امام خامنه ای: بهترین مسئول، آن کسى است که درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگرى خودش نباشد


نمایـــــــه های پایگـــــــاه
چهر ه های قرآنی
سخنی از بهشت
اوقات شرعی
اوقات شرعی
چهره قرآنی
چهره قرآنی
سایت های مرتبط
فروشگاه های قرآنی اینترنتی

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

بنام خدا

 

دلم در هوای طرفة العین تو  می سوخت سالها ،  ای شمع محفل عشق

منت خدای را، غرق شدن در تبسّم دریاییت، وی راهبر کشتی عشق

شوقت به الحان بلبلان ذکر ، به وصف ناید، ای لطیف خیال لحن

شوق وصال تو در محفل عرشیان ، آرزوی همه، ای نوای باده ی عشق

دل میبرد از عارفان، آن جمال حسینی و آن صبر و وفای تو

جان جهان مست شد از آن نگاه جاذبت، ای جام جهان نمای عشق

جهانبخش فرجی

رمضان سال ۱۳۹۱


 

 

بنام خدا

معادله ۴۰ = ۱۳  فرهنگ قرآنی،  الگویی برای تمامی جوامع

مقدمه:

یکی از مهمترین دغدغه ها در جوامع بشری روابط صحیح انسانها و اجرای عدالت در امور اجتماعی بوده و تا کنون فلسفه ها، نگرشها و تزهای بسیاری از جامعه شناسان، فلاسفه، اقتصاددانان و روانشناسان مشهور در این عرصه شکل گرفته و بعضی از آنها در جهت فوق به موفقیتهای اندکی دست یافته اند اما متأسفانه نه تنها وضعیت اجتماعی بشر بهبود نیافته بلکه هر روز بر معادلات لاینحل اجتماعی انسان افزوده شده است.

خیلی از جوامع دوای درد بشر را در رفاه مادی معرفی نموده و خیلی ها بر قانون تنازع بقا در جامعه انسانی تأکید داشته و انسان را تنها ، حیوانی ناطق دانسته که در اثر جهش ژنتیکی به یکباره از میمون به انسان تبدیل شده است. در این فرضیه ها انسان باید برای زندگی بهتر بجنگد و با کشتن انسانهای دیگر و غارت اموال آنها به ثروت و قدرت کامل برسد!!.

در بررسی زندگی و مناسبات امروز جهان بوضوح این فلسفه ها و نگرشهای صرفاً مادی و حیوانی را میتوان با تمام وجود درک نمود.

جنگ، تبعیض، فساد و فاصله طبقاتی فراوان بین انسانها مؤید این نگرش غلط در طول تاریخ است.

قرآن در رابطه با سیر روبه جلوی زندگی انسان میفرمایند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ( ۱ ) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ( ۲ ) إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ( ۳ )

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

به عصر سوگند، ( ۱ ) که انسانها همه در زیانند، ( ۲ ) مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده اند! ( ۳ )

قرآن بدرستی این روند خسران و ازبین رفتن معیارهای انسانی را پیش بینی فرموده و تنها راه مقابله با آن را عمل صالح و دعوت به حق (قرآن) معرفی فرموده اند.

تنها راه رسیدن به مفاهیم قرآن و اعمال آنها در جامعه بشری حفظ و تلاوت قرآن است که در باره این موضوع در یادداشتها و مقالات گذشته بطور مبسوطی به آن اشاره نموده ام.

اما برای اهمیت موضوع اشاره ای به بیانات امام خامنه ای در رمضان ۱۳۹۰ دارم که فرمودند:

” یکى از چیزهائى که میتواند تدبر در قرآن را به ما ارزانى بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند – حالا یک میلیون که عدد کمى است نسبت به این جمعیتى که ما داریم – اما حالا چون دوستان الحمدللَّه یک مقدماتى فراهم کرده‌اند، کارهائى را مشغول شده‌اند و دارند برنامه‌هائى را فراهم میکنند براى اینکه ان‌شاءاللَّه حفظ راه بیفتد، ما هم امیدمان بیشتر شده و به جاى یک میلیون، میگوئیم ان‌شاءاللَّه ما باید ده میلیون نفر حافظ قرآن داشته باشیم.”

این بیان حکیمانه همان گمشده ملت ایران و دیگر جوامع بشریست که با نگرشی مادی در سراشیبی انحطاط  قدم برداشته و رشد فن آوری صرف را ملاک رشد اجتماعی انسان میپندارند.

براستی چه حکمتی در حفظ قرآن نهفته است که میتوان با آن تحولی معجزه آسا مثل خود قرآن در زندگی انسان ایجاد نمود.

 بخش نخست : اساس معادله  ۴۰= ۱۳

بنده با الهام از سن مبارک شهید همیشه جاودان حضرت قاسم ابن الحسن (ع) این معادله بظاهر نابرابر را ارائه نموده ام. این نوجوان سراپا شور و درک و حکمت ،  در واقعه عاشورای حسینی سیزده ساله بودند و در مکتب قرآن و اهل بیت به بلوغی رسیده اند که انگار در مقابلمان مردی جاافتاده در سن چهل سالگی میبینیم!!

نوجوانی که با دیگر ستارگان آسمان واقعه عاشورا برابری میکند. نوجوانی که در این سن کم به روایتی متأهل است!! و این مسئولیت پذیری مهم را در خود دیده است.

او که مسئولیت دفاع از حق را در شرائط فتنه و در مظلومیت کامل حق، تا پای جان پذیرفته، در مواجهه با مسئولیت زندگی مشترک هم مطمئناً  موفق بوده است.

دراین ارتباط میتوان به صحبتهای این نوجوان با عمویش امام حسین (ع) رجوع نموده تا از عمق ادراک او از خلقت، حق، صبر و عمل صالح آگاه شد.

بخش دوم: حافظان کودک و نوجوان شیعه این الگوهای عصر

دکتر سید محمد حسین طباطبایی در کودکی، حافظ قرآنیست که اینجانب میخواهم به عنوان کودک الگو در مکتب قرآن و تشیع خدمتتان معرفی نمایم. البته همه هموطنان عزیز این نابغه را میشناسند و لزومی به تشریح ابعاد علمی و حکمتی ایشان نیست.

اما ایشان یکی از اشخاصی است که یک شبه ره چهل ساله را پیموده و در سن ۳ تا ۴ سالگی حافظ کل قرآن و الگویی کامل برای جامعه جهانی شدند.

