا به دنبال مفهوم تفسیری آیه نیستیم، بلکه تنها در پی این مطلب هستیم که قبور منازلی مهم هستند که هم امانت‌دار جسم انسانند و هم مخفی‌گاه ذرات او؛ چرا که روز قیامت که زمانش نزد خداست این ذرات به صورت جسم در آمده و از قبور خارج می‌شوند.

    باز در آیه ۴ سوره انفطار داریم: «و چون قبرها زیر و زبر شود».

    آیات ۱ تا ۴ سوره انفطار به قسمتی از حوادث روز قیامت اشاره دارند. این‌که چه اتفاقات عجیب و وحشت‌انگیزی صورت می‌پذیرد، جای خود و این‌که قبور در آن زمان منقلب شده و باطنشان که همان انسان‌های به خاک سپرده شده‌ (در طول تاریخ) است، ظاهر شده و به سرعت از قبور خارج می‌شوند تا به جزای اعمالشان برسند.

    آیه بعدی آیه ۷ سوره حج است که می‌فرماید: «و این‌که رستاخیز آمدنی است و در حقیقت خداست که کسانی را که در قبورند بر می‌انگیزد».

    از این آیات معلوم می‌شود که قبر علاوه بر این‌که حرمت یک انسان را حفظ نموده و حامل جسم منحصر به فرد هر انسان است، یکی از منازل موقت جسمانی انسان تا روز جزاست و در هر حالی مشخصات جسم را حفظ می‌کند.

    شاهد این استدلال آیات زیر هستند:

    ۱- «در روزی که زبان و دست و پاهایشان بر ضد آنان نسبت به آنچه انجام می‌دادند، شهادت می‌دهند»(حج/۲۴).

    ۲- «امروز بر دهان‌های آنان مُهر می‌نهیم و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به آنچه فراهم می‌ساختند، گواهی می‌دهند»(یس/۶۵).

    ۳- «تا چون به آن (آتش جهنم) رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه می‌کرده‌اند، بر ضدشان گواهی دهند. به پوست‌های‌شان می‌گویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ گویند: ما را خدایی به سخن درآورده که هر چیز را به سخن در می‌آورد و او شما را بار اول که چیزی نبودید آفرید و به سوی او باز گردانده می‌شوید(فصّلت/۲۰-۲۱).

    همان‌گونه که از آیات فوق استنباط می‌شود، اعضاء و جوارح خود هر شخص، دوباره در روز قیامت جمع می‌شود، بدون هیچ کمی و کاستی یا تغییر در شکل و ماهیتشان.

    و این آیات هم به اثبات می‌رسانند که جسم هر شخص جزئی از هویت لایتغیر اوست و همراه روح انسان، یک مجموعه واحد را تشکیل می‌دهند. اگر روح متعالی نبوده و اهل جهنم باشد، جسم هم همین‌طور است و برعکس اگر روح متعالی باشد، جسم هم قابل ارزش و مقدس است.

    به آیه ۱۳ از سوره ممتحنه مراجعه می‌کنیم که می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مردمی را که خدا بر آنان خشم رانده به دوستی نگیرید، آنها واقعاً از آخرت نومیدند همان‌گونه که کافران از اهل قبور نومیدند». خداوند در این آیه بیان می‌فرمایند که کفار از مردگان خود مأیوسند و مرگ را هیچ‌شدن می‌د‌‌‌انند و برای اهل قبور حیاتی قائل نیستند!!!

    از سیاق آیه متوجه می‌شویم که اهل قبور دارای حیاتند و کسانی که اهل قبور را اجسامی پودر شده و از بین‌رفته می‌پندارند، به آخرت هم ایمان ندارند، اینان همانند کفارند و خداوند از آنها خشمگین است.

    در آیه ۸۴ سوره توبه آمده است «و هرگز بر هیچ‌یک از آنان (منافقان) وقتی مُرد، نماز نخوان و بر سر قبرش نایست، زیرا آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حال فسق مردند».

    باز هم صرف‌نظر از مفاهیم تفسیری آیه می‌توان به صورت منطقی عنوان نمود که نماز خواندن بر مردگان و رفتن به قبرستان و ایستادن بر قبر و طلب غفران نمودن از خدا برای ایشان، در این آیه مطرح شده است. از منطق این آیه می‌توان درک کرد که توقف بر قبور یا همان به دیدار اهل قبور رفتن، عملی ستودنی و مهم است. خصوصاً اگر شخصی معصوم مانند پیامبر برای دیدار و انجام اعمال ثواب به قبرستان رفته باشند و از طرفی معلوم می‌شود که پیامبر بر سر قبور مؤمنین توقف داشته و اعمالی را انجام میداده‌اند. ایشان از حیات دیگر اهل قبور با خبر بوده و حقایقی را می‌دیدند که افراد معمولی قادر به دیدن آنها نیستند.

    تا اینجا می‌خواهیم از خواننده متن بپرسیم که آیا عمل فرقه ضالّه وهابیت در عربستان که اجازه ایستادن مسلمانان بر قبور مؤمنین و اولیاء الهی را نداده و مرتّب مردم را از این کار نهی نموده و با زور و استدلال‌های غیرمنطبق با آیات قرآن، آنها را متفرق می‌کنند، عملی از روی شناخت دین مبین اسلام است یا بدعتی برای از بین بردن اجسام مطهّر اولیاء الهی و بی‌ارزش نمودن روح و جسم والای ایشان و در نتیجه از بین بردن تمامی نشانه‌ها و اثرات معنوی مرتبط با این زندگان همیشه تاریخ؟

    اینان … غافل از این هستند که «خدا با کلمات خود، حق را ثابت می‌گرداند، هر چند مجرمان را خوش نیاید»(سوره یونس آیه ۸۲)، «می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند و حال آن‌که خدا نور خود را کامل می‌کند، گرچه کافران را ناخوش آید»(سوره صف آیه ۸)

    «و زندگان و مردگان یکسان نیستند. خداست که هر که را بخواهد شنوا می‌گرداند و تو کسانی را که در قبرها هستند را نمی‌توانی شنوا سازی»(سوره فاطر آیه ۲۲)؛ منظور تمثیلی خداوند از مردگان در اول این آیه، کنایه از افراد کافر است که آنها را مرده معرفی می‌کند، در حالی که به ظاهر زنده‌اند. اینان هرگز شنوای حقیقت نیستند و در پایان، این کفار و کوردلان را به انسان‌های مرده در قبور تشبیه فرموده که گوش شنوا ندارند. پدیده طبیعی مرگ در جهان ماده برای همه اتفاق می‌افتد، حتی پیامبر. اما خیلی‌ها قبل از آمدن اجلشان و رسیدن زمان مرگشان در دنیا، مرده‌ای متحرکند و خود خبر ندارند. البته خیلی‌ها هم به ظاهر مرده‌اند، اما زنده‌اند و ما درک نمی‌کنیم.

    صرف نظر از مفهوم آیه، به این نتیجه منطقی هم می‌توان رسید که اهل قبور اجسادی بدون حس‌های طبیعی مثل حس شنوایی هستند، ولی همان‌گونه که از آیات فوق و آیات دیگری که در ذیل خواهند آمد، استنباط می‌شود، دارای درک‌های روحانی و ماوراءالطبیعی هستند. از زندگان هم کسانی هستند که در باطن مرده‌اند. آیا کسانی که از اخلاق نبوی بویی نبرده و تنها به کشتن و ترور و بدعت در دین می‌اندیشند بنا به این آیات شریف، زنده‌اند؟

    از نظر خداوند انسانی که به هدایت الهی دست نیافت، مرده‌ای بیش نیست، حتی اگر به ظاهر زنده باشد. در آیه ۱۲۲ سوره انعام می‌خوانیم: «آیا کسی که مرده (دل) بود، آنگاه زنده‌اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود، همانند کسی است که گویی گرفتار در تاریکی‌هاست و از آن بیرون‌آمدنی نیست؟ این‌گونه برای کافران آنچه انجام می‌دادند، زینت داده شده است».

    آیا معیار خداوند از زندگی، زندگی دنیایی است یا حیات ابدی و جاودان در جوار قرب الهی؟ و اگر این‌چنین است، پس چرا نباید باور داشت که همه آن‌چه که متعلق به اولیاء الهی است، دارای انرژی بالای معنویست و می‌توان با حضور در کنار آثار، جسم مطهر و حتی جای پایشان به آرامش رسید. اگر حتی این اعمال بدون این همه استدلال و تنها از روی مودت و دوست داشتن اولیاء الهی و اهل بیت و نزدیکان پیامبر باشد، باز هم سبب خوشنودی رسول خدا و در نتیجه خداوند است.

    برای اثبات عرائضم به آیات ذیل استناد می‌نمایم:

    در آیه ۱۵۴ سوره بقره آمده است: «و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده‌اند ولی شما نمی‌دانید»؛(شعور شما این موضوع را نمی‌تواند تحلیل نماید).