مصاحبه ها، گفتگوهای قرآنی و خدمات فراوان ایشان در جذب اشخاص مختلف در مکاتب و مذاهب مختلف در سایتها و یادداشتهای زیادی در دسترس است اما اینجانب در این مقاله تنها بنا دارم به بعد بلوغ فکری و اجتماعی ایشان توجه نماییم.

مانند این عزیز، کودکان و نوجوانانی در عرصه حفظ قرآن پدید آمده اند که هر کدام خود انسانهایی کامل هستند.

اسامی این عزیزان در سایتهای مختلف وجود دارند. نام این عزیزان اغلب با القابی همچون دکتر، کارشناس ارشد و نابغه  درمراجع و رسانه های مختلف برده شده و در معرفی ایشان اکثراً، ابعاد استعدادی و هوش سرشار این عزیزان مورد نظر بوده است.

اما نگاه اینجانب متفاوت بوده و سعی دارم شخصیت اجتماعی این عزیزان و نقش قرآن در تکامل و بلوغ اجتماعی آنها را تبیین نمایم.

دراین ارتباط همه صاحبان اندیشه بر سر یک مشخصه دربرخورد و مواجهه با این عزیزان متفق القول هستند؛

” وقتی با این دختر یا پسر حافظ قرآن روبرو شدم احساس کردم در مقابل یک انسان سی چهل ساله هستم آنهم نه در حد یک انسان محدود به یک رشته تخصصی بلکه این کودکان پاک را در همه ابعاد مطلع و آگاه دیدم.”

آیا میتوان براحتی از کنار این موضوع گذشت؟!!  و ما با مصاحبه و لبخندی از سر تعجب، این تأثیر مهم قرآن را نادیده بگیریم.

آیا میشود از این پتانسیل الهی در جامعه قرآنی، براحتی گذشت؟

آیا این شاهدهای الهی، دلیلی بر جدی گرفتن اعجاز قرآن و رجوع به قرآن برای انسان سازی نیست؟

بخش پایانی: معادله دنیای امروز در باره کودک، نوجوان و جوان

امروزه در عصر ارتباطات و ماشین به علوم سطحی و فیزیکی نوجوان توجه زیادی شده و انواع کلاسهای مختلف آموزشی برایش طراحی شده است.

در این فضای بظاهر کودک سالاری! ، ورود به مسائل جدی زندگی برای نوجوان مفهوم نداشته و وظیفه نوجوان تنها رشد در علوم فیزیکیست. در این باور، گناه جنسی نوجوانان، خودنمایی های افراطی، پرخاشگری، بی دینی، بچگی کردن و …. همه طبیعی و عادیست.

سن بلوغ اجتماعی در حال بالا رفتن بوده و فلسفه های مادی صرف و حس تنها زندگی کردن، تنها بودن ، فقط خود و منافع خود را دیدن، به هر ترفندی پول دار شدن، به هیچکس اعتماد نداشتن  و … گریبان گیر جامعه متجدد امروزیست.

این در حالیست که تمامی متخصصین اعلام نموده اند که حفظ قرآن علاوه بر تثبیت هوش منطقی و حافظه ای ، باعث ارتقاء هوش هیجانی، عاطفی و میان فردی حافظین قرآن شده است. یعنی حفاظ  نوجوان در کسب علوم فیزیکی و مهارت های اجتماعی هم،  موفق تر از هم سن وسالهای خود هستند.

بیاییم به این نسخه شفابخش و نجات دهنده و سازنده بیشتر عمل کنیم و حضور قرآن در زندگی مان را جدیتر و مهمتر از هر چیز دیگری پیگیری کنیم.

براستی اگر همه نوجوانان دنیا حافظ قرآن بودند*؛

آیا به برخوردهای فیزیکی در تربیت جوامع نیازی بود؟

آیا منکر در جامعه بشری وجود داشت؟

آیا جنگ و لشگرکشی در دنیا وجود داشت؟

آیا این همه فرقه ها و باندهای شیطانی در میان نوجوان و جوان شکل می گرفت؟

آیا این همه مشکلات اقتصادی، روانی و اجتماعی در دنیا بود؟

آیا مدیران بی کفایت و دنیا محور در رأس کارها بودند؟

آیا ازهم گسیختگی اصلی ترین کانون زندگی یعنی خانواده وجود داشت؟

آیا سن تکلیف اسلام زیر سؤال میرفت؟

سؤالات زیادی ازاین قبیل وجود دارند که جواب همه آنها به استناد کلام خدا *، یک جمله کوتاه است؛

” نه ، به فضل الهی هیچکدام از این معضلات در جامعه انسانی نبود!! “

والسلام جهانبخش فرجی

نیمه شعبان سال ۱۳۹۱

* ان هذالقرآن یهدی للتی هی اقوم و … ( سوره اسراء آیه ۹)


 

بنام خدا

هنر تلاوت، هنری در مسیر آموزشی استاد- شاگردی

مقدمه:

همانگونه که مستحضرید هنر تلاوت قرآن هنریست معنوی و شرقی که طالب آن  برای استاد شدن در این فن، به مهارتهای بسیار زیادی نیازمند است.

قبلاً در مصاحبه هایی عرض کردم که این هنر ، هنریست خاص و وابسته به اعجاز ظاهری قرآن، برای تبلیغ وحی الهی و جذب مستمع و مقدمه ای واجب برای تدبر در قرآن و در نتیجه کسب خیر دنیا و آخرت.

در این راستا حضرت امام خامنه ای، رهبر فرزانه انقلاب میفرمایند: تلاوت قرآن با صوت و الحان زیبا، باید به عنوان مقدمه ای ضروری برای خشوع دلها و ایجاد آمادگی برای درک و فهم معارف قرآنی، مورد توجه قرار گیرد.

هنر تلاوت، هنری آوازیست که جایگاهی شرقی داشته  و البته بدلیل تجوید خاص قرآن و تنفس ممتد در حین تلاوت، با دیگر آوازها در این مکتب، متفاوت است. استاد این فن  ضمن اجرای نغمه هایی در گامهای مشخص، با ریتم و مدگردانی آزاد در پی القای معانی قرآن به شنونده است. خشوع  و حزن عرفانی در این هنر از الزامات مقرء است.

حقیر در ارتباط با خشوع قاری و مستمع مقاله ای بنام خشوع در تلاوت در سایت ارائه نموده ام که توجه شما سروران محترم را به آن جلب مینمایم.

بسیاری از اساتید و محققان در زمینه هنر تلاوت به یک دوران طلایی در کشور مصر ( نیمه قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم) اشاره داشته اند که با ظهور اساتیدی غیر قابل تکرار، این هنر به اوج خود رسیده است.

این عزیزان درضمن اشاره ای به اساتیدی داشته اند که متاسفانه آثاری از آنها در دست نیست.

بنده یقین دارم که این اساتید که هم اکنون آثار ارزشمندشان بعنوان مرجعی بسیار غنی در اختیار شاگردان و مشتاقان این فن قرار دارد، از اساتیدی بسیار بزرگ  که قرآن را به جهت ثواب و القاء معانی به مستمع، تلاوت میکرده اند بهره برده و بدین نقطه رسیده اند.

به نظر حقیر در همین دوران شکوفایی هنر تلاوت در مصر،  خوانندگان و موسیقی دانان بزرگی هم در این کشور پدید آمدند که در فضای قرائت و مستمعین، تأثیرات هنری صرف ایجاد کرده اند. هرچند بسیاری از موسیقی دانها و خوانندگان بزرگ مصر هم از هنر تلاوتهای بزرگان این فن بهره برده اند.

بنابراین تأکید بنده که در مباحث و مصاحبه هایم عرض کرده ام این است که باید مراقب باشیم به سمت خواندن ردیف صرف و پرداختن به موسیقی صرف در قرآن نباشیم، بلکه سعی کنیم از اینگونه تلاوتها درس گرفته و مقامات و گوشه های بکارگرفته شده در تلاوتشان را در خدمت قرآن قرار دهیم و با درنظر داشتن اصل خشوع و حزن در تلاوت، بدنبال معنا محوری در تلاوتهایمان باشیم.

فصل نخست:

“هنر تلاوت قرآن، هنری معنوی، سینه به سینه  و استاد – شاگردی”

هنر تلاوت قرآن از یک نظام عرفانی، معنوی بنام نظام استاد – شاگردی  تبعیت میکند.

شاگردان این هنر، از دوران کودکی به جلسات و مکتب خانه های حفظ و قرائت پای گذاشته و مراحل تکاملی در این هنر معنوی را با کمک اساتید مختلف فرا میگیرند.

در این نظام  شاگردان باید در محضر قرآن زانو زده  و با گوش جان و رعایت ادب از استاد  بیاموزند.

در این نظام، استاد تنها یک معلم نیست بلکه یک راهنما و راهبر عاشق و سالک است که شاگرد را به خالق عشق نزدیک ساخته  و از انحرافات و وسوسه های شیاطین نجات میدهد.

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

در این سیستم استاد با عشقی الهی و اخلاقی قرآنی بدون هیچ چشمداشت مادی با صرف وقت نسبتاً طولانی و صبر زیاد، با دلسوزی و ایثاری کم نظیر،  به آموزش پرداخته  و تنها به وجه عاطفی- انسانی شاگرد توجه دارد نه به ثروت و مقام خانوادگی وی!!

درس معلم اربود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

دراین نظام، شاگرد بلافاصله پس از طی گذراندن مراحلی هرچند ابتدایی، خود استاد نوآموزان دیگرمیشود و این شجره طیبه روزبروز رشد نموده و پربارتر میشود و بطور مداوم به دادن میوه های معنوی به جامعه اسلامی ادامه میدهد.

سیستم استاد – شاگردی در تعلیم قرائت قرآن و علوم قرآنی تنها نظامیست که استاد، همه فنون حتی فوت کوزه گری یا همان آخرین فن پهلوانی را به شاگردش آموخته و بسیار دوست دارد که شاگردش در این علوم بالاتر از او شود. استاد تنها به فکر دادن زکوة علمش هست و آن را بطور کامل نشر میدهد. شاگرد هم پیوسته با ادب و احترام به استاد مینگرد و اگر احساس کند که مطلبی را بیشتر از استاد میداند با لطائف الحیل، بصورت اشاره و غیر مستقیم به او ارائه نموده و سپس بنام ایشان نشر میدهد.

حضرت علی (ع) حدیثی دارند که سردر این سیستم نصب شده است:

من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا

هرکس (بطور عام)  به من حتی یک حرف بیاموزد ، محققاً مرا بنده خویش ساخته است.

فصل پایانی:

“اصولی که در سیر تکاملی نظام استاد – شاگردی ، در مقوله قرآن نقش مهمی را ایفا میکنند”

اصل اول: استاد، استاد است اگرچه تنها الفبای زبان قرآن را بیاموزد.

خیلی از اوقات ما در بکارگیری واژه  “استاد”  دچار تردید شده و بکارگیری این لغت را یک امتیاز ویژه برای عده ای خاص میپنداریم.

درصورتیکه همانگونه که عرض شد،  استاد در این مکتب یعنی معلم عاشق !! و عاشقی مخلَص.

اصل دوم: لقب استاد در این سیستم، نسبی و دارای مراتب مختلف است اما مهم این است که این اصل، منافاتی با اصل اول ندارد.

اصل سوم: دراین سیستم استاد و شاگرد در هم حل می شوند و یکی می گردند و شاگرد خود تعلیم دهنده و استاد متعلم می شود.

اصل چهارم: آموختن و آموزش دیدن تا پایان عمر.

ز گهواره تا گور دانش بجوی

این شعر کلامی از حضرت رسول (ص) است که نشان از تداوم این سیستم تا پایان عمر دارد.

دراین سیستم غروری از جانب استاد وجود ندارد و سرتاسر وجود او خشوع و تواضع است. ایشان همیشه خود را متعلم  و شاگرد این صراط سراسر نور میداند. شاگرد هم بجهت رشد در یادگیری علوم و فنون این هنر،  تکبر نداشته  و هنگامی که به درجه بالایی میرسد مغرور نشده و باز به دنبال یادگیری و آموختن علوم بینهایت این رشته است و لذا در این سیستم  اساتید و قاریان قرآن  رقیب هم نبوده و رتبه علمیشان باعث اصطکاک آرا و مجادله نمیشود.