    از این آیه می‌توان استنباط نمود که منظور خداوند نوعی زندگی و حیات است که ما با حس‌ها و دلائل فیزیکی قادر به اثبات آن نیستیم، درست مثل کفاری که به ظاهر زنده‌اند، اما در باطن و در نگرشی متافیزیکی مرده‌ای بیش نیستند.

    در آیه ۱۶۹ سوره آل عمران آمده است: «هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندارید، بلکه زنده‌اند، بلکه نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند».

    عبارت «عند ربهم یُرزقون» عبارت ساده‌ای نیست. خوب که فکر کنیم، متوجه می‌شویم که این روزی که در جوار قرب الهی به شهدا و اولیاء الهی، آن هم توسط خود خداوند داده می‌شود، از یک نوع خاص و منحصر به فرد است و مطلقاً از نوع روزی‌های بهشتی و دنیایی نیست و با آنها فاصله بسیار دارد.

    آیا می‌تو‌ان با این حس‌های طبیعی درک کرد که نزد خداوند قرار گرفتن و از روزی بی‌مثال و بی‌مانند الهی ارتزاق کردن چیست؟ و آیا همجواری با مقبره و مکان شهادت این شهدا و اولیاء الهی نمی‌تواند گرد و غبار دنیا و شدائد آن را از قلوب ما بزداید؟ آیا می‌شود با توجیه کردن‌های بی‌اساس و از سر وابستگی به جبهه کفر و شیطان، قبر حمزه سید الشهدا و دیگر اولیاء الهی را به محلی شبیه خرابه تبدیل نمود؟

    مگر این نور ارتزاق الهی برای این عزیزان ساری و جاری نیست، مگر ملائک دور تا دور قبور این عزیزان نمی‌چرخند و بر آنان درود نمی‌فرستند؟

    پس چرا نباید ما انسان‌های عاشق و معتقد در این ضیافت مستانه الهی سهیم باشیم؟ چرا نباید عظمت و بزرگی ایشان را با ساخت مقبره‌ای مناسب شأن و مقام ربوبی ایشان بسازیم و در جوار ایشان به آرامش برسیم؟

    جایی که پر از فضای لاهوتی است و همه چیز به خدا و یاد او و مسیر او ختم می‌شود، جایی که تبدیل به وعده‌گاه عشاق و شیفتگان مسیر شهادت و پاکی می‌شود. جایی که پناهگاه خستگان دنیای پر از خسران می‌شود.

    به راستی این مقام رفیع که خود خدا این‌گونه از بلندمرتبه بودن و ارزش بی‌بدیل آن سخن می‌گوید، برای ما نباید قابل احترام باشد؟

    «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/۱۰-۱۱) مقربان چه کسانی هستند؟ «وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیُّون * کِتَابٌ مَّرْقُوم * یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (مطففین/ ۱۹-۲۱). ابرار چه کسانی هستند؟ و علیون که ابعاد آن از گمان انسان و تحلیل‌های فیزیکی بشری فراتر است، چه مقامی در درگاه خداست؟

    از آیات دیگری از قرآن کریم می‌توان به این سؤالات پاسخ داد. در آیه ۱۷۲ سوره نساء آمده است:

    «لَّن یَسْتَنکِفَ الْمَسِیحُ أَن یَکُونَ عَبْدًا لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن یَسْتَنکِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَیَسْتَکْبِرْ فَسَیَحْشُرُهُمْ إِلَیهِ جَمِیعًا؛ مسیح از اینکه بنده خدا باشد هرگز ابا نمى‏ورزد و فرشتگان مقرب [نیز ابا ندارند] و هر کس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشد به زودى همه آنان را به سوى خود گرد می‌آورد»(نساء/۱۷۲). صرف نظر از مفهوم تفسیری آیه به این مطلب می‌رسیم که مکان تقرب مکانیست که فرشتگان در آن جای دارند. و این مقام بسیار رفیع است و در تصور ما نمی‌گنجد.

    در آیه ۴۵ سوره آل‌عمران داریم که «حضرت مسیح از مقربان درگاه الهی و در ضمن وجیه در دنیا و آخرت است». از این آیه هم نتیجه می‌گیریم که پیامبران الهی از مقربین بوده و در دنیا و آخرت و برای همه زمان‌ها، صاحب اعتبار و آبرو در درگاه الهی‌اند.

    خداوند در آیه ۶۴ سوره نساء می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا؛ و هیچ رسولی نفرستادیم مگر آنکه به فرمان خدا از او اطاعت شود. و اگر وقتی به خویشتن ستم کردند، نزد تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و رسول هم برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان می‌یافتند».

    در آیات ۹۷ و ۹۸ سوره یوسف می‌خوانیم: «اى پدر، براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطا کار بودیم‏. حضرت یعقوب در پاسخ گفت به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، که او غفور رحیم است». و در آیه ۱۹ سوره محمد(ص) آمده است: «و براى گناه خویش آمرزش جوى‏؛ و براى مردان و زنان با ایمان طلب مغفرت کن‏؛ و خداست که فرجام و مآل هر یک از شما را می‌داند.»

    این آیات هم نشان می‌دهد که وساطت و استغفار پیامبر (وجیه درگاه الهی) هم، برای گنهکاران مؤثر بوده و موجب پذیرش توبه از طرف خداوند می‌شود.

    در آیات ۸۰ سوره توبه و ۵ و ۶ سوره منافقون به ترتیب می‌خوانیم:

    «چه براى آنان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى یکسان است‏، حتى اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید، چرا که آنان به خدا و فرستاده‏اش کفر ورزیدند، و خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند». «و چون به ایشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد، سرهای خود را برمی‌گردانند و آنان را می‌بینی که تکبرکنان روی برمی‌تابند. برای آنان یکسان است، چه برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد بخشود. خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند».

    خداوند در این آیات صراحتاً توسل به پیامبر را امر فرموده، هر چند استغفار پیامبر هم برای افراد متکبر، کفار و افرادی که فاسق و منافق و گنهکار هستند، بی‌فایده است، مگر این‌که خود در درون خود تحول ایجاد کنند.

    از طرفی طبق آیات عرض شد که پیامبران، اولیاء الهی و شهدا حیات ابدی داشته و زنده‌اند و نزد خداوند، جاودانه‌اند. لذا اثبات می‌شود که توسل بر آنها هم جایز و عملیست منطبق بر نصّ صریح قرآن.

    آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛ همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود و سلام فرستید و به فرمانش بخوبی گردن نهید» (احزاب/۵۶) نشان از حیات جاوید پیامبر دارد، حیاتی که با درود و رحمت مستمر خدا بر ایشان تضمین شده است.

    از طرفی می‌توان گفت که فرشتگان هر جا که اثر و نشانی از رسول خدا در دنیا هست حضور داشته و همچنان مانند حضور ایشان در دنیا در حال فرستادن درود بر پیامبر هستند. مکان‌هایی که فرشته وحی در آنجا حضور داشته و محل عبادت، وفات و یا شهادت اولیاء الهی است مکان‌هایی با ارزش بالای معنوی است، در این مکان‌ها باید با احترام و ادب وارد شد و از برکات معنوی و انرژی‌های مثبت و البته روحانی آن بهره کافی را برد.

    در آیه ۱۲ سوره طه می‌خوانیم: «این منم پروردگار تو، کفشهایت را بیرون بیاور که تو در وادی مقدس طوی هستی؟» و در آیه ۳۰ سوره قصص می‌خوانیم: «پس چون به آن رسید از جانب راست وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا آمد؛ ای موسی! منم، من، خداوند، پروردگار جهانیان». چرا این زمین که از نظر ماهیت فیزیکی با خاک‌های دیگر کره زمین تفاوتی ندارد، مقدس و مبارک است؟ اگر به دید وهابیت به موضوع بنگریم خاک همان خاک است و زمین همان زمین!!! اگر بخواهیم چنین حکم کنیم، در آن صورت برخلاف حقیقت باید بگوییم که رعایت آداب و انجام عبادت و اعمال احترام‌آمیز به واسطه امر خداوند در این سرزمین، شرک و بت‌پرستی است!!!

    در آیه ۱۵۷ سوره بقره می‌خوانیم: «خداوند سعی بین صفا و مروه را از شعائر خویش می‌داند و دستور این است که بپاس تلاش از سر ایمان و یقین حضرت هاجر در پیدا نمودن آب برای حضرت اسماعیل، این عمل جزء اعمال اصلی حج است».

    باز می‌بینیم که خداوند به پاس تکریم یک اولیای الهیش، راه رفتنی زمینی و به ظاهر تکراری را از شعائر خود می‌نامد و تأکید دارند که هرکس افزون بر فریضه و به دلخواه، کار نیکی را انجام دهد، مانعی ندارد.