اصل پنجم:  شاگرد همواره در مقابل استاد، فروتن و مؤدب است  و به ازای دانش فراگرفته از استاد ، بسیار به وی وفادار است.

شاگرد هیچگاه استادهای مراحل اولیه اش را از یاد نبرده و خود را تا ابد بنده ایشان میداند. در این سیستم، شاگرد حق استادش را ناحق نکرده و در مراحل بالاتر و در محضر اساتید دیگر، استادان مراحل اولیه آموزشش را کوچک نمیپندارد.

اصل ششم: استاد و شاگرد در این سیستم بدنبال عمل هستند نه شعار و علم بی عمل. استاد همه عمرش را در تلاش است تا عامل به فرامین و احکام  قرآن باشد و حقانیت کلام خدا را به شاگردانش اثبات نماید.

اصل هفتم: استاد چون نشر علمش را ثوابی بزرگ میداند به دنبال ذخیره و حفظ و حمل معلوماتش نبوده  و در ازای آموزشش بدنبال تقدیر مالی یا معنوی شاگردانش نیست.

اصل هشتم: استاد بدنبال آگاه نمودن شاگردانش از حقایق خلقت است. او بدنبال انسان سازیست  و  درپی مریدپروری و محور شدن برای شاگردان نیست، استاد در این سیستم گاه مرادست و گاهی مرید و هرگز نام استاد او را سرمست و مغرور نمیسازد و تنها محور را در خلقت، خدای قرآن میداند.

بامید روزی که مسئولین قرآنی کشور بی طرفانه، شأن همه دود چراغ خورده ها، پیشکسوتان، معلمین و اساتید هنر تلاوت را آنچنان که لایق ایشان هست حفظ نموده و آنها را در این فرآیند مقدس یاری نمایند انشاالله.

والسلام جهانبخش فرجی

۱۳/۴/۱۳۹۱

———————————————————————

پاورقی : در علم واژه شناسی ، اینچنین بیان میشود که واژه استاد  از زبان پارسی در عربی به صورت استاذ  وارد شده است  و در  فارسی میانه به صورت   اَوستاد  (با سکون حرف واو) بوده و احتمالاً از ریشه ایستادن ( اِستادن) برگرفته شده باشد . استاد کسی است که می ایستد و به دانشجویان نشسته اش درس می دهد .


 

 

 

روزهای مبارک شعبان، ماه رسول خدا (ص) آمده اند با جهانی از

شادی و سرور.

 

روزهای تابناک ولادت اسوه های همیشه زنده تاریخ در راهند؛

حسین مالک قلبها، ابوالفضل نماد بصیرت و مقاومت،  علی اکبر

عصاره رسول خدا، سجاد هادی مسیراسلام ناب و مهدی، بقیه

الله.

 

خدایا به باب النجات، حسینت ، جانمان را با عشق حسین

و همانند او نزد خود بازگردان.

 

خدایا به ساقی بهشتت، صاحب فضل و باب الحوائج، وفا و بصیرت

به ولایت زمانمان را به ما ارزانی فرما.

 

خدایا به شبیه ترین جوان به پیامبرت، علی اکبر، جوانان ما را در این

عصر توطئه و هجوم نافرهنگی، تنها مگذار.

 

خدایا به سرسلسله اسلام حسینی، سجادت، ما را از قرآن و اهل

بیت جدا مفرما.

خدایا به مهدی فاطمه ات  این تنها سرزمینی که پرچم ولایت را با

سالها مجاهدت و ایثار و مقاومت، برافراشته نگه داشته، از گزند

دشمنانش محافظت بفرما.

امین یا رب العالمین

 

جهانبخش فرجی

۱/۴/۱۳۹۱


 

بنام خدا

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت                         به غمزه، مسئله آموز صد مدرِّس شد

 

در قلب کوههای سنگلاخی و خشک مکه و در غاری کوچک که مکانی بود برای تفکر در خلقت و یافتن پاسخ سؤالات جانی مشتاق سرچشمه عشق، قرار بود تا دین خدا کامل شود و رحمت واسعه او  بر جهانیان بتابد.

غار تاریک به یکباره سراسر نور شد و ندایی زیبا طنین انداز شد، ندایی که تنها قلب مبارک محمد(ص) توان شنیدن آن را داشت؛

اقرا باسم ربک الذی خلق

خالق یکتا  اسوه انسانیت را برگزید و بار امانت عرش و عرشیان را بدو سپرد.

و محمد که امی بود و مکتب نرفته، خواند و خواند تا هزارن استاد و مدرس از رسالتش، متولد شدند و تا انتهای جهان این رویش مبارک ادامه دارد.

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد                     دل رمیده ما را انیس و مونس شد

ستاره ای که میبخشد، خوش رفتار و خوش خوی است و برای مؤمنین، رحمت است.

ستاره ای که دین کامل بر قلب رفیعش نازل شد تا در دنیای بتها و ظلمها ، وحدانیت را و عدل و قسط را به انسانیت هدیه کند.

 

” خدا و ملائکه خدا بر محمد(ص) درود می فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید، سلام و درود بسیار براو بفرستید.”( احزاب آیه ۵۶)

اللهم صل علی محمد و آل محمد

عید نور علی نور بر همه مبارک

جهانبخش فرجی

۲۹/۳/۱۳۹۱



In the name of God

Flying

Under green mulberry leaves, silkworms were eating

They just were thinking of eating

A lonely little worm, in that all peal, staring, at the light which was shining

The romantic light from small hole

on its rooming was shining

It felt inside its heart, that  little hatch is same silver lining

It felt inside its heart, that little hatch is the way its flying

So, it started to pass from mob, without thinking of eating

to reach to top of last leaf to seeing the lighting

Under green mulberry leaves, silkworms were eating

The worms told it, whereas were eating

 “Remain with food, remain with us, don`t go to the mirage”

“You sure, you would be dead, if you departing”

A little worm but said, whereas it was sliming

 “it worth where your love is, put your living”

“I would give anything to see the lighting”

“and my aim is just flying inside the light to love meeting”

Finally it got to point that could feel warmly the lighting

it was thinking just of flying, whereas it wrapped in cocooning

it went into the cocoon to be butterfly as new created being

It believed in creator, who has granted the talent of flying

So, surely it will be happened if anyone has longing

So, surely it will have perfection during flapping

Since a little worm became very thin

so when it came out from cocoon, it started to flying

It was alone silkworm which was able to flying

Because it hadn`t listened so much to eating

!!And they saw, it will be gone. It would be immortal in lighting

Poem by Jahanbakhsh Faraji

31 May 2012


 

بنام خدا

دلم سالهاست که در زلال کلامت پاک میشود

با نام توست که هدایت و عشق معنا میشود

تو هادی سالکانی و شیعیان رهرو کمال تو

از صافی نام تو  هرجان تیره ناب میشود.

علم و ذات طهر تو در پهنه سار سرمد است

جاهل به ساحت تو بیرون ز حلقه راز میشود

آهت شکست قامت خلیفه ظلم، بعد از سه روز

ظالم به حق تو شک نیست رو سیاه میشود

هرکس به قدر درک خود از فیض تو بهره میبرد

اندیشه مثبت به رهروی ز تو پیدا میشود

در سعی حق و باطل، چراغ و رهنمای تویی

بیرون زحلقه وصل است آن که زتو جدا میشود

فضل و کرامتت دریغ ننمودی حتی به دشمنت

آنکس که نشناخت تو را،  تنها رها  میشود

جهانبخش فرجی

۷/۳/۱۳۹۱

 

 

 

 

 

 


بنام خدا

خشوع در تلاوت

 

مقدمه:

امام رضا (ع) فرمودند: محفل قرائت قرآن عالی ترین مجلس در دنیاست. در این مجلس خداوند میزبان و دربانان، رسول خدا(ص) و اولیاء الهی هستند. خوش به سعادت چنین جمعی!! 

حضرت علی علیه السّلام فرمودند: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای عزّوجلّ در آن بشود، برکتش بسیار شود و فرشتگان در آن بیایند و شیاطین از آن دور شوند و برای اهل آسمان می‌درخشند چنانچه ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده نشود، و ذکر خدای عزّوجلّ در آن نشود، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیاطین در آن جا حاضر گردند.

در ابتدا باید عرض کنم که برای پرداختن به مفهوم خشوع و لحاظ نمودن آن در تلاوت، که اولین بار از زبان رهبرفرزانه انقلاب شنیدم، بهترین مرجع، کلام وحی وروایات معصوم (ع) است.

لذا بنده سعی دارم تا در این مقاله با توجه به کلام وحی و معصوم (ع) ابعاد گوناگون خشوع در تلاوت را تشریح نمایم انشاالله.

قبل از ورود به بحث، اجازه میخواهم معنی واژه خشوع را بیان نمایم. خشوع به معنی تواضع و ذلت قلبی و باطنی است در مقابل عظمت یک بزرگ و وقتی این ذلت و تواضع قلبی که معمولاً با اشک ( یا حالت گریه داشتن) و سرافکندگی همراه است در اعضاء و جوارح خاشع هم نمایان شود همراه با سجده و در نهایت به خاک افتادن خواهد بود.

 

از دیدگاه حقیر، مقوله تلاوت و حفظ قرآن (نیز استماع آن) بخصوص در کشور عزیزمان ایران، یک نوع خشوع ذاتی و آگاهانه در مقابل پروردگار یکتا، خالق قرآن است. چرا که اولاً تالی یقین دارد که مقوله قرائت طبق روایات یک نوع انتخاب مبارک از طرف خالق قرآن است یعنی خداوند اراده فرموده اند که قاری یا حافظ با صدای زیبایش بجای ایشان، با مستمعین منتخب صحبت کند و این مقام شریف به هر کسی داده نمیشود. دوماً قاری یا حافظ  بدون غرور و با عشقی وصف ناپذیربه محافل قرآنی پای میگذارد و خاشعانه ساعتها پشت رحل قرآن مینشیند و غرق در مفاهیم قرآن، شب را به صبح میرساند. چه بسیار افرادی بوده و هستند که وسوسه های شیطان و غرورو تکبرشان اجازه ورود به محفل قرآن را تا پایان عمرشان نمیدهد. سوماً قاریان و حافظان قرآن با بضاعت و استعداد ممتاز هوشی و صدایی خود میتوانستند در زمینه های دنیایی هنر خواندن به مدارج بالایی دست یافته و به شهرت و ثروت بسیاری برسند اما بر سر پیمان خویش در مسیر تبلیغ و ترویج قرآن در جامعه مانده اند هرچند با بی مهری ها، تنگ نظری ها و محدودیتهای این عرصه ساخته اند. بارها شاهد بوده ایم ایشان را کوچک  و جلسات قرآنشان را بچه گانه خوانده و در اداره امور به حسابشان نیاورده اند، لیکن آنها با خدای قرآن معامله میکنند که مدیر و مدبر کل عالم است. ودر آخر باید عرض کنم که همین که اکثر قاریان و حافظان با عنایت خاص خداوند و معصوم (ع) در کنار استادی در هنر تلاوت، به مدارج علمی مطرحی در کشوررسیده و چهره های علمی شاخص و امین مردمند الحمدلله  نشان از عمل به فرامین قرآن و خشوع ایشان در مقابل کلام خداوند دارد.

پس با فرض اینکه خشوع در مقابل خالق، در تلاوت مستتر است، باید بررسی کرد که درجه خلوص این درک، عشق، تکریم، تواضع، ترس آمیخته با احترم، ادب، اطاعت، انقیاد و حقارت در مقابل خالق در تالی قرآن چقدر بوده و نمود این خشوع در ظاهر و باطن تالی قرآن چگونه باید باشد.

البته نباید فراموش کرد که با توجه به احادیث بسیار زیادی که تعدادی از آنها در ذیل آمده، قرآن باید حزین خوانده شود و با توجه به تعریف خشوع میتوان نتیجه گرفت که حزن، خود بخشی از خشوع بحساب می آید. ازطرفی میدانیم که  تمامی الحان سنتی ایرانی بالذات حزین بوده و وقتی در خدمت اصول تجویدی و نحوه تنفس و وقف و ابتدای منحصر بفرد قرآن قرار میگیرند حالتی روحانی و خاشعانه بوجود می آورند. این نکته هم یکی دیگر از دلایل حقیر در خشوع ذاتی همراه تلاوت است که بنده قبلاً عرض کردم. ناگفته نماند بنده معتقدم که الحان بکار گرفته شده در هنر تلاوت ریشه ایرانی داشته و قبلاً هم در مقاله هایی عرض کرده ام که فونداسیون ریتمیک قرآن (تجوید، تنفس ممتد و وقف و ابتدا) قادر است هر نغمه یا لحنی را بپذیرد و به آنها هویتی معنوی و محزون ببخشد.