    در سراسر اعمال حج از وقوف در عرفات و مشعر، قربانی و رمی جمرات براساس آیات قرآن، بردن نام خدا، ذکر خدا و هم‌دل شدن مسلمانان مطرح است. تمامی این شعائر به پاس مقام رفیع حضرت ابراهیم و هاجر و اسماعیل بوجود آمده و البته خداوند تأکید می‌فرماید که بزرگ شماردن شعائر الهی از طرف کسانی صورت می‌پذیرد که اعمالشان برخاسته از تقوای درونی و قلبی است.

    در آیه ۱۲۵ سوره بقره آمده است: «و یاد کنید که خانه کعبه را برای مردم محل اجتماع و جای امنی قرار دادیم و فرمودیم: در مقام ابراهیم، نمازگاهی برای خود اختیار کنید و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم؛ خانه مرا برای طواف‌کنندگان و معتفکان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید». مفهوم مقام ابراهیم در این آیه چیست؟ صرف نظر از معنای مقام ابراهیم، چند مطلب را می‌شود به راحتی از این آیه اثبات نمود:

    الف: مقام ابراهیم مکانیست که خداوند به احترام حضرت ابراهیم نام و جای آن را رفیع نموده است.

    ب: حضرت ابراهیم از نظر خداوند همیشه زنده است و یاد و مقام (حتی اگر این مقام جای پای ایشان باشد) او در دنیا هم باید تا ابد زنده بماند.

    ج: خداوند فرموده‌اند؛ در مقام ابراهیم نمازگاهی را برای خود انتخاب نمایید که این نشان از احترام و اهمیت این مقام در نزد پروردگار است.

    د: در محل‌هایی که جسم مبارک اولیاء الهی دفن شده یا ردپایی از او در آنجا به ثبت رسیده، می‌شود نماز گذارد و آنجا را مسجد و عبادت‌گاه قرار داد.

    چیزی که وهابیت از آن گریزان بوده و در پی از بین بردن مکان‌هایی است که مسلمانان را به یاد خلق‌کنندگان شعائر الهی و در نتیجه ارزش آنان در درگاه ربوبی می‌اندازد. آیا تکریم شهدای احد جزئی از شعائر الهی نیست؟ آیا تکریم مقام ائمه بقیع (ع) جزئی از شعائر الهی نیست؟

    اما … دوباره به مطلب قبلی یعنی درود فرستادن بر پیامبر (ص) برگردیم. درود ما از دید قرآن به پیامبر چگونه باید باشد؟ آیا درود فرستادن به زبان کافیست؟

    از دیدگاه قرآن عمل بسیار مهم‌تر از بیان نمودن است و درود فرستادن یعنی عشق و حب یک مؤمن به رسول خدا و اهل بیت و نزدیکان و صحابه اخیار ایشان.

    با توجه به آیه شریفه «…قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى …؛ بگو: من به ازای ابلاغ رسالت پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشانم» (شوری/۲۳) و این‌که خداوند در قرآن، ایشان را اسوه حسنه معرفی فرموده‌اند، برای همیشه نظام خلقت (احزاب/۲۱)، این سؤال مطرح می‌شود که اگر بر فرض مثال، یک معمار مسلمان عشقش را بدون هیچ مزدی در ساخت یک گنبد استثنایی برای پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و اصحاب ایشان قرار داد، آیا او به درود عملی قرآن بر پیامبرش عمل نموده یا مشرک است؟

    آیا اگر یک مهندس، یک شاعر، یک منبّت‌کار و افراد مخلص و عاشق رسول الله(ص) هر کدام کاری را بدون مزد برای اثبات مودت و عشق به ایشان و اهل بیتش انجام دادند، این مؤمنین مشرکند؟ آیا ساخت برج ساعت با آن ارتفاع در مکه، آن هم در جوار کعبه و درست مشرف بر خانه خدا شرک نیست؟

    در سوره بقره آیه ۱۲۷ می‌خوانیم: «و وقتی ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه خدا را بالا می‌بردند، می‌گفتند؛ ای پروردگار ما! از ما بپذیر که در حقیقت تو شنوای دانایی». از این آیه می‌توان به طور صریح استنباط کرد که عملی که برای خدا و رضایت اوست، مورد قبول خداست.

    در پایان با توجه به آیات قرآن و بررسی موضوعی که بنده به انجام رساندم، عرض می‌کنم:

    ما مسلمانان جز از خدا، چیزی را درخواست نمی‌کنیم و بنا به آیات مطروحه در بحث، تنها به دلیل مقام رفیع قرب اولیاء الهی به خداوند، و زنده بودن ایشان (حتی اگر به ظاهر از جهان مادی چشم فرو بسته‌اند) و مقام معنوی زمینی و روح بلند آسمانی آنها، از ایشان می‌خواهیم که نزد پروردگار غفران ما را بخواهند و از خدا طلب کنند، آنچه که خیر ما در آن هست. باید توجه داشت که براساس آیات مطروحه، ما با این کار عشق و مودّتمان را به ایشان اثبات نموده و در واقع قدم در راه خیر نهاده‌ایم و فرمان خدا را هم اطاعت کرده‌ایم. ما براساس فرهنگ قرآن اصلاً از اولیاء الهی درخواست بخشش گناه را نداشته و نداریم و انتظار برآورده کردن حاجات و رفع مشکلات و دادن روزی از ایشان را هم نداریم.

    نکته پایانی این‌که وقتی ما در صحن و سرای اولیاء الهی پای می‌نهیم، احساسمان این است که فضا مملو از یاد و ذکر خداست و همه چیز رنگ خدایی دارد و عشق. ما به ابراز احساساتمان که ناشی از تعالیم آیات است، می‌پردازیم و قلوبمان را نرم و چشمانمان را پر از اشک می‌سازیم، نماز به پا می‌داریم و با رضایت از حق، روحمان را جلا می‌دهیم و مهربانی و اخلاق حسنه آن بزرگان را یارآور می‌شویم، چیزهایی که وهابیت سنگ‌دل با آنها بیگانه است.


    یادداشت وارده/

    نسخه شفابخش قرآن برای اهدای آرامش به زندگی مشترک

    %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9

    گروه جامعه: کلمه «قَوَّامُون» ضمن طرح برتری ماهوی مردان بر زنان در زندگی مشترک به مظاهر تکاملی جامعه و تغییرات روزافزون قوانین حاکم بر زندگی مشترک زن و مرد هم اشاره دارد.

    «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ…؛ مردان بر زنان سرپرست و تکیه‌گاه هستند بخاطر اینکه خدا بعضی را بر بعضی برتری داده و نیز بدلیل اینکه مردان از اموال خویش خرج می‌کنند. پس زنان درستکار فرمانبردارند و…»(نساء/۳۴)