رسول اکرم(ص) فرمود:

إن القرآن نزل بالحزن، فاذا قرأتموه فابکوا فإن لم تبکوا فتباکوا.

قرآن با حزن و اندوه نازل شده است، هنگام قرائت قرآن گریه کنید، اگر گریه نتوانستید حالت گریستن را به خود بگیرید.

و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود:

القرآن نزل بالحزن فاذا قرأتموه فتحازنوا.

قرآن با حزن و اندوه نازل شده است هرگاه قرآن قرائت کردید حالت حزن به خود بگیرید.

از امام صادق(ع) هم چنین نقل شده است:

القرآن نزل بالحزن فاقرأه بالحزن

قرآن با حزن نازل شده و آن را با حزن بخوان.

بخش اول

–        خشوع :

اولین استناد بنده آیات هفتادوپنجم تا هشتادم سوره مبارکه واقعه است که خداوند متعال بعد از سوگندی عظیم، کرامت و بزرگی قرآن را یادآور شده و شرط ورود به این منبع عظیم الهی و ارتباط با آنرا طهارت ظاهری و باطنی تالی قرآن قرار میدهند.

در واقع خداوند با ایجاد شرط طهارت به ظاهر، جسمانی برای تالی قرآن، از همان ابتدا، برقراری ارتباط با قرآن را ساده و بدون احترام ندانسته و درجه ای از خشوع در مقابل قرآن را به محبان قرآن مورد تاکید قرار میدهند.

در آیه نود و هشتم سوره مبارکه خداوند میفرمایند: پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.

براستی گذشته از مفاهیم زیادی که در این آیه شریفه نهفته است، نمیتوان این مطلب را عنوان نمود که یکی از تذکرات این آیه متوجه تالیان خوش صداست، قاریانی که ممکن است خدای نکرده در دام شیطان افتاده و اسیر غرور و تکبر و غلیان احساسات نفسانی شده و تنها به خودنمایی در تلاوت فکر کنند و بس. گاهی مشاهده میشود که مستمعین هم در این امر مذموم به قاری کمک کرده و با تشویقهای غیر متعارف و هیجانی، قاری را به این فضای باطل سوق میدهند. بهر حال نکته کلیدی در این آیه هم، توجه دادن قاری به خشوع در مقابل خدای پناه دهنده از شر شیطان است، یعنی هر چه درجه خشوع قاری به هنگام تلاوت در مقابل پروردگار و قرآن بیشتر باشد، یقینا مصونیتش در مقابل وسوسه های شیطان بیشتر است.

بنده در اینجا باز هم تأکید میکنم که بهر حال حتی این تلاوتها هم درجه ای هرچند اندک از خشوع را دارا هستند و در مورد تشویق هم باید عرض کنم اگر تشویق های مستمعین بر اصل القای معانی توسط قاری و خشوع ایشان استوار باشد، هیچ اشکالی وجود ندارد که احسنت و دعاهای مستمعین در حق قاری جاری شده و بصورت معقولی بیان شود.

برای تاکید بر این موضوع به آیه شریفه دویست و هفتم از سوره مبارکه اعراف مراجعه مینماییم. در این آیه خداوند میفرمایند: و چون قرآن خوانند به آن گوش بسپارید و خاموش باشید شاید که مشمول رحمت شوید.

در این آیه شریفه مشاهده میکنیم که باید در مقابل کلام خدا خاشع بوده و با احترام و ادب کامل در جلسه تلاوت قرآن، هم گوش جان به آن داده و هم سکوت نماییم. البته لازم به ذکر است که خود گوش دادن شامل لذت بردن از الحان بکار برده شده در ظاهر زیبای قرآن و نیز دقت در پیامهای معنوی و مفهومیست. و خاموش بودن یعنی با دیگران حرف نزدن، شش دانگ حواس را به قرآن و مفاهیم آن سپردن و به نظر بنده نگاه کردن به مصحف یا صفحات قرآن وبه قاری یا بزرگان جمع خیره نشدن هم جزئی از این خاموشی و خشوع است.

اگر به آیه صدو هشتم سوره طه مراجعه کنیم میتوانیم ارتباط سکوت با خشوع را به وضوح درک کنیم. یعنی درک خواهیم کرد که در ذات خشوع، سکوت نهفته است، آنهم سکوتی معنی دار و از سر درک موقعیت.

مفهوم آیه: در روز قیامت همه از دعوت کننده الهی که هیچ انحرافی در او نیست، پیروی میکنند و صداها در مقابل رحمان خاشع میگردد و جز صدایی آهسته نمیشنوی. یعنی همه صداها از شدت خواری و ذلت (خشوع) در برابر عظمت خدا آنچنان آهسته میشود که هیچ شنونده ای بجز صدایی خفیف نمیشنود.

در آیه هفتم سوره مبارکه قمر داریم:

در حالیکه دیدگانشان خاشع است از گورها بیرون می آیند گویی که ملخهای پراکنده اند.

در این آیه همانگونه که مشاهده میشود خداوند خشوع را به چشمها نسبت میدهد. پس میتوان قیاس کرد که یکی دیگر از خصوصیات خاشع، چشمانی به زیر انداخته شده و رو به پایین است. این اصطلاح در آیه نهم سوره نازعات هم آمده که چشمان مجرمان در روز قیامت فرو افتاده (خاشع شده) است.

با توجه به تاکید مکرر قرآن در آیات هفده، بیست و دوم، سی و دوم و چهلم سوره مبارکه قمر که میفرمایند:

و قطعا قرآن را برای پندآموزی آسان کرده ایم پس آیا پند گیرنده ای هست.

در می یابیم که این قرآن هیچ پیچیدگی نداشته و حقایق عالی و مقاصد بلند الهی در قالب الفاظ شیرین و جذاب و قصه های پر محتوا و منطق شیوا، طوری بیان شده که عموم مردم از هر نژاد و زبانی به قدر علم و فهم خود چیزی از آن بفهمند و بوسیله آن متذکر خدا شوند. و این خود یکی از معجزات قرآن است که با شروع قرائت، کم کم مفاهیم قرآن به فرد قاری به طرز معجزه آسایی انتقال یافته و قاری و مستمع برای درک بیشتر این حکمتها مشتاقتر و با تدبرتر پیش میروند.

دلیل بعدی که باید به آن اشاره نمایم، آیه شریفه شصت و یکم سوره مبارکه یونس است که خداوند میفرمایند:

و تو در هیچ کاری نیستی و هیچ بخشی از قرآن را نمیخوانی و شما هیچ عملی نمیکنید مگر آنکه وقتی به آن میپردازید ما بر شما گواهیم و …..

همانگونه که در اوایل این آیه شریفه ملاحظه میشود، خداوند در هر لحظه بخصوص قرائت قرآن شاهد اعمال ماست و لذا امام صادق (ع) در ارتباط با این مفهوم میفرمایند: پیامبر(ص) هروقت این آیه را تلاوت میکردند شدیداً گریه میکردند.

مشابه این موضوع در روایتهای دیگر و راجع به ائمه علیهم السلام هم بسیار آمده است که این بزرگان در حین تلاوت قرآن اشک از چشمان مبارکشان جاری بوده است.

و این جز درک حضورخالق و عظمت آیات قرآن و خشوع کامل در مقابل کلام وحی چیز دیگری نیست. هر چند باید تاکید کرد که برای معصومین علیهم السلام این خشوع همراه عشق و رضایت دو سویه خالق و ایشان از همدیگر است.

اما یکی از دلائل جالبترکه کلمه خشوع هم در آن ذکر شده آیه بیست و یکم سوره مبارکه حشر است که خداوند میفرمایند:

اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم بی شک آن را از ترس خدا، خاشع و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که تفکر کنند.

همانگونه که ملاحظه میشود این آیه بصراحت مقام تعظیم قرآن را بیان میفرماید.

این مثال برای این است تا عظمت و جلالت قرآن به ذهن انسان نزدیک شده و بنحو شایسته با مفاهیم و علوم ظاهر و باطنش برخورد کند.

در آیه هفتادوچهارم سوره مبارکه بقره میتوان درک کرد که تمام موجودات از جمله کوهها برای خود نوعی شعور دارند. وقتی حال کوه در برابر قرآن چنین است پس انسان سزاوارتر است که وقتی قرآن را تلاوت نموده ویا آنرا استماع میکند، قلبش خاشع گردد و اگر اینگونه نشد جای تعجب دارد.

میبینیم که این آیه خشوع یا افتادگی و بدنبال آن خرد شدن و نیست شدن را ناشی از ترس از عظمت خدای قرآن میداند و لذا منطقی است که هرچه تفکر و تدبر در قرآن بیشتر باشد، عظمت خلقت و قدرت لایزال پروردگار در روح و جان قاری و مستمع نمود بیشتری داشته و در نتیجه خشوع و افتادگی آنها بیشتر شود.

پس خشوع در هنر تلاوت یعنی اصلا خود را ندیدن و بدون خودنمایی تلاوت نمودن و با آخرت محوری و عمل به قرآن و نگرشی پر از خشیت الهی، به کمال و سعادت واقعی رسیدن. خود نمایی که آفت اصلی خشوع است ممکن است علاوه بر نغمه محوری در نمایش ظاهری لباس و چهره قاری و یا در رفتار و اخلاق عملی قاری و یا در هر دو خودش را نشان دهد که تشخیص آن آنقدر سخت نیست.

بخش دوم

 –        ذکر و اذکار تالی و مستمع

در آیات بسیاری خداوند، قرآن را ذکر معرفی فرموده و بعضاً قرآن را وسیله پند دادن و تذکر میدانند. یکی از بهترین راههای ترویج ذکر و تذکر مدام مفاهیم قرآن برای عموم مردم، تلاوت قرآن با صدایی خوش و حزین و البته خاشعانه است.

در اینجا لازم میدانم مصداق کامل یک مستمع قرآنی را خدمت عزیزان معرفی نمایم و آن رهبر فرزانه جهان اسلام حضرت امام خامنه ای است که ضمن اهتمام به امر تلاوت های جذبی و معنوی، زمانی به آرامی قاری را تایید مینمایند که قاری با توجه به مفاهیم آیات، تلاوت مینمایند. و پر واضح است که اینگونه تلاوتها، تلاوتهای با تدبر بوده و قاری سعی دارد فارغ از خودنمایی و با خشوع کامل، لحن و خلاقیتهای نغمه ای خویش را در خدمت مفاهیم قرآن قراردهد.

از طرفی در روایات بسیار زیادی از معصوم علیهم السلام نحوه تلاوت و نکات بسیار زیبا و راهگشایی در ارتباط با خشوع در تلاوت بیان شده که به بعضی از آنها اشاره میکنیم.

روایت است که امام رضا (ع) وقتی آیات مربوط به بهشت و جهنم را تلاوت میکردند گریه میکردند و بعد از هر فراز، جملاتی با مضمون استمداد و پناه بردن به خدا را زمزمه میکردند.

ایشان هرگاه آیه قل هو الله أحد را تلاوت می کردند، پس از آن آهسته می فرمودند: الله أحد

و بعد از اتمام سوره توحید میفرمودند: کذالک الله ربی (ربنا)

 

وقتی ایشان سوره کافرون را میخواندند بعد از اتمام سوره سه بار میفرمودند: ربی الله و دینی الاسلام

وقتی ایشان سوره تین را میخواندند بعد از اتمام سوره میفرمودند: بلی و انا علی ذلک من الشاهدین

 

وقتی ایشان سوره قیامه را میخواندند بعد از اتمام سوره میفرمودند: سبحانک اللهم بلی

و به هنگام تلاوت سوره جمعه می فرمود: قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة للذین اتقوا والله خیر الرّازقین.