    %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9

    اولین نکته‌ای که در این آیه باید به آن اشاره نمود کلمه «قَوّامونَ»  است که تنها یک بار در قرآن بکار رفته و این نشان از اهمیت این کلمه منفرد دارد. بنابر این موضوع اصلی در این یادداشت، بیشتر حول این کلمه است و سعی می‌شود تا ابعاد متفاوتی که کمتر به آن پرداخته شده، بررسی شود. در تفاسیر داریم که بعضی برتری‌های مرد مانند قدرت بدنی در انجام کارهای سخت و مسئولیت آنها در پرداخت نفقه و مهریه باعث شده است که مقام سرپرستی خانواده را خداوند به مرد اختصاص دهند. اما باید روی کلمه «قوامون» بیشتر تدبر شود؛ چرا که نکاتی در این کلمه وجود دارد که می‌تواند تحولی شگرف در امور خانواده ایجاد نماید. کلمه قوامون به برتری ماهوی مردان بر زنان در زندگی مشترک اشاره دارد همچنین نکاتی را درباره مظاهر تکاملی جامعه و تغییرات روزافزون قوانین حاکم بر زندگی مشترک زن و مرد بیان می‌کند. تحقیقات میدانی از خانواده‌های مختلف در همه اقشار از روستایی گرفته تا شهرنشینان با مشاغل مختلف و حتی در کشورهای غیر مسلمان داشته‌ام که به نتایجی رسیده‌ام که عظمت این کلمه منفرد و شاهکار وحی در قرآن را به خوبی نشان می‌دهد. نکته دوم در عبارت زیبا و بی‌بدیل «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء» خداوند، صفتی برای مردان و زنان قائل نشده‌اند، یعنی عبارت فوق شامل همه مردان و زنان عالم می‌شود. در این مطلب، عظمت قرآن در شناخت ماهیت زن و مرد و جامعه و مسائل روحی، روانی زندگی مشترک اثبات شده و بخوبی تبیین می‌شود که این عبارت زیبا و کامل در همه اقشار مردم دنیا کاربرد داشته و مشکل‌گشاست. نکته مهم دیگر در این آیه، پرداخت مخارج امور مشترک زندگی، توسط مرد است. یعنی اینکه مرد باید به فکر امور مالی خانواده بوده و این عمل، خاص مردان است نه زنان!! از آن طرف مفهوم دیگر این بیان شیوای قرآن این است که زندگی مشترک نباید هیچ وابستگی مالی به زن داشته باشد. نفقه و مخارج روزمره زندگی توسط مرد به همسر اعطاء شده و همسر مدیریت امور منزل را بعهده داشته و در تأمین مخارج زندگی هیچ مسئولیتی ندارد. %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9نکته ظریفی که قرآن در این آیه اشاره شده است، اطاعت و فرمانبرداری زنان شایسته در زندگی مشترک از مردان است. اطاعت زنان از مردان یک اصل است و قرآن این صفت را برای زنان شایسته در نظر گرفته‌اند. زنانی که همین عملشان کافیست که در زمره بهشتیان قرار گیرند؛ چرا که اطاعت زنان از مردانشان نشانه عمل صالح ایشان است. از طرفی می‌توان استنباط نمود که خداوند، تکیه‌گاه زندگی مشترک را مرد معرفی نموده و او و همسرش باید این قاعده را درک کنند. بدین صورت که مرد می‌بایست همسر خود را براساس این اصل انتخاب نماید و مطمئن باشد که همسرش نیز مطیع او خواهد بود. زن هم همینطور توجه داشته باشد که به مردی جواب مثبت بدهد که بتواند از هر لحاظ از او اطاعت نماید. شاید به نظر کمی دشوار باشد اما وقتی به زندگی‌های موفقی که بدون اطلاع از این دستور الهی شکل گرفته‌اند، می‌نگریم، خواهیم دید که ارزشش را دارد که بر اساس این قانون الهی به امر تشکیل خانواده اهتمام ورزیم. البته اگر از همان ابتدا این نقشه راه زندگی مشترک را مربوط به خداوند دانسته و به او توکل نماییم در عمل هم خواهیم دید که کار، بسیار راحت‌تر از آنچه فکر می‌کردیم به سرانجام می‌رسد. و در پایان، نکته بسیار مهم دیگری که از آیه فوق می‌توان دریافت نمود، اشاره به وظیفه اغناء کردن مالی خانواده، توسط مرد است. برای مردی که توانایی تأمین مالی خانواده‌اش را نداشته باشد، تضمین زندگی با آرامش وجود نخواهد داشت. خلاصه نکات فوق این است که مرد، علاوه بر داشتن توانایی‌های لازم برای تکیه‌گاه بودن، باید توانایی مالی در حد خواست همسر آینده‌اش را هم داشته باشد. از طرفی خداوند در مقابل، اطاعت زن شایسته از مرد را مطرح فرموده‌اند پس باید به این نکته ظریف قرآن توجه شود که اگر قرار است زن و مردی در زندگی مشترک خوشبخت شوند باید این صفات ذاتی و اکتسابی را در خود داشته باشند. یعنی همانگونه که از نظر ژنتیک زن و مرد با هم تفاوت دارند و مرد تکیه‌گاه است، از نظر اجتماعی هم این دو باید شرایط فوق را برای زندگی مشترک ایجاد کنند. اگر زنان و مردان عالم به نکات ظریف در این آیه دقت نموده و براساس این نکات کلیدی در امر زندگی مشترک اقدام نمایند کمتر شاهد جدایی، اختلاف و طلاق خواهیم بود. در ادامه بحث، با توجه به تفاوت‌های نسبی فیزیکی، احساسی و اجتماعی مرد و زن که از طراحی عظیم خالق سرچشمه می‌گیرد، با طرح چند پرسش از نگاه زن به تحلیل نکات بسیار مهم فوق دراین آیه می‌پردازیم: آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان بلندتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند تحصیلات همسرشان از خودشان بیشتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند طبقه خانوادگی همسرشان از خودشان بالاتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان مدیرتر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان باجرأت تر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند، در شداید زندگی همسرشان از خودشان محکم‌تر باشد؟ آیا زنان تمایل دارند همسرشان از خودشان مسن‌تر باشد؟ و سؤالات بسیاری از این قبیل … که اگر منصفانه و از نگاه زندگی‌های موفق به آن‌ها بنگریم به این نتیجه خواهیم رسید که در روند طبیعی زندگی اگر مرد توانایی بیشتری نسبت به همسرش داشته باشد و زن و مرد به راهکارهای دینی در زندگی مشترک عمل نمایند، آن زندگی به ندرت، دچار مشکل می‌شود. %d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9اگر در یک زندگی نمونه، همه برتری‌های نسبی و خدادادی مرد وجود داشته و در ضمن، مرد خانه توانایی مالی تأمین همسر خود را داشته باشد، نه تنها زندگی دچار بلندپروازی‌های مالی و تجمل‌گرایی نمی‌شود، بلکه دچار فقر نیز نمی‌گردد. فراموش نکنیم که باز هم طبق فرموده قرآن در هر خانواده اگرحتی ازدواج براساس عشق و مودت صورت پذیرفته و خیلی از موارد توانایی‌های نسبی مرد به زن هم وجود داشته باشد، اما اداره مالی خانواده در توان مرد نباشد، ممکن است همه ابعاد مثبت دیگر و حتی اطاعت زن، تحت‌الشعاع این مورد قرار گیرد. برای اثبات اهمیت توانایی مالی مرد در تشکیل خانواده در جوامع مختلف به یک مطلب مبتلابه اشاره می‌نماییم. یکی از معضلات ثروت زیاد در جامعه مصرف‌گرا و اقتصادمحور امروز، ازدواج‌های ناموفق و یا در سنین بالاست. خیلی از خانواده‌های با قدرت مالی زیاد، همیشه منتظر خواستگاری برای دخترشان هستند با توانایی مالی در حد خود و یا بیشتر. در چنین دیدگاه‌هایی، موفقیت در امر یک ازدواج خداپسندانه و منطبق بر تکیه‌گاه بودن مرد از نظر مالی در زندگی مشترک، کمتر اتفاق می‌افتد. البته کم نیستند زنان شایسته و با ایمانی که مردشان نسبت به ایشان دارای موقعیت مالی، شغلی، تحصیلی و …. کمتری است اما زن بدون در نظر گرفتن این شرایط و تنها براساس گفته پروردگار، باز هم از مردش اطاعت می‌کند. در اینصورت باز هم هیچ مشکلی در روند زندگی بوجود نمی‌آید و این همان نقش یقین و اطاعت کامل از فرامین پروردگار است که مهمترین رکن در زندگی اجتماعی موفق انسان است. براساس نکات بسیار مهم در این آیه می‌توان سن ازدواج را بسیار کاهش داد. در این طرح زیبای قرآن برای همه جوامع، مردان جوان، ضمن داشتن زندگی بسیار ساده و کم‌توقع به گناه آلوده نشده و مرحله بسیار مهم و خطیر جوانی را در کنار یک همراه بی آلایش و قانع، آغاز می‌نمایند. کلام خدا را می‌توان اینگونه بیان نمود که مرد مانند کوه است و زن مانند جنگل و هر دو متکامل هم. مرد زندگی، ضمن دارا بودن صفات ذاتی و اکتسابی یک تکیه‌گاه مطمئن، بمحض اینکه احساس می‌کند قادر است مخارج زندگی مشترک در حد انتظار همسرش را تأمین نماید پاپیش می‌گذارد و در کنار خانمی که توانایی‌های او را پذیرفته، به آرامش می‌رسند. البته اهمیت دادن به نکات فوق در این آیه، در عمل باید در اجتماع ما که ادعای پیروی از قرآن را داریم هم وجود داشته باشد. اولین وظیفه در این مورد به خانواده‌ها و اجتماع برمی‌گردد و دومین وظیفه برای عملیاتی کردن این نسخه شفابخش، حمایت دولت از زوج‌های جوانیست که براساس این تعالیم و دستورات شفابخش اقدام به زندگی مشترک نموده‌اند. در جامعه اسلامی، زندگی با یک، یاالله گفتن و نترسیدن از تأمین مخارج زندگی، در سنین جوانی شروع می‌شود. کمک بزرگ‌ترها و مسئولان هم می‌تواند به جوانان امید و دلگرمی دهد تا زندگی ساده و با معنویت خود را قبل از آلوده شدن به گناه آغاز نمایند. یادمان نرود که اکثر مشکلات جامعه با ازدواج بموقع جوانان سروسامان می‌یابد. پس ای کاش مسئولان بجای شعار دادن وارد عمل شده و شرایطی را مانند مسکن ارزان و استاندارد، تحصیل رایگان، تخصیص بودجه برای اشتغال سرپرست و تکیه‌گاه زندگی، فراهم آورند که دیگر این همه هزینه‌های مالی، جانی و روانی تحمیل شده از طرف جوانان مجرد و بیکار، گریبانگیر جامعه ما نشود. در پایان عرض می‌کنم که بهترین الگو برای همه بشریت و منطبق با آموزه‌های وحی، ازدواج ساده دخت پیامبر اسلام حضرت فاطمه(س) با حضرت علی(ع) است که باید تلاش مسئولان بخصوص صدا و سیما در جهت معرفی ابعاد مختلف و ترویج این ازدواج ساده و با معنویت باشد تا معضلات جامعه جوان ما از بین رود.

    یادداشت از جهانبخش فرجی؛ مدرس و قاری بین‌‌المللی قرآن


    بنام خدا

    سلام هادی جان

    در ابتدای سخن اجازه میخواهم رباعی پر نغز و زیبای استاد محسن بادپا که با آن احساس و درک ناب ایشان  با بیتی از حافظ آمیخته شده را به همه قاریان با اخلاص قرآن تقدیم کنم:

    قاری از فیض حق آموخت سخن، ورنه نبود        قول حق خواندن زیبا و رسا در کارش

    بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود           این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

     

    تلاوت قرآن چیزی جز ارتباط قلبی با قرآن نیست. وقتی با قرآن مانوس شدیم از دیوارهای اولیه تجوید ، وقف و ابتدا و صوت و لحن که مقدمه بودند عبور نموده و تماماً احساس میشویم، احساسی که از خشوع و عشق به خالق قرآن است. احساسی که تحت تاثیر تشویق و هدیه و مقامهای دنیایی نیست. احساسی که از دل برمی آید و بر دل مینشیند.

    براستی این احساس ستودنی نیست؟ آیا این احساس، همه هنر تلاوت نیست؟

    احساسی که با حرفه ای شدن بدست نمی آید و هرگز با کسب علوم فوق در حد کمال هم ، ظهور نمی یابد.  تلاوتهای بدون این احساس پاک که بدون شرک و خود بینی است، هرگز ماندگار نمیشوند. بدون این ارتباط قلبی و دریافت حس معنوی و شناخت جایگاه رفیع تلاوت، نمیتوان به قرآن و مفاهیم آن نزدیک شد.

    اینگونه است که بعضی تلاوتها ماندگار میشوند، در حالیکه از یک حنجره بیرون می آیند.

    اینگونه است که ما هرگز این امتیاز متافیزیکی را در باروم های نمره های متسابقین نمیبینیم و لذا از طرح آن میگذریم چون نمی شناسیم جنس و فیزیک آن را.

    اینگونه است که به حنجره های پاک و مقدسی که کلام خدا را میخوانند مانند رهبر عزیزمان مثبت نمینگریم. تنها به فکر اشتباهات و قصور انسانی هستیم و به بهانه ای این هنر آسمانی را زمینی کرده و بی بها میکنیم.

    افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها  سوره محمد(ص) آیه ۲۴

    خدایا بینایمان ساز و به یقینمان بیفزای تا باور کنیم که قرآن هدایتگر است. تا باور کنیم که قرآن وحی است و عمل به آن، نجات و خیر است در دنیا و آخرت.

    موفق باشید جهانبخش فرجی

     

    پاسخ جناب ایزدپناهی به تحلیل تلاوتشان

    جناب استاد فرجی عزیز سلام؛

    از این همه تمجید و تحسین و شاگردنوازی که نشان از وجود ملکه ی مثبت نگری در شخصیت حضرتعالی است سپاس گزارم و امیدوارم لطف خدا شامل حال من و دوستان دیگر شود تا بتوانیم راه شما اساتید متخلق و متواضع را ادامه دهیم و حقیقت قرائت قرآن را که از شما و أمثال شما آموخته ایم به نسل بعد منتقل کنیم؛ البته در تلاوت حقیر نقائصی بود که جنابعالی با بزرگواری از کنار آن گذشتید؛ به هرصورت از اینکه باز هم مایه ی قوت قلب شاگردتان شدید بی نهایت متشکرم؛ حق نگهدار شما باد؛

    هادی ایزدپناهی

     

     

     

     


    بنام خدا

    خبری را تحت عنوان زیر در خبرگزاری دانشجو مشاهده کردم:

    http://snn.ir/NSite/FullStory/News/?id=287128&Serv=9&SGr=99

    کارشناس مسئول دانشکده علوم قرآنی خرم آباد:

    دانشکده علوم قرآنی خرم آباد زیر تیغ انحلال/خلف وعده‌های استانداری لرستان همچنان ادامه دارد

    به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، حبیب اله دهمرده استاندار سابق لرستان که خود به عنوان یکی از چهره های دانشگاهی شناخته شده در سطح کشور مطرح بود به منظور افزایش سهمیه ناچیز لرستان از پذیرش دانشجو در دانشگاههای دولتی اقدام به اخذ مجوز دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد  در سال ۸۹ کرد و به همین منظور هشت هکتار زمین در پردیس دانشگاهی کمالوند به این دانشکده اختصاص یافت.

     

    بر اساس توافق صورت گرفته بین دانشگاه علوم و معارف قرآنی کشور و استانداری لرستان مقرر شده بود که استانداری ظرف مدت سه سال، اعتبار مورد نیاز جهت احداث ساختمان این دانشکده را تامین کند؛ اما امروز پس از گذشت سه سال از کلنگ زنی زمین احداث این ساختمان، حتی کوچکترین اقدام عمرانی در زمین مذکور صورت نگرفته است.
    اگر چه در دوران استاندار سابق لرستان، اعتباری برای احداث ساختمان دانشکده علوم قرآنی خرم آباد که جزو مصوبات سفرهای استانی دولت اصولگرا نیز بود اختصاص نیافت؛ اما اخیرا و در دولت تدبیر و امید، ۸۰۰ میلیون تومان اعتبار از مجموع دو میلیارد تومان اعتباری که استانداری در سال ۸۹ متعهد به پرداخت آن شده بود با نامه رسمی مدیر کل راه و شهرسازی لرستان به مسئولان این دانشکده ابلاغ شد اما پس از پیگیری های لازم، تخصیص این اعتبار در شرایطی که دانشکده علوم قرآنی در معرض انحلال قرار دارد و تزریق آن می توانست مسئولان دانشگاه علوم و معارف قرآنی کشور را از تصمیم خود منصرف کند از جانب استانداری تکذیب شد.
    شاید اگر مسئولان ارشد استان لرستان در دولت تدبیر و امید با دغدغه بیشتری نسبت به فعالیت دانشکده علوم قرآنی خرم آباد در شرایطی که استان لرستان از لحاظ برخورداری از زیرساخت های فرهنگی در فقر شدید بسر می برد نگاه می کردند امروز تامین اعتبار احداث ساختمان این دانشکده با احساس مسئولیت بیشتری پیگیری می شد.
    در هر حال سوالی که مسئولان امر باید نسبت به آن پاسخگو باشند این است که چه پروژه یا برنامه ای مهمتر از احداث ساختمان دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد که در معرض انحلال قرار دارد وجود داشته که حاضر شده اند اعتبار ۸۰۰ میلیون تومانی تخصیص یافته به این دانشکده را با وجود ابلاغ نامه رسمی، تکذیب و آن را در مسیر دیگری هزینه کنند.
    انحلال دانشکده علوم قرآنی در دولت تدبیر و امید مایه ناامیدی است
    کارشناس مسئول دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد در گفت و گو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در خرم آباد، با اشاره به تصمیم دانشگاه معارف و علوم قرآنی کشور برای انحلال دانشکده علوم قرآنی خرم آباد گفت: تصمیم دانشگاه علوم و معارف قرآنی کشور برای انحلال دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد جدی است با این حال ضرورت دارد که استانداری لرستان با عمل به تعهدات خود مانع انحلال این دانشکده شود.
    عزیزی با تاکید بر اینکه لغو مجوز دانشکده علوم قرآنی خرم آباد در زمان مسئولیت دولتی که با شعار تدبیر و امید اعتماد مردم را جلب کرده است مایه یاس و ناامیدی است، افزود: متاسفانه تلاش های مستمر مسئولان دانشکده علوم قرآنی خرم آباد حتی با حضور در دفتر استاندار و مذاکره مستقیم با ایشان تاکنون موثر واقع نشده است؛ اما با این حال امیدواریم که مسئولان امر با درایت و دلسوزی و مقایسه وضعیت استان لرستان با سایر استان ها با نگاهی مسئولانه تر مانع از لغو مجوز دانشکده علوم قرآنی خرم آباد شوند.
    وی با بیان اینکه مردم استان لرستان نیز به مانند سایر مردم کشورمان به دنبال تحقق وعده ها و سیاست های رئیس جمهور هستند تصریح کرد: بدیهی است که در این موقعیت حساس استاندار لرستان به عنوان نماینده و مجری سیاست های دولت در استان می تواند زمینه ساز رشد و تعالی این استان را فراهم کند.
    کارشناس مسئول دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد گفت: دانشکده علوم قرآنی در شرایطی در سال ۸۹ راه اندازی شد که بنابر چشم انداز پیش بینی شده قرار بود که تا مقطع دکترا در این دانشکده دانشجو پذیرش شود؛ اما متاسفانه به دلیل عدم تحقق تعهدات استانداری لرستان نسبت به تامین اعتبار مورد نیز برای احداث ساختمان این دانشکده امروز شاهد تصمیم متولیان دانشگاه علوم و معارف قرآنی کشور برای لغو مجوز آن هستیم.
    عزیزی با بیان اینکه بخشی از دانشجویان دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد به دانشکده های علوم قرآنی ملایر و خمین منتقل شده اند، افزود: موانعی که وجود دارد موجب شد که فرصت پذیرش دانشجو در مهرماه سال ۹۲ از این دانشکده گرفته شود.
    وی خاطرنشان کرد: وضعیت این دانشکده به گونه ای است که حتی ما از لحاظ تامین میز و صندلی دانشجویان و اساتید با مشکل مواجه هستیم.
    کارشناس مسئول دانشکده علوم و معارف قرآنی خرم آباد گفت: در خواست ما از استاندار لرستان این است که نسبت به تعهدات استاندار سابق لرستان پایبند باشد و برای جلوگیری از انحلال این دانشکده در اسرع وقت اقدام کند چرا که انحلال این دانشکده در شرایطی که گفتمال تدبیر و امید بر کشور حاکم شده است به هیچ وجه به مصلحت نیست و ثمره ای جز یاس و ناامیدی برای مردم استان دربر ندارد.
    عزیزی بیان داشت: دانشکده علوم قرآنی یک زیرساخت فرهنگی است با این حال یکی از عمده ترین دلایلی که موجب شده سرمایه گذاری ها در استان جواب ندهد غفلت از توسعه زیرساخت های فرهنگی و توسعه انسانی است.
    وی گفت: از استاندار لرستان انتظار داریم که برای حمایت از یک حرکت زیربنایی و فرهنگی و در جهت تحقق سیاست های دولت تدبیر و امید ۸۰۰ میلیون اعتبار اختصاص یافته به دانشکده علوم قرآنی خرم آباد را که هنوز نمی دانیم به چه منظور در تخصیص آن مانع ایجاد شده است را به این دانشکده اختصاص دهد تا بتوانیم مسئولان دانشگاه علوم و معارف قرآنی کشور را از تصمیم خود برای لغو مجوز این دانشکده منصرف کنیم.