و اگر به سوره  اعلی  و نیز هر جا در قرآن به آیه یا ایهاالذین آمنوا می رسید، آهسته می فرمود: لبیک اللهم لبیک

وقتی ایشان سوره حمد را میخواندند بعد از اتمام سوره میفرمودند: الحمدلله رب العالمین

 

حضرت علی (ع) هم وقتی سوره تین را میخواندند بعد از اتمام سوره میفرمودند: نحن علی ذلک من الشاهدین

 

امام صادق (ع) وقتی سوره کافرون را میخواندند بعد از اتمام سوره میفرمودند: دینی الاسلام الهی احیاءً و الهی اموات انشاالله

 

 

بنابراین با توجه به سیره معصومین علیهم السلام و بیانات کامل مقام عظمای ولایت در جلسات قرآن در حضور مبارکشان، متوجه میشویم که حتی جملات ذکر شده در بین آیات، باید یک نوع ذکر باشد و همه چیز بوی خدا بدهد. تشویقهای پرسروصدا و بدون اساس و گفتن جملاتی که باعث غرور و قاری محوری شوند نباید انجام شوند و مستمعین باید به سمت تفکر و توجه بیشتر در آیات و معانی آنها حرکت کنند و همه اذکار باید خشوع در مقابل عظمت خداوند را نشان دهند انشاالله.

در اینجا لازم میدانم به نکته ای مهم اشاره کنم که کمتربه آن توجه شده و گاهاً درست تحلیل نشده است. در شرایط و فضاهای خاصی، محفل تلاوت با عشق و مستی عارفانه ای عجین میشود تا آنجا که گاهی ضجه و قهقهه های شور انگیز همراه با تبسمها و اشکهای از سر شوق تمامی فضای تلاوت را تحت تأثیر خود قرار میدهد و فضایی را بوجود می آورد که شاید در نظر اول بدون خشوع جلوه کند اما با کمی تأمل میتوان به این حال احترام گذاشت و این شور را حتی اگر عامیانه تلقی شود نوعی خشوع فرض نمود. همانگونه  که عرض شد معیار و ملاک ما دراینگونه مجالس باید این فرمول ساده باشد که این هیجانها اگر از سر درک مفاهیم و یا عشق مخلصانه و ساده به ظاهر دلنواز قرآن است، مورد قبول و اگر خدای ناکرده صرفاً برای دلبری کردن قاری برای مستمع و یا لذت بردن مستمع از نغمات و صدای قاری و یا مجلس گرمیست مردود.

حضرت علی علیه السّلام فرمودند: ظاهر قرآن دلنواز و مسرت‌خیز و باطنش عمیق است

بخش سوم

–        نهایت خشوع

در آیات صدوپنجم تا صدونهم سوره مبارک اسراء این مفاهیم را مشاهده مینماییم:

هنگامیکه قرآن بر عالمان بیدار دل خوانده میشود با خشوع و خضوع کامل و بی اختیار با تمام صورت و با چشمانی پر از اشک بر خاک افتاده و سجده میکنند بنحوی که چانه هایشان بزمین میرسد و هر لحظه بر خشوعشان افزوده میشود.

اگر از نهایت خشوع بخواهیم آگاه شویم باید به روایات مراجعه کنیم.

در حدیثی آمده است که رسول خدا(ص) به ابن مسعود فرمود که برایم قرآن بخوان، ابن مسعود می‌گوید که من از اول سوره‌ی نساء شروع کردم تا رسیدم به آیه چهل و یکم:

فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَی هؤُلاَءِ شَهِیداً.

 

حال آنان چگونه است آن روزی که از هر امتی شاهد و گواهی بر اعمالشان می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد.

دیدم اشک از چشمان آن حضرت سرازیر شد و به من فرمود دیگر بس است.

آری، بس است گفتن حضرت نشاندهنده این است که اگر قاری ادامه بدهد روح ایشان به پرواز درآمده و از کالبد دنیایی به سوی خالق قرآن به پرواز درخواهد آمد. و این اوج خشوع عاشقانه و عارفانه است.

آیت الله بهجت (ره) فرمودند:

“خداوند، در قرآن و غیر آن، به حدّى بهشت و بهشتیان را در توصیف، بالا برده که اگر کسى از شوق شنیدن آن، وفات کند، استبعاد ندارد!

آیات جهنّم نیز این گونه است، قرآن مى‏فرماید: «وَ لَهُم مَّقَـمِعُ مِنْ حَدِیدٍ. گرزهاى آهنین براى [زدن] آنان فراهم است. که اگر انسان معاصى خود را در نظر بگیرد و بمیرد، مستبعد نیست!

البته ما با منکرین کار نداریم، ولى برخى از مقرّبین از شوق لقاى بهشت مرده ‏اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر مى‏ گذارد، و او از مُشَوِّقات یا مُخَوِّفات جان مى‏ سپارد، با این همه این آیات در ما هیچ اثر نمى‏کند!”

بنابراین میتوان گفت که نهایت درجه خشوع در تلاوت، مقام وصل به خالق است و این درجه ای است که تنها اولیاء الهی به آن میرسند. از خداوند قرآن خواهانیم تا ما را با قرآن مأنوس بدارد، با قرآن زنده بدارد و با قرآن بمیراند.

والسلام علی من التبع الهدی

جهانبخش فرجی

مراجع:

 ۱-  تفاسیر نمونه و المیزان

۲-   سایتهای زیر:

۱-   http://www.duas.org/Misc/etiquette_reci_HQ.htm

 

2-   http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=51685&MagazineNumberID=5476

 

3-   http://vaghefi.parsiblog.com/Posts/71/%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8+%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%AA+%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86+%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85/

 


مقاله پیروزی بر شیطان به صورت PDF

نوشته استاد جهانبخش فرجی

جهت دانلود بر روی لینک زیر کلیک راست کرده و گزینه save target as  را انتخاب نمایید

دانلود مقاله (بخش ۱)

دانلود مقاله (بخش ۲)


پایگاه قرآنی الحان سلوک

جستجو
تصویر استاد
images
مدیریت سایت: مهدی فتحی پور
images
فراخوان: تلاوتها، نغمات الهی شما
بنام خدا انشاء الله بنا داریم تلاوتها، تواشیح، ابتهال و نغمات الهی همه استعدادها و فعالان قرآنی کشور ، در همه گروه سنی را در سایت الحان سلوک به معرض دید بازدیدکنندگان بگذاریم. لذا لطف فرموده و آثار خود یا آدرس آنها را به ایمیل حقیر ارسال فرمایید. jahan_bakhsh@yahoo.com با احترام جهانبخش فرجی مهر 92
اخبار و مطالب روزانه
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 788
  • بازدید دیروز: 244
  • کل بازدیدها: 977713
  • ورودی موتورهای جستجوگر: 1
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: آبان ۷, ۱۳۹۶ ۱۲:۴۸ ب.ظ
آرشیو ماهیانه