    پایان خبر

    بنده با توجه به وظیفه فرهنگی و قرآنی که دارم از همه دلسوزان در عرصه قرآن کشور و استان لرستان تقاصا دارم نسبت به این موضوع دلسوزانه پیگیر باشند و مانع انحلال این دانشکده معنوی و پایه در امر فرهنگسازی قرآنی شوند.

    جهانبخش فرجی


    فی الآیة الکریمة ” «…فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ…»(نساء/۹۰)”، القرآن لایسمح حتی بمحاربة المنافقین الذین لایریدون الحرب والفتنة وهنا یتسائل المسلم، کیف یسمح القرآن للمسلم بمحاربة المسلم؟

    وهناک دعوة الی الفکر الوهابی المخالف للقرآن الکریم ویتورط فیه البعض وهو فکر یجیز الإنتحار ویکفر المسلمین أو اتباع سائر الدیانات ویفرق شمل المسلمین وبأهدافه السیاسیة التابع فیها الی سیاسات الإستکبار العالمی الذی یدعمه فی المال والسلاح یسعی الی تدمیر المسلمین.
    وللأسف تستخدم مفردة “الإرهاب” بمعنی القتل فی اللغة العربیة وهذا ما جعل البعض یقول ان القرآن الکریم فیه إشارات علی الإرهاب فی حین ان القرآن الکریم استخدم هذه المفردة مرة واحدة فی الآیة ۶۰ من سورة الأنفال.
    والآیة الکریمة هی “وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ”  ومن الواضح ان الإرهاب هنا لا یعنی الا تخویف العدو.
    ویؤکد القرآن الکریم فی الآیتین ۷ و ۸ من سورة “الممتحنة” المبارکة علی ان الإسلام یسعی الی المودة والصداقة بین المسلمین والکفار وهدایتهم ولا یسعی الی العداء معهم ویحث المسلمین علی التعامل الحسن مع الکفار الذین لم یعتدوا علی المسلمین ولم یبرزوا العداء ضدهم.
    وهنا علی الفکر الوهابی ان یجیب علی ان هل الفرقة فی صفوف المسلمین وبدء الحرب والإرهاب والإنتحار یتفق مع تعالیم الدین الحنیف أو انه من أعمال الشیطان؟ وهل سفک دماء المسلمین وتکفیرهم یتفق مع النص القرآنی؟
    ان الآیة “وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ”(البقرة/۱۹۰) تبین هدف الحرب فی الدین الإسلامی ومن هنا یمکن القول ان الحرب عندما یکون فی سبیل الله فحین ذاک لم یبقی مجال للإنتقام والسلطة والتوسع والحرب من أجل الغنائم وإحتلال البلدان.
    وان الحرب فی سبیل الله لا یعنی الا الدفاع عن الحق واجتثاث الظلم والفساد وبسط العدل وبالتالی فإن الهدف من الحرب وکیفیة الحرب ونوع السلاح المستخدم والتعامل مع الأسری کلها یجب ان تکون بما یرضی الله وفی سبیله.
    وقول “فی سبیل الله” یعنی ان الحرب یجب ان لا تکون فیها خیانة وان لا یتم شنها علی الأطفال والنساء ویجب ان لا یکون ان إعتداء علی أی أحد ویجب ان تکون المعرکة وفق المعاییر الأخلاقیة وان یتم التعامل بلطف مع الأسری والشیوخ والمزارع والأموال.
    وأشار الی الآیتین “عَسَى اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدیرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ * لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ” (الممتحنة، ۷ و ۸) قائلاً ان مقولة “فی سبیل الله” تتجسد فی نیة المجاهد وبالتالی عندما یترک العدو الحرب وساحة المعرکة علی المسلم ان یوافق علی إنهاء المعرکة وان یرضی بالسلام.
    والیوم نری بأم أعیننا ان اتباع الفکر الوهابی الضال لم یلتزموا بأی من هذه القواعد الإسلامیة ویتعاملون بقساوة ویرتکبون جرائم لم یرتکبها أشقی الناس کما ان هنالک من یرید الزج بنار الفتنة فی صفوف المسلمین.
    ونحن فی الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة لانرید الا الوحدة ونتبع فی ذلک سیرة مؤسس الجمهوریة الإسلامیة فی ایران سماحة الإمام الخمینی (ره) وقائد الثورة الإسلامیة سماحة الإمام الخامنئی حیث یسعیان فی فکرهما الی نشر الوحدة بین المسلمین بغض النظر عن إنتماءاتهم المذهبیة.
    وهنالک عدة فتاوی لسماحة الإمام الخامنئی تمنع التفرقة بین المسلمین والسعی الیها کما تحرم النیل من رموز إخواننا السنة فضلاً عن اتهام زوجة النبی (ص) بما یخل بشرفها ویحرم هذا الأمر علی نساء الأنبیاء (ص) وخاصة سیدهم الرسول الأعظم(ص).
    بقلم الناشط القرآنی الایرانی جهانبخش فرجی

    بنام خدا

    تفکر ضد قرآنی وهابیت برای مسلمانان تبلیغ می‌شود و برخی را در دام خود گرفتار می­‌کند؛ تفکری که به راحتی حکم به عملیات انتحاری کور می­‌دهد، بدون دلیل دیگر مسلمانان با مذاهب مختلف را کافر می‌شمارد و در صفوف مسلمانان بذر نفاق می­‌پراکند و با اغراض سیاسی وابسته به استکبار جهانی و حمایت مالی و نظامی دولت‌های جابر و حکومت‌های سرسپرده آنها، در جهت نابودی مسلمانان تلاش می‌­کند.

    متأسفانه در زبان عرب به اشتباه،  لفظ «ارهاب» را برای ترور در نظر گرفته‌اند و شاید همین اشتباه برای بعضی افراد دلیلی باشد بر اینکه در قرآن به ارهاب و ترور اشاره شده است. تنها آیه­‌ای که واژه «ارهاب» در آن به کار رفته است، آیه ۶۰ سوره انفال است که به راحتی می‌توان درک کرد که واژه «ترهبون» در این آیه یعنی ترساندن دشمنان خدا و مسلمانان، با مجهز شدن به تجهیزات جنگی و آمادگی رزمی.

    «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ و در برابر آنها، آنچه توانستید از نیروی (انسانی، سلاح­های روز و هزینه نبرد) و اسبان بسته و آماده شده (وسایط نقلیه و ارتباطی مناسب) آماده سازید که بدین وسیله دشمن خدا و دشمن خود و دشمنان دیگری را غیر آنها که شما آنها را نمی­شناسید، خداوند آنها را می­شناسد، بترسانید. و هر چیزی که در راه خدا انفاق کنید ( در روز جزا ) به طور کامل به شما داده خواهد شد و بر شما هرگز ستم نمی رود (از حقتان کاسته نمی شود)»(انفال/۶۰).

    در واقع در فرهنگ قرآنی، ارهاب به معنای ناامید ساختن دشمن از حمله و جنگ علیه مسلمانان است. ارهاب در فرهنگ قرآنی یعنی آمادگی دفاعی خود را به رخ دشمنان کشاندن تا با داشتن تجهیزات بروز و افراد آماده برای دفاع ، در صفوف دشمنان ایجاد ترس کند  و در نتیجه  به خود جرئت حمله به مسلمانان را ندهند. با توجه به مقدمه فوق با مراجعه به آیات الهی انشاءالله اثبات می‌شود که ترور از هر نوع آن، از نظر اسلام مردود است.

    نظر قرآن درباره کشتن انسان­‌های بی­گناه و ترور

    در آیات ۲۷ تا ۳۲ سوره مبارکه مائده، به داستان قتل یا ترور هابیل توسط برادرش قابیل اشاره شده است. این قتل از این نظر یک ترور است که هابیل در مقابل برادرش مقاومتی نمی­‌کند و اظهار می­‌کند که من از خدا می‌­ترسم و لذا اقدامی در جهت کشتن تو انجام نمی‌دهم.

    در این آیات اقدام قابیل (ترور ناجوان‌مردانه  برادر) یک ظلم معرفی شده و جزای آن دوزخ است. در آیه ۳۲ این سوره می‌خوانیم: «…أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً…؛ هر کس یک انسان را بکشد بدون این­که او کسی را کشته باشد و یا فسادی در زمین کرده باشد مثل این است که همه مردم را کشته  است» (مبارکه/۳۲).

    همان­‌گونه که از این آیه مشخص است، قرآن به طور صریح و بدون ابهام، قتل یک انسان بی­‌گناه (چه ترور و چه به ناحق) صرف نظر از دین و آیین وی را به مثابه کشتن همه انسان‌های خلقت مطرح می‌کند.

    بر اساس آیه ۴۹ سوره نمل «قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ؛ گروه­‌های فاسد گفتند با یکدیگر سوگند بخورید که حتماً به صالح و کسانش شبیخون می‌زنیم، سپس به ولیّ او خواهیم گفت: ما در محل قتل و ترور خانواده او (و بالطبع خود او)  حاضر نبودیم و ما قطعاً راست می­‌گوییم.

    از این آیه و آیات دیگر این سوره به­‌راحتی می­‌توان دریافت کرد که شبیخون زدن، همان ترورکردن حضرت صالح در شب هنگام است و از نظر قرآن، ترور همراه مکر و نقشه­‌های پلید و شیطانی­ست وبه­‌طور معمول با غافل‌گیری همراه است.

    نهی مکر، ترور و شبیخون در قرآن

    در آیه ۳۰ سوره انفال «وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ؛ (به یاد آر) زمانی که کافران درباره تو مکر و نیرنگ می­کردند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند و یا (از شهر) بیرون کنند، و آنها همواره نیرنگ می­کردند و خدا هم با نیرنگشان مقابله می­نمود و خدا بهترین مقابله کنندگان با نیرنگ است»، چنان که در تفاسیر آمده، داستان نقشه ترور پیامبر اکرم(ص) از سوی برخی از کافران و منافقان است. این عمل باز هم با مکر شیطانی کفار همراه است و خداوند در هیچ جای از قرآن نفرموده­اند که مکر را به شما مسلمانان یاد دادیم تا شما هم با آنها مقابله کنید بلکه خداوند در مقابل مکر پلید کفار، خود وارد عمل شده و مکر آنها را خنثی می­‌فرمایند.

    از همین نکته­ بسیار روشن و ظریف می­‌توان پی برد که خداوند مکر را در هر شکل و نوع خود نهی نموده و درنتیجه ترور و شبیخون زدن هم مورد پذیرش قرآن و خداوند نیست.

    ترجیح اصلاح‌طلبی بر قتل در داستان قرآنی کشته شدن قبطی به دست موسی(ع)

    در سوره قصص در داستان حضرت موسی(ع)، ملاحظه می­‌کنیم که  خداوند در آیه ۱۵ قتل شخصی فرعونی توسط حضرت موسی را کار شیطان معرفی می­‌نماید. و از سیاق آیات  ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ این سوره متوجه می­‌شویم که خداوند کشتن یک شخص قبطی در یک نزاع توسط حضرت موسی را، ظلم به نفس، گمراهی، زورگویی و سرکشی و مخالف اصلاح گری معرفی می­‌کند. به­‌طور خلاصه می­‌توان نتیجه گرفت که خداوند اصلاح طلبی را بر دشمنی و کشتن ترجیح می­‌دهد.

    حال این سؤال را باید از فرقه ضالّه وهابیت پرسید که آیا انفجار انتحاری و کشتن صدها زن و مرد و کودک بی­گناه توجیه قرآنی دارد؟ آیا ایشان در حال اصلاح در میان مردم هستند؟!! آیا در آخرت برای این همه ظلم و جنایاتشان از ایشان سؤال نخواهد شد که «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ؛ به کدامین گناه کشته شده است؟»(تکویر/۹).

     اسلام؛ دین صلح و دفاع

    طبق آیه شریفه «…فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً»(نساء /۹۰) که مفهوم آیه و آیات قبل و بعد آن مربوط به منافقین است، خطر منافقین بیش از کفار است.  در این قسمت از آیه خداوند می­فرمایند: «پس اگر آنها (منافقین) بر علیه شما کاری نکردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، دیگر خداوند به شما اجازه تعرض به آنان را نمی­دهد».

    جایی­‌که قرآن اجازه جنگ علیه خطرناک‌­ترین دشمن اسلام یعنی منافقین (منافقینی که فعلاً قصد جنگ و فتنه ندارند) را نمی­‌دهد، چگونه ممکن است، به جنگ با دیگر مسلمانان، همسایگان و دیگر کشورها دستور دهد. از این آیه و البته آیات بسیار دیگر می­‌توان استدلال نمود که اسلام دین هوشیاری، دفاع و صلح است.

    در آیه ۹۲ همین سوره مشاهده می­‌کنیم که در پیشگاه خداوند «خون و نفس انسان» اهمیت فوق­‌ا‌لعاده­ای دارد و به هیچ مؤمنی اجازه کشتن مؤمن دیگر و حتی کافر هم پیمان را نمی­‌دهد. همچنین طبق آیه ۹۳ همین سوره، «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً؛ و هر کس عمداً مؤمنی را بکشد کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم می­گیرد و لعنتش می­کند و عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است».

    در آیه ۳۹ سوره مبارکه حج نیز آمده است: «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ؛ به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت جهاد داده شده، زیرا مورد ظلم قرار گرفته­‌اند و البته خدا بر یاری آنان سخت تواناست». این آیه به صراحت نشان می­‌دهد که زمان جهاد و دفاع از دیدگاه قرآن و اسلام زمانی­ست که دشمن ظالم، شروع‌کننده جنگ است.

    تأکید قرآن بر رفتار عادلانه با کفار

    در آیات ۷ و ۸ سوره مبارکه ممتحنه نیز قرآن مجددا بر این نکته تأکید دارد که اسلام به‌­دنبال مودت و دوستی با کفار و هدایت ایشان است نه دشمنی با آنها. به مسلمین دستور اکید می­‌دهد که به کفاری که با شما نجنگیده‌­اند، با نیکی رفتار نموده و با ایشان عدالت ورزید.

    با این آیات متقن قرآنی، فرقه وهابیت باید پاسخ دهد که آیا تفرقه در صفوف مسلمین و شروع جنگ و انجام ترور و انتحار در میان آنها در جهت خلاف مفاهیم قرآن و در جهت شیاطین جن و انس نیست؟ آیا پیروان مذاهب اسلامی را کافر دانستن و ریختن خون آنها را مباح  دانستن منطبق بر آیات قرآن است؟

    انتقام‌جویی، جاه‌طلبی و کشورگشایی در تضاد با نیت اسلامی «فی سبیل‌الله»

    طبق آیه ۱۹۰ سوره بقره، «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ؛ و در راه خدا با کسانی که با شما می­جنگند، بجنگید ولی از اندازه در نگذرید زیرا خدا تجاوزکاران را دوست نمی­‌دارد» مشاهده می­‌کنیم که «فی سبیل الله» هدف اصلی جنگ در اسلام را تبیین می­‌نماید. وقتی جنگ برای خدا و در طریق ایشان باشد، در نتیجه؛  انتقام­‌جویی، جاه­‌طلبی، کشورگشایی یا به‌دست آوردن غنائم و اشغال سرزمین­های دیگران، مجاز نیست.

    در راه خدا جنگیدن طبق آیات قرآن  یعنی دفاع از حق، ریشه‌کن ساختن ظلم و فساد و بسط عدالت و لذا این هدف الهی در تمام ابعاد جنگ اثر می­گذارد و کمیت و کیفیت جنگ، نوع سلاح، چگونگی رفتار با اسرا را به رنگ «در راه خدا» درمی­آورد.

    «فی سبیل الله» یعنی این­که نباید در جنگیدن پیشدستی کرد. غیر نظامیان (مخصوصاً کودکان و زنان) نباید مورد تهاجم واقع شوند و نباید هیچ تجاوزی در جهاد در راه خدا باشد و کاملاً باید متکی بر اصول اخلاقی بوده و نباید به ناتوان­ها، اسرا، مزارع و باغ­ها و دام­ها و … تعدّی و تجاوز شود.

    مولفه «فی سبیل الله» در نیت جهادگر، یعنی هر جا طرف مقابل دست از جنگ برداشت، طرف اسلام بپذیرد و از صلح استقبال کند: «عَسَى اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدیرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ * لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ؛ امید آن­که خداوند میان شما و میان کسانی (از کفار مکه) که با آنها دشمنی داشتید، دوستی قرار دهد، و خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است * خدا شما را از کسانی ( از کفار ) که با شما درباره دین نجنگیده و شما را از خانه­‌هایتان بیرون نکرده­‌اند منع نمی­‌کند که به آنها نیکی کنید و با قسط و عدل رفتار نمایید، زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد»(ممتحنه/ ۷- ۸).

    با توجه به مفاهیم دو آیه فوق، در کدام مکتب می­‌شود چنین رأفت، مهربانی، گذشت، نیکی و عدالت‌ورزی را مشاهده نمود؟ مسلمانان در فتح مکه از گناه کفاری که سال­‌ها آنها را مورد اذیت و آزار قرار داده و خون­‌های زیادی از مؤمنین را ریخته بودند، در حالی­‌که قدرت تلافی داشتند، گذشت کردند و حتی شقی­‌ترین آنها را بخشیدند. مسلمانان بعد از فتح مکه، حتی به کفار صلح طلب تحت حکومت­شان، نیکی نموده و با آنها با عدالت رفتار نمودند.

    البته مواردی هم که در بعضی آیات  سخن از سختگیری­های میدان دفاع و جهاد شده است، به‌­دلیل این بوده که  مسلمانان  از همان روزهای آغازین دعوت به اسلام،  مورد تهاجم و جنگ­‌های تحمیلی بسیاری از طرف دشمنان اسلام بودند.

    امروز مشاهده می­‌کنیم که تفکر قسی­‌القلب وهابیت هیچ­‌کدام از این اصول الهی و قرآنی را رعایت ننموده و در خشونت کامل، دست به جنایاتی می­‌زنند که شقی­‌ترین افراد عالم هم، این­‌گونه عمل نکرده‌اند.

    در مقابل هم هستند کسانی که آتش اختلافات بین صفوف مسلمین را شعله‌­ور می­‌سازند. ما به­‌عنوان پیروان قرآن و اسلام ناب محمدی در کشور انقلابی و قرآنی ایران، تنها به وحدت  فکر می­‌کنیم و در این مسیر، پیرو سیره عملی امام خمینی (ره) و رهبری فرزانه و قرآن‌شناسمان، امام خامنه‌­ای هستیم که خطوط اصلی تفکرات­شان، صرف­‌نظر از وجود مذاهب مختلف رسمی در اسلام، ایجاد وحدت در صفوف همه مسلمانان جهان است.

    در این راستا، اشاره به بعضی از فتواهای مهم آیت‌الله‌العظمی خامنه­‌ای خالی از لطف نیست:

    • هر عملى که وسیله سوء استفاده دشمنان اسلام یا موجب تفرقه بین مسلمین شود، حرام و ممنوع است.
    • «یحرم النَّیل من رُموز إخواننا السنة فضلاً عن اتهام زوجه النبی بما یخل بشرفها بل هذا الأمر ممتنع على نساء الأنبیاء وخصوصاً سیدهم الرسول الأعظم؛ اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم می‌شود».
    • ما اعتقاد به بمب اتم نداریم، به سلاح اتمى نداریم؛ دنبالش هم نخواهیم رفت. برطبق مبانى اعتقادى ما، مبانى دینى ما، به کار بردن این­گونه وسائل کشتار جمعى اصلاً ممنوع است، حرام است.
    • به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم.

    جهانبخش فرجی، قاری بین‌المللی و مدرس قرائت قرآن

    http://iqna.ir/fa/News/1350625


    بنام خدا

    گوش دادن به موسیقیهای دارای وسایل جاز و دارای سازها و صداهای خشن و کوبنده آنهم بصورت شنیدن مداوم ترکهای فراوان، ضربات غیر قابل جبرانی بر روان فرزندان ما داشته و متاسفانه همه ما از آن غافلیم. امروزه این موسیقیها در باندهای وسائل نقلیه شخصی و یا با هدفون در هنگام رفتن از محلی به محل دیگر و  یا هنگام بازیهای کامپیوتری، با صدای بلند استفاده میشود.

    در حال حاضر شنیدن موسیقی های تند و بی محتوا در همه شئون زندگی ما رواج داشته و ما بدون در نظر گرفتن صدمه های غیر قابل جبران آنها ، براحتی از کنارشان عبور میکنیم. موسیقی های تند و پر از کوبه و صداهای حجیم و شدید نه تنها تاثیر مستقیم بر روان ما دارند بلکه باعث میشوند که براحتی  تصمیم گیریهای پرخطر را انتخاب کنیم. اغلب افرادی که از قرصهای روانگردان استفاده کرده اند تاثیر این قرصها را بدون موسیقی تند تقریبا نزدیک به صفر میدانند!!

    امروزه محیطهای ورزشی و حتی سبکهای ورزشی، فکر میکنند که  ورزشکاران بدون شنیدن این نوع موسیقی، انگیزه ای برای ورزش ندارند، در حالیکه این نوع موسیقی ها ممکن است در ابتدا ایجاد هیجان داشته و باعث تمرین بیشتر شود اما در بلند مدت ضربات تخریبی جبران ناپذیری بر اعصاب و در نتیجه بر جسم خواهند داشت.

    حتی متاسفانه ما در مداحیها این انحراف را مشاهده میکنیم که با آکورد گرفتن نام مقدس امام حسین با صداهای خشن و زشت و به هیجان درآوردن جمعیت عملاً آنها را در معرض آلودگی صوتی قرار داده و دچار فشارهای عصبی میکنند. گاهی اوقات وقتی صحنه این نوع نوحه ها را میبینیم، صحنه کنسرتهای شلوغ و با شدت صوتی غربی در ذهن ما ایجاد میشود با همان نغمه ها و همان ریتم و آکورد!!

    بهرحال همه متخصصین علم صدا و روانشناسان و متخصصین اعصاب و روان بر عقیده حقیر هستند و معتقدند انسانهایی که در معرض این موسیقی ها که آلودگی صوتیشان از تمامی آلودگیهای صوتی اطرافمان بیشتر است ، قرار دارند،  به انواع مشکلات روحی و روانی و درنتیجه جسمانی مبتلا میشوند. بعضی از این اشکالات عبارتند از:

    ۱- بروز اختلال در سیستم عصبی  و علایم آن بروز اختلال خواب با تنش های عصبی است.

    ۲- پایین آوردن سطح آستانه تحمل افراد و درنتیجه تأثیر بسزایی در کاهش ویژگی های مثبت آنها.

    ۳- کم شدن بخشندگی(کینه توز شدن)، (خسیس شدن)، زود رنج شدن و خستگی روحی از تأثیرات این آلودگی صوتی بر روی افراد است.

    ۴- ایجاد مشکلات در خواب  و مشکل در خواب در نهایت باعث اختلال در سیستم روانی میشود. اختلال در خواب، تنش در فرد ایجاد می کند که گاهی در مواقعی با کوچکترین صدا، تحریک و عصبانی می شوند.

     

    با احترام جهانبخش فرجی


    پایگاه قرآنی الحان سلوک

    جستجو
    تصویر استاد
    images
    مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
    images
    فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
    بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
    اخبار و مطالب روزانه
    آمار سایت
    • کاربران حاضر: 1
    • بازدید امروز: 139
    • بازدید دیروز: 709
    • کل بازدیدها: 945669
    • ورودی موتورهای جستجوگر: 1
    • تاریخ به‌روزشدن سایت: آبان ۷, ۱۳۹۶ ۱۲:۴۸ ب.ظ
    آرشیو ماهیانه